به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

برده‌داری زیر چتر مهاجرت

از زمان‌های دور تا امروز، برده‌ها همیشه به عنوان وسیله در نظر گرفته می‌شدند، به طوری که آنها را خرید و فروش و تعویض کرده و یا هدیه...

1098
1098
Share

از زمان‌های دور تا امروز، برده‌ها همیشه به عنوان وسیله در نظر گرفته می‌شدند، به طوری که آنها را خرید و فروش و تعویض کرده و یا هدیه می‌دادند.با وجودی که قرن‌ها مبارزه و فداکاری باعث شد تا برده‌داری در قوانین تمام کشورهای جهان ممنوع شود اما، این پدیده شوم به طور کامل از بین نرفته است.
شاید تنها تعداد کمی از ما بتوانند تصور کنند که با وجود قوانین ذکر شده هنوز هم در برخی از نقاط جهان افرادی هستند که قربانی برده داری می‌شوند. البته عدم آگاهی عمومی از وجود برده داری در دنیای امروزی چندان هم جای تعجب ندارد، چرا که امروزه این امر به یک تجارت تبدیل شده که مخفیانه، آرام و پنهانی انجام می‌گیرد، بی آنکه کسی متوجه شود. قربانیان این شیوه از بردگی، همواره افراد بسیار ضعیف و فقیر جامعه هستند؛ از کارگران مهاجر که برای پرداخت بدهی‌های خود به کارهای سخت تن داده‌اند تا زنان و دخترانی که توسط قاچاقچیان جنسی به فحشا رسیده‌اند. در این مقاله سعی خواهیم کرد تا با توضیح داستانی که در آنتاریو اتفاق افتاده به بررسی مقوله برده داری مدرن در جامعه کنونی کانادا بپردازیم.
یک خانواده مجاری ساکن آنتاریو به جرم برده داری مدرن و اغفال اتباع مجارستانی محکوم شدند. این خانواده این افراد را با وعده کار و آینده بهتر به کانادا می‌آوردند و سپس آنها را مجبور می‌کردند که در ازای غذای ناچیز و سرپناه، مجانی برایشان کار کنند.
فِرِنک دوموتر و برادرش گیولا دوموتر، در سال 1998 از مجارستان به کانادا وارد شدند. آنها در کشور خود با اتهام ارتکاب جرایم سازمان یافته مواجه بودند و یکی از دلایل مهاجرتشان نیز همین موضوع بود. برادران دوموتر با خانواده خود در همیلتون ساکن شده و در زمینه سیمان کاری مشغول به کار شدند. به غیر از محکومیت سرقت از فروشگاه در سال 2001، این دو برادر برای چند سال زندگی موفق و نمونه‌ای داشتند. در آن سال، فرنک و همسرش گیونگی کلمپار، چند ژاکت از فروشگاه Sears برداشتند و دستگیر شدند ولی این موضوعی نبود که توجه مقامات دولتی را جلب کند.
در سال 2008، دولت کانادا شرایط آسان‌تری برای صدور ویزا برای اتباع مجارستان برقرار کرد و به این ترتیب فرنک و گیولا بلافاصله برادران، خواهران و همسرانشان را به کانادا آورده و همگی در همیلتون مستقر شدند. به این ترتیب، تمام شرایط لازم برای انجام کسب و کار غیرقانونی مهیا شد. برنامه آنها این بود که افراد بیکار را در شهر خود در مجارستان (پاپا) پیدا و استخدام نموده و به همین منظور به کانادا بیاورند. آنها به افراد جویای کار وعده درآمد چند هزار دلار در ماه و حتی هزینه سفر به کانادا را می‌دادند. با توجه به شرایط موجود در پاپا، این پیشنهادها بسیار وسوسه انگیز بود. البته برادران دوموتر به هیچ عنوان برنامه‌ای برای پرداخت حقوق به این افراد نداشتند و به این ترتیب ورود بردگان به کانادا آغاز شد. آنها تازه واردین به کانادا را از فرودگاه پیرسون تورنتو تحویل گرفته و پس از گرفتن پاسپورتشان، این افراد را به اقامتگاهی در حومه آنکاستر می‌بردند. البته این اقامتگاه با آنچه برای تازه واردین توصیف شده بود همخوانی زیادی نداشت و مردان مجبور بودند در زیرزمین بخوابند و به آنها فقط روزی یک وعده غذا می‌دادند که بیشتر هم خمیر پخته شده و سیب زمینی بود. راه فراری از منزل دوموتر وجود نداشت. درها و پنجره‌ها قفل بودند و زنگ‌های خطر نیز مانند زندان، در حالت آماده باش قرار داشتند. حتی اگر یکی از این برده‌ها موفق به فرار می‌شد نه پولی برای خرج کردن داشت و نه مدرکی برای نشان دادن به پلیس یا خروج از کشور. حتی زبان انگلیسی هم نمی‌دانستند تا بتوانند با کسی صحبت کنند. این افراد برای این مقصود، دست‌چین شده بودند. در حقیقت دوموترها برای بردگان خود یک جهنم واقعی درست کرده بودند. مردان به کارهای ساختمانی گماشته می‌شدند و حتی گاهی مجبور بودند تا 15 ساعت در روز بدون دریافت دستمزد کار کنند. این مردان در شرکت‌های مختلف به کار گرفته می‌شدند که بخشی از امپراتوری دوموترها به حساب می‌آمدند. آنها گاهی مجبور به نظافت منازل شخصی متعلق به خانواده دوموترها نیز می‌شدند.
تهدید و کتک زدن امری عادی برای این بردگان بود تا به نظم در آیند. حتی تصور این زندگی هم کار بسیار سختی است. برخی از این قربانیان سال‌ها به این روش به زندگی ادامه دادند و دوموترها تا آخرین لحظه از آنها استفاده می‌کردند. علاوه بر کار بدون مزد، این بردگان مجبور به پر کردن فرم‌های پناهندگی با اطلاعات غلط می‌شدند تا دوموترها از کمک‌های دولتی تعلق گرفته به آنها نیز استفاده کنند. خریدهای زیادی با استفاده از کارت‌های اعتباری این افراد و به نام آنها انجام می‌شد که وجه آن هیچگاه به بانک پرداخت نشد. اموال و املاک تعدادی از این بردگان در مجارستان توسط دوموترها به یغما برده شد و برای آنها هیچ چیز باقی نماند. ولی دوموترها هر روز ثروتمندتر می‌شدند. به واسطه این بردگان، دوموترها زندگی مرفه و زیبایی برای خود درست کردند. در پاییز 2009، فرنک و گیولا دوموتر هر یک به خانه جدید خود نقل مکان کردند. ارزش هر یک از این خانه‌ها حدود نیم میلیون دلار بود. همچنین ماشین‌های لوکس و زیبایی برای خود تهیه کردند و نهایتا یک قایق تفریحی برای گردش در اقیانوس، به صورت نقد خریدند.
رمز موفقیت دوموترها در ورود این تعداد از بردگان به کانادا تماما به اتکای عدم توانایی آنها به برقراری ارتباط با افراد و بازگو کردن این جنایت بود. پس از چند سال کار در کارگاه‌های ساختمانی، تعدادی از این بردگان توانایی مکالمه به زبان انگلیسی را پیدا کردند.
دسامبر 2009 نخستین روزنه نور به جهنم تاریک این بردگان تابیده شد. ساندور سامون، یکی از بردگان تازه وارد بود که طبق معمول برای ثبت درخواست جعلی به دفتر کمک‌های رفاهی دولتی برده شد. پیش از ترک منزل، سه قربانی دیگر به او التماس کردند که موضوع را به نحوی به اطلاع مسئولین برساند چون ممکن است این آخرین فرصت ممکن برای آنها باشد. ساندور از طریق مترجم به کارمند مسئول پرونده اطلاع داد که دچار دردسر شده و نیاز به کمک دارد. او دو هفته پیش به کانادا وارد شده و در یک زیر زمین به نشانی 362 خیابان موهاوک شرقی با سه مرد دیگر نگهداری می‌شوند.
کارولین اندرسون، مدیر برنامه کمک‌های رفاهی دولتی گفت که او با شنیدن این موضوع شوک زده شد و فقط نسبت به این مرد، حس ترسناکی پیدا کرد. او به نظر مریض می‌آمد و در کنار مترجم خود نشسته بود. کارولین با پلیس RCMP تماس گرفت و دو افسر تحقیق به دفتر آمدند تا با ساندور صحبت کنند. در 23 دسامبر و یک روز پس از این موضوع، پلیس به نشانی اعلام شده رفت. مردی از خانه خارج شد. پلیس به او نزدیک شد و با اشاره دست از او پرسید که آیا می‌خواهد از آن خانه خلاص شود؟ و آن مرد اشاره کرد که بله. پلیس تصور هم نمی‌کرد که این فرد، جانوس آکس، تا به حال دوبار از این منزل فرار کرده و حتی در خیابان تلاش کرده خود را به پلیس نزدیک کند ولی نتوانسته ارتباط برقرار کند و منظور خود را بیان نماید. جانوس در این خصوص گفت، من به پلیس گفتم مرا دستبند بزند و به زندان ببرد چون من نمی‌خواهم دوباره به آن منزل برگردم. ولی پلیس فقط به من می‌خندید. آنها حتی یک کلمه از حرف‌های من را که سعی می‌کردم به آنها بگویم متوجه نشدند.
این موضوع قطعا برای جانوس بسیار تاثرآور و دردناک بوده که تا این حد به آزادی نزدیک شده و آن را لمس کرده ولی دوباره به اسارت و بردگی برگشته باشد. در 23 دسامبر 2010، جانوس با همراهی پلیس به آن منزل رفت تا وسایل خود را بردارد. به محض ورود، پلیس RCMP متوجه وجود سه فرد دیگر در زیرزمین شد. هر چهار مرد، اکنون از بردگی آزاد شده بودند و با پلیس برای تحقیق می‌رفتند.
در ژانویه 2010 قربانی دیگر به نام دیوید بوگدان تلاش کرد تا از منزل دوموترها فرار کند و خود را به پلیس برساند. در همان زمان یک پیمانکار نیز با پلیس RCMP تماس گرفت و در خصوص تاماس میکو، مرد جوانی که در یکی از سایت‌های آنها کار می‌کرد و در زیرزمین منزل دوموترها زندانی شده بود، گزارش داد. لپا جانکویچ، افسر پلیس RCMP که مسلط به زبان مجاری بود، با تاماس و کارفرمایش ملاقات کرد. او تاماس و تعدادی از بردگان آزاد شده را به سرپناهی در خیابان کاتارین معرفی کرد.
در اکتبر 2010، پلیس RCMP نه نفر را در ارتباط با قاچاق انسان بازداشت کرد. فرنک دوموتر 48 ساله، فرنک دوموتر (پسر) 20 ساله، گیونگی کلمپار40 ساله، گیزلا کلمپار 41 ساله، لایوس دوموتر 42 ساله، فرنک کارادی 47 ساله، گیزلا دوموتر 42 ساله، آتیلا کولومگار 35 ساله و گیولا دوموتر 32 ساله همگی بازداشت شدند. گیولا دوموتر، متهم و نهایتا محکوم به 7 سال و نیم حبس گردید که پس از محاسبه زمان بازداشت تا تاریخ محکومیت، فقط سی ماه باید در زندان سپری می‌کرد. او در اکتبر 2014 آزاد شد.
فرنک دوموتر، به قاچاق انسان و مشارکت در جرایم سازمان یافته و اجبار قربانیان به ارایه اطلاعات غلط به اداره مهاجرت متهم شد. این انسان شیطان صفت نهایتا به 9 سال حبس که سنگین‌ترین مجازات برای قاچاق انسان در دادگاه‌های کاناداست محکوم گردید. او باید 4 سال و نیم از این مدت را در زندان فدرال می‌گذراند و مدت زمان بازداشت‌های پیش از محکومیت نیز جزو مدت حبس او محسوب می‌شد. با این ترتیب او در اکتبر 2016 از زندان آزاد شد. همسر فرنک، گیونگی کلمپار نیز متهم به همکاری در ارایه اطلاعات غلط به اداره مهاجرت توسط قربانیان و دریافت کمک‌های دولتی به میزان 5 هزار دلار گردید و موظف به بازگرداندن مبالغ دریافت شده به شهرداری همیلتون شد. او پس از فروش یکی از خانه‌های خانواده دوموتر به مبلغ 700 هزار دلار، چکی به مبلغ 24865 دلار برای شهرداری صادر کرد که برگشت خورد. پسر فرنک دوموتر نیز با همان اتهامات پدر، به پنج سال حبس محکوم شد. او نیز 16 ماه از این مدت را در بازداشت پیش از محاکمه بود که جزو مدت حبس او محسوب گردید. او در آگوست 2013 و گیولا دوموتر در نوامبر 2014 از زندان آزاد شدند. اتهام گیولا قاچاق انسان بود و به هفت سال و نیم حبس محکوم شده بود.
بیست نفر از محکومین به مجارستان بازگردانده شدند. دوموتر شهروند کانادا است و در حال حاضر با همسر و دو فرزند خود در مونترال زندگی می‌کنند. اسناد هیئت عفو کانادا نشان می‌دهد که او همچنان مبلغ قابل توجهی به اداره مالیات کانادا بدهکار است.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation