به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

بهشت و جهنم روی زمین

«قتل‌عام خانواده دانلی توسط گروهی مسلح در شهر بیدولف، جنایتی بی‌سابقه در تاریخ کانادا محسوب می‌شود». روزنامه Listowel، سال 1880 خانواده بدنام دانلی، در سال 1840 و با...

934
934
Share

«قتل‌عام خانواده دانلی توسط گروهی مسلح در شهر بیدولف، جنایتی بی‌سابقه در تاریخ کانادا محسوب می‌شود».
روزنامه Listowel، سال 1880
خانواده بدنام دانلی، در سال 1840 و با هدف زندگی بهتر، از ایرلند به کانادا مهاجرت کردند. جیمز و جوهانا دانلی، پس از تصرف یک قطعه زمین در نزدیکی لندن در استان آنتاریو، نهایتاً در سال 1847 و در غیاب مالک که زمین خود را از دولت کانادا خریده بود، با ساخت خانه در آن مستقر شدند و بلافاصله اختلافات این خانواده با همسایگان و جامعه محلی آغاز شد. دشمنی‌ها در سال 1857 و پس از قتل یکی از افراد محلی توسط جیمز، که بر سر تصرف زمین با این خانواده درگیر شده بود افزایش یافت. در فوریه سال 1880، مزرعه دانلی در یک آتش‌سوزی از بین رفت و جسد جیمز و جوهانا و پسر آن‌ها تام و برادرزاده‌شان ، بریجیت، در میان خاکسترها پیدا شد. پسر دیگر آن‌ها نیز در همان شب در درگیری دیگری به قتل رسید. تا به امروز، با وجود شواهد زیاد از جمله شاهدان عینی، کسی به اتهام قتل این خانواده محکوم نشده است. بسیاری شک نداشتند که قاتل کیست ولی هیئت منصفه دادگاه پس از دو جلسه رسیدگی، نظری بر محکومیت صادر نکرد.

خانواده سیاه
مشکلات اصلی دانلی‌ها چندسال پس از اقامت در آپر کانادا (آنتاریوی کنونی) و با فروش بخشی از زمین تصرف شده که به محل زندگی خانواده پرجمعیت دانلی تبدیل شده بود، توسط مالک اصلی زمین آغاز شد. قبل از این، مالک چندین بار برای رفع تصرف از زمین خود اقدام کرد که این اقدام باعث عصبانیت دانلی شد به همین جهت مالک، بخشی از زمین پردردسر خود را فروخت. البته هنوز مشخص نیست که آیا دانلی در زمان تصرف زمین، فکر می‌کرده یک زمین بدون مالک در خارج از شهر را در اختیار گرفته و یا از وجود مالک آن با خبر بوده است، چرا که زمین‌های آن بخش عموماً به عنوان زمین‌های بدون مالک، برای استفاده از ایجاد حق مالکیت از طریق تصرف شناخته شده بودند. خریدار زمین هنگامی که از ایرلند به کانادا رسید، با تعجب متوجه شد زمین فروخته شده به او، توسط خانواده دانلی تصرف شده است. او موضوع را در سال 1857 به دادگاه برد و نهایتاً به این توافق رسیدند که خانواده دانلی، 50 هکتار از زمین‌ها را در تصرف خود نگاه دارد. این مقدار زمین بسیار کمتر از آن زمینی بود که او در این مدت از طریق کشاورزی آباد کرده بود. پس از این توافق، خریدار زمین، دانلی را در برابر دادگاه به باد انتقاد گرفت که این امر منجر به درگیری و سپس، قتل او شد. جیمز دانلی پس از این اتفاق متواری گشت و تحت تعقیب قرار گرفت. جالب آن که فرزند کوچک مقتول، توسط خانواده دانلی به فرزندخواندگی گرفته شد و سال‌ها با این خانواده زندگی کرد. دو سال بعد جیمز خود را تسلیم قاضی نمود و در سال 1859 به اعدام محکوم شد ولی با تلاش جوهانا همسر جیمز، مجازات او به 7 سال زندان کاهش یافت.

اوباشِ انجمن صلح بیدولف
در سال 1879، کلیسای محل یک انجمن صلح در منطقه ایجاد کرد و از مردم خواست که از آن، حمایت کنند. جیمز علی‌رغم پرداخت برخی کمک‌های مالی به کلسیا، از امضای تعهد خودداری کرد. اسناد آن زمان حاکی از آن است که تعدادی از اعضای انجمن صلح، در برخی آتش‌سوزی‌های عمدی و تخریب اموال و خشونت‌های فیزیکی در منطقه دست داشته‌اند. نهایتاً بخشی از اعضای این انجمن، که تعدادی از آن‌ها از همسایگان جیمز بودند، در کنار انجمن صلح، به تشکیل یک گروه که بعداً به نام انجمن اوباش معروف شد، مبادرت کردند.
دلایل زیادی برای توجیه قتل خانواده دانلی وجود داشت، ولی آن چه به عنوان آخرین بهانه برای حمله به این خانواده اتفاق افتاد، متهم کردن دانلی به آتش زدن محصول یکی از همسایگان بود. خشم اهالی محل زمانی بالا گرفت که نتوانستند دلیلی برای متهم کردن جیمز در آتش‌سوزی پیدا کنند، در نتیجه تصمیم گرفتند که خودشان، عدالت را اجرا نمایند. موضوع به کلیسا هم کشانده شد و عنوان شد که شیطان در جامعه نفوذ کرده و گناه‌کار باید به سزای خود برسد. کلسیا برای پیدا کردن فرد شرور جامعه کوچک بیدولف، پانصد دلار جایزه تعیین کرد.

کشتار خانواده
داستان خانواده دانلی در فوریه 1880 و با حمله عده‌ای از افراد انجمن اوباش به خانه دانلی به خط پایان رسید. آن شب، جانی، یکی از کارگران دانلی در منزل او بود که بعداً اظهارات او در دادگاه باعث روشن شدن اتفاقات آخرین شب زندگی خانواده دانلی شد. تام، پسر جیمز پس از باز کردن درب منزل، توسط اوباش دستگیر شد. او درخواست کرد تا حکم قضایی برای دستگیری‌اش را رویت کند. جیمز کرول، رییس انجمن صلح که خود، پلیس شهر هم بود وارد منزل دانلی شد و پشت سر او، بیست نفر وارد منزل شدند و پس از ضرب و شتم جیمز، تام و جوهانا، بریجیت 21 ساله، برادرزاده خانواده، که هنوز در طبقه بالا بود را، به قتل رساندند و پس از پاشیدن روغن ذغال سنگ (که برای سوزاندن و روشنایی استفاده می‌شد) بر روی تختی که جانی زیر آن پنهان شده بود، طبقه بالای خانه را به آتش کشیدند. جانی کارگری که اتفاقاً آن شب در منزل دانلی خوابیده بود، توانست به عنوان تنها بازمانده و شاهد پیش‌بینی نشده در این ماجرا، از مهلکه فرار کند. بلافاصله پس از این ماجرا، در ساعت 2:30 صبح، گروه دیگری از افراد به منزل ویلیام، پسر دوم خانواده هجوم بردند. با شنیدن فریاد «آتش»، جان، پسر کوچک خانواده از منزل بیرون پرید که با شلیک دو گلوله کشته شد. مهاجمین به خیال این‌که ویل کشته شده، محل را ترک کردند.

دادگاه اول
سه جلسه مقدماتی دادگاه، در هتلی در شهر لوکان برگزار و جلسه اول دادگاه نیز در اکتبر 1880 برگزار شد. در این مدت، دادستان به این نتیجه رسید که رسیدگی در این دادگاه به علت ملاحظات محلی، منصفانه نخواهد بود لذا، برای جلوگیری از هرگونه تبعیض و پیش‌داوری بر علیه خانواده دانلی، درخواست تغییر محل دادگاه را نمود که دادگاه با این درخواست مخالفت کرد. یکی از شهود کلیدی در این جلسه دادرسی، جان، کارگری بود که آن شب در منزل دانلی خوابیده بود. گروه اوباش هرکاری از دست‌شان برمی‌آمد انجام دادند تا جان در دادگاه شهادت ندهد ولی موفق نشدند. در جلسه دادگاه، اوباش قسم خوردند که آن شب، جان در شهر بود و همین امر باعث خارج شدن او از فهرست شهود گشت.
نهایتاً دادگاه برای رسیدگی به اتهام جیمز کرول، رییس انجمن صلح، به قتل خانواده دانلی، در شهر لندن آنتاریو تشکیل شد. شهود متهمین همگی از دوستان و خویشاوندان اعضای انجمن اوباش بودند و حرف‌های یکدیگر را تایید می‌کردند. آن‌ها مدعی شدند که در گروه اوباش عضویت نداشته و در هیچ یک از جلسات آن، شرکت نکردند و هر یک از آن‌ها داستانی برای آن شب مبنی بر عدم حضور در حمله به منزل دانلی درست کردند. پس از چهار ساعت و نیم رسیدگی، هیئت منصفه اعلام کرد امکان توافق نهایی اعضا وجود ندارد. یکی از اعضای هیئت منصفه اعلام کرد که حتی اگر با چشمان خود دیده بود که کرول، دانلی را به قتل رسانده هم او را محکوم نمی‌کرد. یکی دیگر از اعضا گفت که به صرف ادعای جان، قصد محکوم کردن کرول را ندارد. نظر سایر اعضا نیز تبرئه بود. یکی از اعضا تصمیمی نگرفت، هفت نفر از اعضای هیئت منصفه درخواست ترک هیئت را کردند و فقط چهار نفر نظر به محکومیت کرول رای دادند. لذا هیئت منصفه به بن بست رسید.

دادگاه دوم
دادگاه دوم توسط قاضی متیو کروک کامرون، یکی از قضات قدیمی و بی‌طرف و رییس سابق حزب محافظه‌کار آنتاریو تشکیل شد. پیش از جلسه محاکمه، وکلای هر دو طرف توافق کردند تا دادگاه نزدیک سال جدید تشکیل گردد تا کسی فرصت کافی نداشته باشد که نظر هیئت منصفه دادگاه را به نفع خود، تغییر دهد. با این وجود، اعضای هیئت منصفه، همگی پروتستان بودند که باید در مورد یک ایرلندی کاتولیک، حکم صادر کنند. همچنین وکلا توافق کردندکه شهادت ویلیام دانلی، در مورد حمله به منزل وی و قتل برادرش را نادیده بگیرند و تنها در زمانی از آن استفاده کنند که اتهام جیمز کرول، در پرونده کشتار و آتش‌سوزی، ثابت شود و سپس محاکمه 5 متهم دیگر به جریان بیفتد. از آن جایی که تنها شاهد دادگاه، جانی اکانر جوان بود، دادگاه به این نتیجه رسید که پی‌گرد قانونی، متوقف شود. در حالی که این پسر، تمام مدارک و شواهد را به صورت روشن و کامل ارایه کرده بود اما، قاضی کامرون دایما از دفاعیه متهمین حمایت می‌کرد و روند محاکمه را به تعویق می‌انداخت. در نتیجه، بیشتر دلایل دادستان برای تایید اظهارات تنها شاهد ارایه کرده بود، رد شد. در نهایت قاضی کامرون اعلام کرد که دفاعیات اظهار شده توسط جانی اکانر غیر قابل اعتبار بوده و باعث انحراف هیئت منصفه شده، بنابراین امکان صدور حکم محکومیت را، به حداقل رساند.
این واقعیت که نتیجه دادگاه و تصمیمات قاضی و وکلا در این پرونده، کاملا تحت تاثیر نقش مذهب بر جامعه و دادگاه بوده، قابل انکار نیست. این موضوع در کنار عدم وجود دلایل و شواهد محکم، دست دادستان را برای دفاع از محکومیت متهمین خالی گذارد.

 

dadgar main author
In this article

Join the Conversation