به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

بی‌خانمانی در کانادا

برای بسیاری از جوامع کانادایی‌، بی‌خانمانی یک واقعیت و چالشی اجتماعی در سراسر کشور است. بر اساس برآورد انجام شده در سال ۲۰۱۴ اعلام شد که هر سال،...

97
97
Share

برای بسیاری از جوامع کانادایی‌، بی‌خانمانی یک واقعیت و چالشی اجتماعی در سراسر کشور است. بر اساس برآورد انجام شده در سال ۲۰۱۴ اعلام شد که هر سال، بیش از ۲۳۵ هزار نفر درکانادا بی‌خانمانی را تجربه می‌کنند. بر این اساس بیش از 35 هزار کانادایی هر شب بی‌خانمان هستند و هزاران نفر وجود دارند که بدون هیچ ‌سرپناهی زندگی خود را در پارک‌ها و فضاهای عمومی به سر می‌کنند. همه از این آمارها اطلاع دارند؛ با این حال، اقدامات ضروری برای زنده ماندن، مانند خوابیدن در پارک یا درست کردن سرپناهی با چادر، در بسیاری از مناطق کانادا توسط قانون ممنوع اعلام شده است.
ارتباطی غیرقابل انکار میان خشونت خانگی و بی‌خانمانی وجود دارد. طبق آمار سال ۲۰۱۱، تخمین زده شده است که خشونت خانگی بر روی دو میلیون کانادایی تأثیر گذاشته و افراد و خانواده‌ها را بدون هیچ‌گونه حمایتی، مجبور به ترک ناگهانی خانه می‌کند. این مسئله معمولاً برای جوانان و زنانی که به خصوص صاحب فرزند هستند، بیشتر رخ می‌دهد. زنانی که خشونت را تجربه می‌کنند و در فقر به سر می‌برند، معمولاً مجبور می‌شوند بین روابط خشونت‌آمیز و بی‌خانمانی، یکی را انتخاب کنند. جوانانی که قربانی آزارهای جنسی، جسمی یا روحی هستند نیز غالباً مجبور به فرار از خانه و تجربه بی‌خانمانی می‌شوند. همچنین سالمندانی که در معرض آزار و بی‌توجهی قرار می‌گیرند نیز به طور فزاینده‌ای در خطر بی‌خانمانی قرار دارند.
در کنار دلایل اصلی بی‌خانمانی مانندِ بی‌کاری و عدم‌ توانایی تهیه‌ مسکن، بیماری روحی یکی از دلایل بی‌خانمان شدنِ افراد است.
طبق آمار، در هر شبانه‌ روز تقریباً ۲۰ درصد از جمعیتِ بی‌خانمان‌ها را کسانی تشکیل می‌دهد که دچار بیماری روحی شدیدی هستند. یک زیر مجموعه از این گروه، بی‌خانمان‌های کهنه‌سربازی هستند که با اختلال استرس پس از سانحه (PTS) و عذاب و رنج روحی، در کشمکش و مبارزه‌اند. کسانی که بیماری روحی دارند، در تمام امور روزمره‌ زندگی مانند مراقبت‌های شخصی دچار مشکل هستند و غالباَ برای دوره‌های طولانی‌تر، بی‌خانمان باقی می‌مانند. ضمناً این افراد برای پیدا کردن شغل و دریافت خدمات روزمره برای نیازهای خود، موانع جدی بر سر راه خود دارند.
در سال ۲۰۱۲، یک نفر از هر پنج نفر که در ایالات متحده بی‌خانمان بودند، با مشکلات استفاده از مواد مخدر درگیر بودند. راه حل افرادی که به طور مداوم بی‌خانمان هستند و در ضمن دچار اعتیاد می‌باشند، سکنی یافتن در مکانی است که به طور دایم از آن‌ها حمایت شود. زیرا در این مکان‌ها فرد به طور دایم سکونت خواهد کرد و از حمایت و خدمات فراوانی استفاده می‌کند.
پلیس و ماموران اجرای قانون، بی‌خانمان‌ها را به دلیل سرپیچی از مقررات زیر نظر گرفته و آن‌ها را جریمه و از آن مکان جابجا و آواره کرده و نهایتاً ممکن است آن‌ها را به خاطر رفتارهایی که برای زنده ماندن خود انجام می‌دهند، مانند خوابیدن در معابر عمومی، به سیستم قضایی معرفی کنند. بیشتر ممنوعیت‌های مربوط به خوابیدن و مستقر شدن افراد بیخانمان در مکان‌های عمومی، در مقررات شهرداری‌ها ذکر شده و رسیدگی به این موضوعات در صلاحیت شهرداری‌ها و در سطح محلی است و بنابراین، تحت نظارت سطوح بالاتر دولتی قرار ندارد. لذا راه مبارزه با این قوانین، تقریباً غیر ممکن است، چون باید با استدلالِ مغایرت ابن مقررات با اصول قانون اساسی، مقررات هر شهر را بطور مستقل به چالش کشید.
برای افراد بی‌خانمانی که در حال حاضر آواره شده‌ و مجبورند به ناچار و برای بقای خود در یک مکان عمومی و غیر سر بسته بخوابند، ایجاد یک سرپناه عمومی، یک پیشرفت قابل توجه در کیفیت زندگی آن‌ها محسوب شده و سطح مناسبی از امنیت، حریم خصوصی، گرما، حفاظت از گرمای خورشید و آسایش برای آنان فراهم می‌کند که می‌تواند زندگی فردی که انتخاب مناسبی برای محل زندگی ایمن ندارد را نجات دهد. این موضوع در بند ۷ منشور حقوق و آزادی‌های کانادا عنوان شده و اعمالی که باعث تجاوز به حق حیات، آزادی و امنیت فرد است را ممنوع کرده است.
در دو شهرداری در استان بریتیش کلمبیا، یعنی ویکتوریا و ابوتسفورد، مقررات ممنوع کننده خوابیدن و برپا ساختن سرپناه در فضای عمومی، خلاف قانون اساسی شناخته شد. با این حال، این تصمیم هنوز در خصوص مقررات مشابه در شهرداری‌های دیگر شهرهای کانادا گرفته نشده تا آنان نیز نسبت به اطلاح مقررات خود اقدام کنند. لذا مقررات مشابه در سایر شهرداری‌ها، هنوز به قوت خود باقی و پابرجاست. ضمن اینکه باز کردن یک پرونده بر علیه شهرداری، اساساً گزینه‌ی مناسبی برای کسانی که بدون سرپناه زندگی می‌کنند نمی‌باشد.
در تورنتو که ثروتمندترین شهر کانادا محسوب می‌شود، هر گونه تکدی‌گری و تلاش برای گدایی و جمع‌آوری کمک از مردم از طریق گدایی جرم محسوب می‌شود. ضمن اینکه خوابیدن در مکان‌های عمومی، کاری که اکثر افراد بی‌سرپناه و بی‌خانمان انجام می‌دهند، خود عملی خلاف قانون بوده و قابل پیگیری است. بی‌نوایی و فقر، درد اجتماعی بزرگی است. ۵۱ سال پیش، دولت هریس، تکدی‌گری و گدایی را در شهر، جرم اعلام کرد. جریمه‌هایی که براساس قانون برای این عمل در نظر گرفته شده از ۰۶ دلار تا ۰۰۵ دلار می‌باشد. البته جای تعجب ندارد که ۹۹ درصد از این جریمه‌ها به علت فقر و بی‌پولی متکدیان، هرگز پراخت نمی‌شود.
هزینه‌ نیروی پلیس تورنتو برای اجرای “قانون امنیت خیابانی” به بیش از ۱ میلیون دلار در سال رسید. کل این سرمایه‌گزاری علاوه بر ناعادلانه بودن، هدر رفتن میران زیادی پول و وقت مردم بود.
مدافعان در تلاش جهت تغییر قوانین بی‌خانمانی، دادخواست خود را به دادگاه عالی تسلیم کردند اما در سال ۲۰۱۵، دیوان عالی کانادا حکم کرد که در رأی دادگاهی پایین‌تر از خود در این خصوص تجدیدنظر نخواهد کرد. استدلال آن‌ها این بود که مجلس مکان مبارزه با بی‌خانمانی است، نه دادگاه.
این تصمیم، حق صدها هزار بی‌خانمان پیدا و پنهانِ سراسر کشور را از طرح مشکل‌شان‌ در دادگاه محروم کرد. اما دادگاه نیز علامتی واضح به دولت داد: زمان آن رسیده تا اقدامات لازم برای این ضرورت ملی انجام شود.
مدافعان اظهار کردند که بر اساس مواد و بندهای منشور حقوق بشر که “امنیت افراد” و “حقوق برابر افراد جامعه” را تضمین می‌کند، بی‌خانمانی و نداشتن مسکن، یکی از مصادیق نقض حقوق بشر است و دولت‌های فدرال و استانی، با قصور و کوتاهی در اجرای سیاست‌هایی که بی‌خانمانی و عدم دسترسی به مکان مناسب برای خواب را کاهش و در نهایت از بین می‌برد، این منشور را نقض کرده‌اند.
دولت‌های فدرال و استانی در کوششی برای جلوگیری از پیشرفت این پرونده، طی لایحه‌ای به دادگاه اعلام کردند که این منشور حاوی حقی عمومی برای فراهم کردن مسکن یا مُلزم نمودن دولت برای ارایه کمک‌های اجتماعی و حمایت‌های مربوط به تهیه مسکن نمی‌باشد.
اوتاوا اعلام کرد که با سرمایه‌گذاری در برنامه‌های ارزان قیمت مسکن که با مشارکت دولت‌های استانی انجام شده به وظیفه قانونی خود عمل کرده است.
در حالی که افراد بی‌خانمان می‌توانند از هر گروه اجتماعی باشند، گزارشی نشان می‌دهد که برخی از جمعیت‌های خاص، بیش‌تر در آن‌ها نمایان هستند:
• مردان مجرد ۲۵ تا ۵۵ ساله تقریباً نیمی از جمعیت بی‌خانمان‌ها (۵/۴۷ درصد) را تشکیل می‌دهند.
• جوانان ۱۶تا ۲۴ ساله، ۲۰ درصد بی‌خانمان‌ها را تشکیل می‌دهند. طبق آمار انجام شده، ۲۵ تا ۴۰ درصد جوانان بی‌خانمان جزو جمعیت LGBT می‌باشند.
• مردم بومی بیش‌ از همه در میان بی‌خانمان‌های تقریباً هر شهری در کانادا دیده می‌شوند و این میزان به نحو چشمگیری به سمت غرب و شمالِ کشور افزایش می‌یابد.
سازمان‌های دولتی اظهار می‌کنند که کمبود خدمات بهداشت روانی و عدم تخصیص بودجه در این راستا، به افزایش جُرم و جنایتِ افراد مبتلا به بیماری‌های روانی کمک کرده است. از آن‌جایی که انجمن‌های خدمات بهداشت روانی، بودجه‌ پایه‌ بسیار کمی در اختیار دارند، افرادی که دچار بیماری روحی هستند، خدمات اجتماعی را جهت کمک به بهبودشان دریافت نمی‌کنند. در واقع فشار بر روی پلیس، بیمارستان‌ها و دیگر خدمات اورژانسی افزایش یافته است. اگر چه در حال حاضر تدارکاتی برای ارزیابی‌های تخصصی، درمان و استقرارِ مجدد مجرمانِ دارای اختلال ذهنی در جامعه انجام شده است، اما این خدمات با فقدان منابع متوقف شده‌اند.
خدمات پلیس، دادگاه‌ها و مراکز اصلاحی برای مقابله با مشکلات خاص و منحصر به فرد افراد فقیر و بی‌خانمان مجهز نیستند. این سازمان‌ها برای جایگزینی خدمات بهداشتی و اجتماعی طراحی نشده‌اند. به عنوان مثال، ممکن است افسران پلیس به درستی آموزش ندیده باشند تا با نیازهای پیچیده‌ی افراد بی‌خانمان و کسانی که دچار بیماری روحی هستند، مقابله کنند و بر اساس قوانین بهداشت روانی استانی، قدرت‌شان محدود است. با این حال، در بسیاری از جوامع، پلیس مجبور است نقش نیروی کار بهداشت روانی را به عهده بگیرد. شناخت ارتباط میان بیماری روحی، بی‌خانمانی و نظام قضایی کیفری گامی است ضروری برای ایجاد اقدامی عملی که به طور مناسب این مشکل اجتماعی رو به رشد را مورد نظر قرار می‌دهد.
علی‌رغم موفقیت‌های پی در پی در مورد بی‌خانمانی در کانادا، پیشرفت‌های کوچکی در زمینه‌ی دستیابی به راه‌حلی دایمی در سراسر کشور حاصل شده است.

In this article

Join the Conversation