به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

درباره پلیس کانادا بیشتر بدانیم…

مارچ وست پس از این که نخست وزیر، سر جان ای. مک‌دونالد اعلام کرد چمن‌زارها و مرغ‌زارهای کانادا نیاز به نیروی پلیس قدرتمندی دارد، پلیس سوارة شمال‌غربی در...

739
739
Share

مارچ وست
پس از این که نخست وزیر، سر جان ای. مک‌دونالد اعلام کرد چمن‌زارها و مرغ‌زارهای کانادا نیاز به نیروی پلیس قدرتمندی دارد، پلیس سوارة شمال‌غربی در سال 1873 تشکیل شد. ایجاد و حضور چنین نیرویی، دلایلی داشت: از جمله این که به درخواست کانادا جهت یک‌پارچه شدنش تا غرب جامه عمل پوشانده شود، روابط با مردمان ملت اول بهبود یابد و به تجارت غیر قانونی ویسکی که در غرب تجارتی مرسوم و متداول بود، خاتمه داده شود. نخستین نیروهای تازه نفس پلیس از نقاط مختلف کشور گرد آمدند و به شش گروه تقسیم شدند. و این گروه‌ها در قرارگاه دافرینِ مونتانا با یکدیگر ملاقات کردند.
در هشتم جولای سال 1874، این نیروی پلیس که تعداد‌شان کمتر از 300 نفر بود، از مقر دافرین به سمت غرب به حرکت درآمد و مسافتی حدود هزار و پانصد کیلومتر را طی سه ماه پشت سر گذاشت. این مردان در طول مسیر با سختی‌ها و مشقات زیادی روبرو شدند اما هنگامی که سفرشان در جایی که اینک استان آلبرتا می‌باشد پایان یافت، اردوگاهی بر پا کردند و مشغول ساختن اردوگاه مک‌لود شدند. در ماه‌های بعد، تجارت ویسکی به شدت در هم کوبیده شد و بی‌قانونی به نحو چشم‌گیری کاهش یافت. در سال 1875، پلیس، پاسگاه‌های بیش‌تری در مناطق استحفاظی ساسکاچوان، کلگری و والش بر پا کرد. به این ترتیب نظم و قانون با شیوه ای کم خشن‌تر از آمریکا، در کانادا برقرار شد.

مونتی‌ها در هالیوود
مونتی‌ها بدون شک یکی از مشخصه‌های کانادا محسوب می‌شوند. این مطلب به خصوص در صنعت سینمای سال‌های 1920، 1930 و 1940 کاملا مصداق دارد. در این دوران هالیوود فیلم‌های زیادی را در مورد مونتی‌های افسانه‌ای به تصویر درآورد. طی این دوران، کارگردان‌ها، فیلم‌های خلاقانه‌ای از مونتی‌ها ساختند و گاهی اوقات آن‌ها را در قالبی به دور از حرفه‌شان به تصویر کشیدند. به عنوان مثال، در سال 1919، فیلم ترس ستمگر، افسر پلیسی را به تصویر می‌کشد که در لباس خدمت، مشغول نوشیدن مشروب در فاحشه خانه‌ای است. نتیجه این شد که RCMP و استان آنتاریو از این فیلم شکایت کردند که موجب شد از روی پردة سینماهای کانادا برداشته شود.
نیروی پلیس برای مبارزه با چنین جلوه‌های ناهنجاری تصمیم گرفت افرادی را در خط تولید فیلم‌ها بگمارد تا مشاوران فنی روی تولید فیلم‌ها نظارت داشته باشند. این مشاوران استخدام می‌شدند تا اطمینان یابند لباس‌ها، شخصیت‌ها و خط داستان، نشان‌دهندة پلیس (مونتی) کانادایی است. البته برخی کارگردانان توصیه و رایزنی متخصصان را نادیده می‌گرفتند و خودشان شخصیتِ مونتی مورد نظرشان را می‌آفریدند.
این گفته که مونتی‌ها همیشه مجرم را دستگیر می‌کنند معمولا از خلاقیت‌های هالیوود نشأت می‌گیرد. جالب این جاست که این عبارت را می‌توان در مقاله‌ای یافت که در در سال 1877 در مقر بنتون (مونتانا) به ثبت رسیده است:
از زحمات بی شائبة سرگرد ایرواین و تلاش‌ها و کوشش‌های کاپیتان ویندر، پلیس سوارة شما‌‌ل‌غرب بی‌نهایت سپاسگزاری می‌شود. آنان با کوشش خود توانستند بار دیگر قاچاق ویسکی را در هم شکنند. در این رابطه آن‌ها توانستند سه مجرم را دستگیر نمایند. پس از محاکمة مجرمان و اثبات گناهکاری‌شان، هر یک محکوم به پرداخت مبلغ پانصد دلار یا حبس به مدت حداقل 6 ماه شدند. اما مجرمان ترجیح دادند به حکم اول گردن نهند. اسب‌ها در روند دستگیری مجرمان از بین رفتند اما نیروی پلیس نیرومندتر این است و هرگاه رد یک قاچاقچی به مشامش برسد، همیشه موفق می‌شود و می‌تواند هر مجرمی را دستگیر کند.
نوشتة بالا قدیمی‌ترین مدرکی است که گفتة مونتی‌ها همیشه مجرم را دستگیر می‌کنند را تصدیق می‌کند که بعدها در سینمای هالیوود الهام بخش بسیاری از فیلم‌ها شد.

افسانه‌‌های محلی
در طول تاریخچة RCMP، داستان‌های جالبی وجود دارند که باور کردن‌شان دشوار است. برخی از این داستان‌ها حقیقت دارند و برخی دیگر غیرواقعی و کذب می‌باشند. داستان‌هایی که در زیر می‌خوانید، فقط افسانه هستند و منشا واقعی ندارند.

آنجیکانی
داستان ناپدید شدن دهکدة اینویت‌ که نزدیک دریاچه آنجیکانی قرار دارد، درست نیست و صحت ندارد. اینویت‌ها مردمان بومی کانادای شمالی و بخش‌هایی از گرینلند و آلاسکا به شمار می‌آیند. نویسنده‌ای آمریکایی به نام فرانک ادواردز ادعا می‌کند که داستان ناپدید شدن دهکدة اینویت را در کتابش با عنوان عجیب‌تر از دانش نوشته است. این نوشته به صورت داستانی دنباله‌دار و محبوب در روزنامه به چاپ درآمد. حتی در برخی کتاب‌ها و مجلات به این داستان اشاره می شد. با این حال مدرکی دال بر صحت این داستان وجود ندارد. دهکده‌ای با جمعیت زیادی که در کتاب ذکر شده بود، قاعدتا نمی‌توانست در چنین منطقة دور افتاده‌ای از شمال‌غربی کانادا (62 درجه شمالی و 100 درجه غربی و حدود 100 کیلومتر در جهت غرب منطقه اسکیموها)، وجود داشته باشد. در ضمن باید گفت در بایگانی پلیس سوارة آن منطقه، هیچ گزارشی مبنی بر جرم و جنایت به دست نیامده و نیز هیچ یک از شکارچیان و یا مبلغان، سخنی مبنی بر واقعیت داشتن این داستان بر زبان نیاورده‌اند.

آل کاپن
در سال 2000، شهر موس‌جاو در ساسکاچوان، توانست با به‌کارگیری شگرد جالبی برای جلب توریست، رونق یابد. آ‌ن‌ها اظهار می‌کردند که طی تحریم آمریکا، آل‌کاپن در شهر موس‌جاو مخفی شده و از تونل‌های شهر جهت معاملات قاچاق استفاده می‌کند. به این ترتیب بازدید توریست‌ها از این تونل‌ها، منبع درآمد خوبی برای اهالی شد. البته هیچ مدرکی مبنی بر این که معاملات قاچاق کاپن با شهر موس‌جاو در ارتباط باشد، وجود ندارد.

کتاب خانم مایک
هر ساله عدة زیادی با RCMP تماس می‌گیرند تا اطلاعاتی در مورد گروهبان مایک فلنیگان کسب کنند. گروهبان فلنیگان یکی از شخصیت‌های اصلی کتاب «خانم مایک» نوشتة بندیکت و نانسی مارس فریدمن است.
متاسفانه، با وجود این که نویسندگان کتاب اظهار می‌کنند ماجرایی واقعی را به رشتة تحریر درآورده‌اند، اما این کتاب کاملا یک افسانه است. در سال 1947، افسری نوشته‌های این کتاب را در ستون یکی از مجلات محلی دنبال کرد و در پایان نظر مساعدی نسبت به نوشته‌ها نداشت. او اظهار کرد در همان زمانی که در کتاب از خانم مایک صحبت به میان آمده بود، او در همان منطقه مشغول به انجام وظیفه بوده و برخی از قسمت‌های کتاب به هیچ عنوان پسندیده نیست.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation