به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

اهدای عضو، اهدای زندگی

تمام استان‌ها دارای قوانین مشابهی در مورد اهدا بافت یا عضو به منظور اهداف درمانی هستند؛ مانند پیوند عضو و یا آموزش پزشکی و تحقیقات. برای اینکه رضایت...

651
651
Share

تمام استان‌ها دارای قوانین مشابهی در مورد اهدا بافت یا عضو به منظور اهداف درمانی هستند؛ مانند پیوند عضو و یا آموزش پزشکی و تحقیقات. برای اینکه رضایت اهدا کننده مورد قبول واقع شود، باید به سن بلوغ رسیده باشد. با وجود اینکه ممکن است شخصی در حضور دو شاهد، شفاها رضایت به این کار داده باشد، بهتر است کتبا نیز این رضایت را اعلام کند. یکی از راه‌های ساده برای این کار، امضای فرم رضایت نامه‌ای است که در تمام گواهینامه‌های رانندگی ایالتی وجود دارد. راننده می‌تواند اعضای اهدایی را مشخص کند و یا فقط تعیین کند «هر عضوی که سالم است». (بیش‌تر موارد قانونی شامل اهدای استخوان، خون، پوست یا بافت‌هایی است که بدن به طور طبیعی قادر به جایگزینی آن‌ها است.) در ضمن فرد می‌تواند این رضایت را در وصیتنامه‌اش نیز قید کند اما باید از قبل، مجری این کار را در جریان بگذارد زیرا اغلب اوقات بعد از مراسم تشییع جنازه است که به وصیت نامه متوفی رسیدگی می‌شود. در ضمن باید رضایت خود را به اطلاع قوم و خویش یا پزشک خود نیز برساند تا مطمئن شود به وصیتش عمل خواهند کرد.
هنگامی که مرگ فردی، حتمی است و یا مرگی رخ می‌دهد، حتی بدون رضایت شخص در حال موت و یا متوفی، ممکن است پرسنل پزشکی از بازماندگان فرد اجازه‌ی این کار را بگیرند. قانون استان کبِک به پزشکان اجازه می‌دهد طبق رضایت و اجازه‌ی همسر یا قوم و خویش نزدیک شخص متوفی، اعضای او برداشته شوند. دیگر استان‌ها و مناطق نیز از نزدیک‌ترین خویشاوند در دسترس شخص متوفی اجازه می‌گیرند؛ همسر، نزدیک‌ترین خویشاوند محسوب می‌شود و به دنبال آن فرزندان بالغ شخص متوفی و بعد هم والدین و پس از آن خواهران و برادران بالغ شخص متوفی به عنوان خویشاوند نزدیک او محسوب می‌شوند. در بیش‌تر استان‌ها و مناطق، ممکن است از یکی از فامیل‌های فرد که بالغ است اجازه‌ی این کار گرفته شود. در قانون ساسکاچوان که یکی از استان‌های مرکزی کانادا می‌باشد توضیح داده شده همسری که از متوفی جدا شده است قادر نیست در این مورد رضایت خود را اعلام کند.
اگر پس از اقوام نزدیک، قوم و خویشاوند دیگری در دسترس نباشد، ممکن است فردی که از نظر قانونی اختیار جسد را به عهده دارد (مثلا یکی از دوستان نزدیک)، رضایت خود را برای این کار اعلام کند. البته این حالت در استان کبِک مستثنی است و شامل این استان نمی‌شود. رئیس اداری بیمارستانی که اهداکننده در آن فوت کرده است، اجازه ندارد موافقت کند؛ به استثنای استان مانیتوبا که استانی در مرکز کانادا می‌باشد و نیوبرانزویک که در جنوب شرقی ساحل کانادا واقع است. در استان کبِک، ممکن است دو پزشک عضوی از بدن متوفی را بدون اجازه، جهت پیوند خارج کنند. البته برای این کار باید کتبا این موضوع را تایید کنند که حصول به رضایت غیر ممکن بوده و با این پیوند زندگی فردی بلافاصله نجات یافته و این که مرگ اهدا کننده در ابتدا توسط دو پزشک مجزا تایید شده است.
به طور کلی، افراد خردسال و صغیر اجازه ندارند رضایت دهند بافت‌ها و اعضای‌شان اهدا شوند. البته استثنائاتی وجود دارد. مانند استان کبِک که اجازه می‌دهد فرد نابالغ که قابلیت تشخیص دارد با تایید کتبی والدینش این رضایت را بدهد و یا در نیوبرانزویک که در قوانین استانی قید نشده است که اهدا کننده باید حتما فردی بالغ باشد، این رضایت قابل اجراست. در استان‌ها و مناطق دیگر، ممکن است والدین فرد نابالغ و یا خواهر یا برادر فرد بالغ رضایت‌شان را برای این کار اعلام کنند. گاهی اوقات ممکن است به پزشکی که معتقد است کودک از نظر قانونی قادر است رضایت دهد و احتمالا سنش 16 یا 17 سال می‌باشد، اجازه‌ی این کار داده شود.

در تمام استان‌ها و مناطق، فرد بالغی که دارای سلامت عقلی است، اجازه‌ی اهدا عضو و یا بافت خود را هنگام حیاتش دارد. به عنوان مثال بعضی‌ها یکی از دو کلیه‌شان را به یکی از خویشاوندان خود که کلیه‌هایش از کار افتاده، اهدا می‌کنند. استان کبِک به فرد نابالغ اجازه می‌دهد که با اجازه والدینش و اگر خطری جدی سلامت او را تهدید نکند، عضو یا بافت خود را اهدا کند. هر چند افراد نباید فرد یا موسسه‌ای را که عضو اهدایی را دریافت می‌کند، مشخص کنند، با این حال مانعی وجود ندارد که بخواهند رضایت خود را محدود کنند و یا اینکه اعلام نمایند مایلند عضو اهدایی صرف اهداف تحقیقاتی شود.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation