به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

دوشنبه غمناک

کرختی پس از کریسمس، حساب بانکی رو به خالی شدن، اضافه وزن، هوای سرد و فرا رسیدن زمان برگشت به کار پس از چند هفته مهمانی و تعطیلی،...

148
148
Share

کرختی پس از کریسمس، حساب بانکی رو به خالی شدن، اضافه وزن، هوای سرد و فرا رسیدن زمان برگشت به کار پس از چند هفته مهمانی و تعطیلی، همه و همه باعث شده تا سومین دوشنبه ماه ژانویه تبدیل به غم انگیزترین روز سال شود. این روز به دوشنبه غمناک معروف است.

میزان غم در این روز بر اساس عوامل مختلفی مانند وضعیت آب و هوا، میزان بدهی بالا آمده در روزهای پایان سال، تعداد و نوع هدایای گرفته شده در کریسمس و تعطیلات، و همچنین میزان انگیزه برای شروع مجدد کار و آغاز فعالیت پس از تعطیلات سال نو اندازه‌گیری می‌شود. حال و هوای غمناک و مستعد افسردگی در این روز، ممکن است گریبان همه را نگیرد ولی همین حس خفیف و موقت در افراد، ما را برای مدت کوتاهی در جایگاه مشابه افرادی که اساساً دچار اختلالات و بیماری روانی هستند، قرار می‌دهد. ما اگر یک روز در سال دچار حس افسردگی خفیف می‌شویم، آن‌ها در تمام سال با احساس‌های روانی قوی‌تر از آن درگیر هستند. بنابراین دوشنبه غمناک می‌تواند به عنوان بهترین روز برای آگاه سازی جامعه در خصوص مسایلی مرتبط با بیماری‌های روانی در جامعه می‌شوند بکار گرفته شود.
عوامل محیط زیستی هم می‌توانند ایجادگر یا تشدید کننده اختلالات روانی در افراد باشند. ایزابل گلدی، مدیر پیشرفت و تحول در مرکز بیماری‌های روانی شهر لندن در استان اونتاریو، برای تایید این امر به افسردگی‌های فصلی که در موقع خاصی از سال افراد را درگیر می‌کند اشاره می‌کند. البته باید به این موضوع اشاره کرد که اثرات این افسردگی فصلی محدود به زمستان و زمان بروز آن نیست بلکه در تمام طول سال، سلامت فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
در کانادا، جوانان و زنان بیشتر در معرض آسیب های روانی و افسردگی هستند. جوانانی که دوران مدرسه را پشت سر گذاشته‌اند سخت‌ترین روزهای زندگی خود را تجربه می‌کنند؛ آنان مشغول به کار شده‌اند، روابط معناداری با دیگران را آغار کرده‌اند، و با مسئولیت‌های زیادی روبرو شده‌اند. از سوی دیگر، زنان بیشتر از مردان مستعد درگیر شدن با افسردگی و هیجانات روانی هستند و این موضوع آنان را بیشتر در معرض استفاده از مواد مخدر و جایگزین های آرامش بخش قرار می‌دهد. البته در این آمار این نکته را از یاد نبریم که مردان اصولاً مشکلات روانی را یک موضوع شرم آور می‌دانند و از ابراز مشکلات روانی نزد پزشک یا دیگران خودداری می‌کنند و به همین جهت ارایه آمار دقیق از مردان دچار مشکلات روانی کار آسانی نیست.
زنان بعضاً با مشکلات منحصر به فردی روبرو هستند، از جمله تناقضات و مشکلات بین محیط کار و محیط منزل. زنان حتی با مشکلات بزرگتری دست به گریبان هستند؛ اختلال در خورد و خوراک برای رعایت هنجارهای زیبایی شناسی اجتماعی.

خوشبختانه در کانادا موضوع سلامت روانی در سیستم عدالت کیفری، موضوع بسیار جدی محسوب می‌شود. قانونِ سلامت روانی استان آونتاریو در خصوص برخورد با افراد دچار بیماری روانی، یک سری مقررات و الزامات لازم الاجرا وضع کرده است. قانون کیفری کانادا نیز، به موضوع مسئولیت کیفری متهمانی که دچار بیماری روانی هستند پرداخته است. بر این اساس چنانچه متهم در زمان ارتکاب جرم، از سلامت عقل و روان برخوردار نبوده باشد مسئولیت کیفری نخواهد داشت و اگر دفاعیات او مبتنی بر بیماری و عدم سلامت روانی باشد، دادگاه باید از مشاوره متخصص روانپزشک در خصوص وضعیت روانی متهم استفاده کند. قوانین مهم کانادا که متضمن حقوق سلامت روانی و عقلی و خدمات مرتبط با آن است یکی، قانون اعلام رضایت در خدمات درمانی است که در خصوص مقررات مربوط به محرمانه بودن موضوعات درمانی و موافقت و اعلام رضایت بیمار در خدمات درمانی صحبت کرده، و دیگری قانون تصمیمات جایگزین است. این قانون درخصوص انتخاب وکیل برای مراقبت های شخصی افراد و نحوه اتخاذ تصمیم برای او وضع مقررات کرده است.

موضوع اصلی و مهم درخصوص بیماران روانی پذیرش داوطلبانه و یا پذیرش اجباری آنان نزد روانپزشک است. یک بیمار ممکن است داوطلبانه به متخصص مراجعه و درخواست کمک کند. گاهی نیز وضعیت فرد به گونه‌ای است که بر اساس تشخیص متخصص، برای خود بیمار یا افراد اطرافش خطرناک است و بیمار نیاز به کمک و درمان دارد. این افراد چنانچه از مراجعه به متخصص خودداری کنند، بر اساس قانون به اجبار به مراکز درمانی روانی برده خواهند شد، و چنانچه شخصی قادر به تصمیم‌گیری در خصوص خود نباشد، معمولا قیم و یا وکیل او، بر اساس مصلحت او برایش تصمیم خواهد گرفت.

اضافه بر این مشکلات، افراد دچار اختلالات روانی، با مشکل «پیش‌داوری» در جامعه مواجه هستند. بیماران روانی و افراد معتاد، در هنگام اجاره منزل مورد قضاوت های عجولانه و گاهی بی اساس قرار می گیرند و با مشکلات متعددی مانند حاشیه‌نشینی در شهرها و تبعیض مواجه می شوند. اما بر اساس قوانین کانادا، صاحبان املاک و خانه‌ها نمی‌توانند صرفاً به دلیل اینکه شخصی دچار بیماری روانی است یا بنظر چنین می‌رسد که دچار بیماری روانی و یا اینکه معتاد است از اجاره دادن ملک خود به او خودداری کنند. کسانی که ملک خود را اجاره می‌دهند مکلفند آن را برای افراد دارای اختلات روانی نیز آماده کنند. مثلاً درصورت ایجاد مزاحمت برای سایر مستاجران از طرف مستاجری که دارای بیماری روانی است، موجر باید به جای تخلیه ملک، راه‌های جایگزین برای حل مشکل را پیدا و اجرا کند.

اگر در استان آونتاریو ساکن هستید و دچار اختلالات روانی شده‌اید می‌توانید به پزشک خانواده مراجعه و او شما را به یک متخصص ارجاع خواهد داد. اما در زمانی که به درمان نیاز دارید و درخواست معالجه دارید، سیستم درمانی کانادا جزو کشورهای قوی در این زمینه محسوب نمی‌شود. برخی از خدمات درمانی روانی تحت پوشش برنامه درمان استانی هستند ولی مطب روانپزشکان معمولاً با ازدحام بیمار مواجه است و نزدیکترین زمان لیست انتظار آنان ممکن است بیش از یک سال باشد. از طرفی چنانچه موفق به ملاقات با روانپزشک شدید، امکان ویزیت مرتب و هفتگی وجود ندارد. تنها جایگزین برای افرادی که از اختلالات روانی در عذاب هستند، اخذ مشاوره از متخصصین خصوصی و پرداخت هزینه‌هایی است که گاهی تا چند هزار دلار نیز می‌شود.

بسیاری از مردم، مشکلات روانی خود را جدی نمی‌گیرند و برای درمان آن حاضر به پرداخت هزینه نیستند؛ اما در واقع دردهای روانی می توانند عواقب زیاد و نتایج طولانی مدت داشته باشند و افراد به خاطر بدنامی بیماری روانی از پرداختن به آن خودداری می‌کنند. به نظر کریس چری، روانپزشک ثبت شده، هرسال زندگی‌های بیشماری با کمک صدها روانپزشک مجربی که در کشور داریم، دچار تحول می‌شوند. اما برای هر زندگی که از طریق مشاوره روانپزشک متحول می‌شود، هزینه زیادی به آن زندگی تحمیل می‌شود و با اولویت دادن به مشکلات روانی، سرمایه هایی که به سختی و با مشقت جمع شده، برای پرداخت صورتحساب‌های روانپزشکان صرف می‌شود. با این حال جایگزین فوری و رایگانی برای ارایه خدمات درمانی روانی در اونتاریو وجود دارد. شماره تلفن ۲۶۰۰-۵۳۱-۸۶۶-۱ اطلاعاتی در خصوص خدمات درمانی روانی به شما ارایه می‌دهد. این یک سرویس دولتی است که به طور بیست و چهار ساعته و در تمام ایام هفته به صورت کاملاً محرمانه به متقاضیان ارایه خدمت می‌کند.

تلاش دیگر کانادا در این زمینه، برگزاری روز «گپ و صحبت» است که یک جریان و حرکت ملی است که توسط شرکت ارتباطات بِل برای پایان دادن به حاشیه‌های بد در خصوص بیماری روانی و جمع آوری کمک برای این منظور ترتیب داده شده است. شرکت بِل در سال 2010 اعلام کرد که برای موضوع اختلالات و بیماری‌های روانی در کشور، مبلغ 50 میلیون دلار طی پنج سال آینده اختصاص خواهد داد. هرسال در ماه ژانویه، شرکت بل روز مشخصی را برای آگاه‌سازی در خصوص اختلالات روانی در نظر می‌گیرد. این شرکت همچنین بابت هر پیام نوشتاری که توسط مشترکین خود ارسال شود و هر تماس راه دور و همچنین هر توییت ارسال شده با هشتگ bellletstalk# و همچنین هر بار انتشار تصویر Bell Let’s Talk در فیس بوک، مبلغ 5 سنت به این جریان اختصاص می‌دهد. هرسال این هشتگ به طور گسترده در رسانه‌های جمعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. با کمک جاستین ترودو، الن دجنرس و بسیاری از هنرمندان مشهوری که از بسترهای اجتماعی آنان برای گسترش این پیام استفاده شده، شرکت بِل مبلغ شش و نیم میلیون دلار، تنها در یک روز در سال 2017 جمع آوری کرد.

بیماری‌های روانی، بسیار متنوع هستند که همگی زیر عنوان کلی بیماری یا اختلال روانی جای می‌گیرند. برخی از این بیماری‌ها شامل هیجان و اضطراب، اختلالات دوقطبی، افسردگی، اختلالات تغذیه‌ای، اعتیاد و اسکیزوفرنیا می‌باشند. از هر پنج کانادایی یک نفر به نحوی، یکی از اختلالات یا بیماری‌های روانی را در زندگی تجربه کرده یا خواهد کرد. بیشتر این افراد، درخصوص صحبت با همکاران و دوستان و فامیل درباره مشکلات خود، در تردید بوده و به تنهایی به دنبال درمان هستند. موضوعات روانی به گونه‌ای است که نه فقط بر شخص بیمار، بلکه بر اطرافیان او نیز تاثیرگذار است. این افراد به جهت عدم ارتباط مناسب و درک متقابل، در برابر کسانی که دوستشان دارند هم احساس تنهایی و بی کسی می‌کنند.
هدف اصلی جریان گپ و صحبتی که شرکت بِل به راه انداخته، از بین بردن حس شرم آور بودن صحبت درباره بیماری‌ها و اختلالات روانی است. به همین منظور، این شرکت باب گفتگو را برای مشارکت کانادایی‌ها در این زمینه به راه انداخته است. کلارا هاگز، تنها ورزشکاری که تا کنون موفق به دریافت مدال در هر دو المپیک تابستانی و زمستانی شده، از ابتدای راه اندازی این جریان در صف اول آن قرار داشته است. این دوچرخه سوار و اسکیت باز 42 ساله، خود نیز تجربه اختلالات روانی را داشته است. هاگز از افسردگی و اختلال تغذیه‌ای رنج می‌برده و خودش را از اطرافیانش به خاطر اجتناب از صحبت درباره مشکلاتش پنهان می‌کرد. به عنوان یک قهرمان المپیک، کلارا در ابتدا نمی‌خواست طرفدارانش را، که چشم به او و زندگی او دوخته بودند، نا امید کند ولی بعداً به این نتیجه رسید که این فرصت خوبی است که با استفاده از موقعیت اجتماعی که دارد درباره موضوع اختلالات و بیماری‌های روانی صحبت کند و تصمیم گرفت تا صدای افرادی باشد که از این بیماری در عذاب هستند.

خودکشی هایی که علت آن، بیماری‌ها و اختلالات روانی است، دومین عامل مرگ جوانان بین 10 تا 24 سال در کانادا است. بنابراین بسیار مهم است که این موضوع در کانادا به موضوع بحث تبدیل شود و درباره آن گفتگو شود. علت اصلی که تاکنون در این باره سکوت شده، آن است که موضوع اختلالات روانی مشهود و قابل لمس نیست. در بسیاری از موارد، بسیار سخت است که متوجه اختلالات روانی شخصی شوید چون هیچگونه آثار و علایم ظاهری و جسمی ممکن است در شخص بیمار وجود نداشته باشد.

بسیاری از دوستان و فامیل و همکاران ما و حتی افرادی که در خیابان با آن ها روبرو می شویم ممکن است بیماری و درد و رنج روانی خود را پشت خنده‌هایشان پنهان کنند، درست همان کاری که کلارا هاگز برای سال‌ها انجام داد. برای کمک به چنین جامعه‌ای باید محیطی ایجاد کرد تا این افراد برای صحبت درباره مشکلات و دردهایی که آن ها را عذاب می‌دهد، احساس راحتی و آرامش کنند. به جای اِنکار یا کم اهمیت جلوه دادن بیماری‌های روانی، به علت عدم تظاهرهای جسمی، باید برای درمان این بیماران و کسانی که از اختلالات روانی در عذاب هستند گام‌هایی برداشت.

ایجاد شرایط برای یک گفت و گوی ساده درباره بیماری، تاثیر بسیار زیادی بر شکستن موانع برای رسیدن به سلامت روانی دارد. لذا این جنبش مردم را به شروع صحبت درباره سلامت و بهداشت روانی با دوستان، همکاران و افراد فامیل تشویق می‌کند. روز گپ و صحبت، امسال در 31 ژانویه برگزار می‌شود و در این روز همه افراد برای پایان دادن به این طرز فکر که صحبت درباره بیماری‌های روانی، موضوعی شرم آور یا ناخوشایند است دعوت شده‌اند. هر یک از اظهارنظرها در فضای مجازی و رسانه‌های جمعی، در این خصوص با ارزش خواهد بود.

به یاد داشته باشیم که مهمترین موضوعی که ما به عنوان یک شهروند مسئول در جامعه در برابر آن مسئولیت داریم، پیشگیری از افزایش اختلالات و بیماری‌های روانی در جامعه است. به هر اختلال روانی باید همانند یک شکستگی استخوان نگریست که اگر بلافاصله درمان نشود هر روز بدتر و بدتر خواهد شد و به نقطه‌ای خواهد رسید که زندگی بیمار و اطرافیان را تباه خواهد کرد.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation