به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

سارق زیرک کانادایی

بدون شک یکی از محبوب‌ترین مجرمین کانادا، کِن لیشمِن است. او یک سارق بانک رِند و چموش بود که برای بسیاری از افراد در دهه 60 و 70...

1328
1328
Share

بدون شک یکی از محبوب‌ترین مجرمین کانادا، کِن لیشمِن است. او یک سارق بانک رِند و چموش بود که برای بسیاری از افراد در دهه 60 و 70 تبدیل به یک قهرمان شد و علتش هم این بود که او در هیچ ‌یک از سرقت‌های خود از خشونت استفاده نمی‌کرد. شاید معروف‌ترین سرقت او، دزدی چند میلیونی شمش‌های طلا از فرودگاه وینیپگ باشد که در سال 1966 انجام شد. در این سرقت، همدست او با لباس مامور خدمات بار شرکت هوایی ایرکانادا و با راهنمایی و برنامه‌ریزی هنرمندانه لیشمِن ، 12 جعبه شمش طلا را با یک خودروی حمل بار شرکت ایرکانادا به سرقت برد. کِن لیشمِن (1979-1931) که به راهزن پرنده یا جناب راهزن نیز معروف بود، بین سال‌های 1957 تا 1966 سرقت‌‌های متعددی را به انجام رساند. او پس از دستگیری توسط پلیس RCMP و پیش از اجرای حکم، دوبار اقدام به فرار کرد. سرانجام، در دسامبر 1979 و در حالی که برای نجات عده‌ای در حال پرواز به تاندر بِی بود، در 65 کیلومتری شمال آنجا دچار حادثه گردید و کشته شد.

زندگی لیشمِن
لیشمِن در 20 جون 1931 در شهر هلند در مانیتوبا به دنیا آمد. او در خانه‌ای پر تنش بزرگ شد و مدرسه را نیمه کاره رها کرد و تا پیش از ازدواج با اِلوا شیلدز در 17 سالگی، مشغول به کارهای مختلف شد. در تابستان 1951 لیشمِن به عنوان تعمیرکار سیار ماشین‌های صنعتی و دستگاه‌های برش نِی در جنوب مانیتوبا کار می‌کرد. در 1952 او یک هواپیمای تک نفره خرید تا از آن برای رفتن به مزارعی که نیاز به کارهای تعمیراتی داشتند، استفاده کند. او همچنین با این هواپیما در مسیرهای کوتاه مسافر جابجا می‌کرد و از این راه، پول بیشتری به دست می‌آورد. پنج سال بعد، تعمیرات ماشین‌های صنعتی محدودتر شد تا این که او در کارخانه تجهیزات آشپزی کویین آن مشغول به کار گردید. لیشمِن تا سال 1957 و زمان ورشکستگی این کارخانه، با آنها همکاری کرد.

نخستین سرقت
در دسامبر 1957، لیشمِن با معرفی خود به عنوان دوست مدیر بانک تورنتو- دامینین در تقاطع خیابان یانگ و آلبرت در تورنتو، از این بانک 10 هزار دلار سرقت کرد و متواری شد. او به عنوان مشتری و به منظور گرفتن وام تجاری، تقاضای ملاقات با مدیر بانک را کرد و زمانی که در اتاق مدیر بانک بود، درهای اتاق را بست و با تهدید اسلحه، او را مجبور کرد تا چکی به ارزش 10 هزار دلار بنویسد و پس از دریافت چک و گرفتن اطلاعات شخصی مدیر و دوستان و خانواده‌اش، او را مجبور کرد تا جلوی باجه همراهیش نماید و چک را نقد کند. او با استفاده از اطلاعاتی که از مدیر گرفته بود، خود را دوست صمیمی او معرفی نمود و پس از دریافت پول، به بهانه خرید نوشیدنی، مدیر بانک را تا بیرون در ورودی بانک همراه خود برد و سپس فرار کرد.
سرقت دوم
سه ماه بعد، در مارچ 1958، لیشمِن تلاش کرد تا از بانک CIBC در تقاطع خیابان یانگ و بلور در تورنتو سرقت کند اما، این بار موفق نشد. در این سرقت، مدیر بانک، هووارد مِیسِن، به محض دیدن اسلحه از همکاری با او خودداری کرد. در حالی که لیشمِن سعی داشت از بانک فرار کند یکی از مشتریان خانم بانک برایش پشت پا گرفت و تنها یک ساختمان آن طرف‌تر با کارمند بانک گلاویز شده و پلیس توانست او را دستگیر کند. او به 12 سال حبس در زندان استونی مانتن محکوم شد. لیشمِن در دسامبر 1961 مشمول عفو گشت و پس از آن به عنوان فروشنده سیار مشغول به کار شد.در سال 1966، او صاحب خانواده‌ای با 7 فرزند بود و درآمد حاصل از کارهای قانونی، کفاف زندگی آنها را نمی‌داد. به همین جهت لیشمِن که به دنبال منبع درآمد جایگزین و مناسب برای تامین زندگی خانواده‌اش بود، به زندگی مجرمانه قبلی خود بازگشت.

سرقت طلا
در سال 1966 لیشمِن در معروف‌ترین سرقت خود، توانست به کمک چهار همدستش، 385 هزار دلار شمش طلا (معادل 2.5 میلیون دلار به ارزش پول در سال 2009) که قرار بود توسط شرکت ترانس ‌ایر به وینیپگ حمل شود را پیش از بارگیری در هواپیمای ایرکانادا در اتاوا به سرقت ببرد. نخستین بار در 1 مارچ 1966، پاول گِرِنکو از بارگیری محموله عظیم طلا خبردار شد و سایر افراد تیم را نیز مطلع کرد تا آماده عملیات شوند.لیشمِن در دوران حبس در زندان استونی مانتن، بررسی‌های اولیه این سرقت را انجام داده بود و برای انجام آن، چهار نفر را استخدام کرد. هَری باکلین، وکیل ساکن وینیپگ که در زندان با لیشمِن آشنا شده بود برای پشتیبانی مالی سرقت، جان بِری و ریچارد گِرِنکو برای جابجایی طلا و پاول، برادر گِرِنکو به عنوان فروشنده خیابانی برای ردگیری و تایید بارگیری اولیه طلاها در رِد لیک استخدام شدند. همچنین، لیشمِن توانست با تهیه لباس‌های سرهمی زمستانی و دوختن آرم شرکت ایرکانادا، خود را به عنوان کارگر ایرکانادا جا بزند. در نهایت، این سرقت با به دست آوردن برنامه جابجایی مسافران و بارهای شرکت ایرکانادا از روی میز کارمند این شرکت که برای مدتی محل کارش را ترک کرده بود، شروع شد. ریک و جان با پوشیدن لباس‌های مبدل کارکنان ایرکانادا، یکی از کامیون‌های حمل بار شرکت ایرکانادا را سرقت کرده و به سمت محل فرود هواپیمای حامل طلای شرکت ترانس ایر حرکت کردند. آنها با معرفی خود به عنوان کارکنان ایرکانادا، اعلام کردند که در برنامه‌ها تغییر ایجاد شده و شرکت ایرکانادا برای حمل طلاها به جای پرواز برنامه‌ریزی شده قبلی، یک پرواز چارتر در نظر گرفته و این پرواز تا کمتر از یک ‌ساعت دیگر پرواز خواهد کرد و به همین دلیل باید هر چه زودتر طلاها را بارگیری و جابجا کنند. با توجه به لباس‌های فرم و کامیون ایرکانادا و اسناد و مدارک آنها که به ظاهر درست بود، کسی به آنها مشکوک نشده و طلاها در کامیون بارگیری گشت. سپس، محموله طلا به خودروی لیشمِن منتقل و به منزل هَری باکلین، وکیل لیشمِن که با خانواده‌اش به مسافرت رفته بود، برده و در فریزر جاسازی شد. برنامه این بود که طلاها آنجا بماند و سپس به مزرعه تِرِهِرن که به عموی لیشمِن تعلق داشت، منتقل شود. اما، سوم و چهارم مارچ، کولاک شدید مانع اجرای این برنامه شد. چون باکلین خود را از عملیات سرقت کنار کشیده بود، طلاها باید از منزل او خارج می‌شد. بیشتر شمش‌ها در حیاط پشتی منزل باکلین دفن شد ولی پلیس محلی که منزل تمام همدستان احتمالی لیشمِن را بازرسی کرده بود سرانجام توانست ضمن این تجسس‌ها، طلاها را در منزل باکلین پبدا کند.

ادامه زندگی
پس از این سرقت، لیشمِن مجدداً به زندان افتاد و زمانی که منتظر محاکمه بود، توانست با کمک همدستان خود برنامه فرار از زندان هدینگ ‌لی را اجرا نماید و در سپتامبر 1966 با سرقت یک هواپیما از استین باک در استان مانیتوبا، نام خود را با عنوان سارق پرنده، مجدداً بر سر زبان‌ها انداخت. لیشمِن و همدستانش پس از یک زد و خورد مسلحانه، در ایندیانا در استان آنتاریو دستگیر شدند. در 1975، پس از آزادی از زندان، لیشمِن به رِد لِیک در آنتاریو نقل مکان کرد و شرکت هواپیمایی توماهاوک را مدیریت نمود. او یک شهروند نمونه بود و حتی به عنوان معاون شهردار منطقه خود نیز انتخاب شد. لیشمِن در جریان یک پرواز برای حمل بیمار، در سال 1979 ناپدید گشت و در سال 1980 مرگ او رسماً اعلام شد.
سرقت‌های لیشمِن به عنوان داستان‌های جالب در محافل عمومی تعریف می‌شد و از او با عنوان رابین‌هود نام می‌بردند. در سال 2005 یک برنامه مستند تلویزیونی، با عنوان «کن لیشمِن: راهزن پرنده» ساخته شد که در آن داستان به بررسی زندگی و کار لیشمِن به عنوان یک سارق پرداخته می‌شد. همچنین یک رُمان، یک کتاب و یک نمایشنامه در سال 2007 نیز با همین عنوان در مورد زندگی لیشمِن نوشته و ساخته شد.

dadgar main author
In this article

Join the Conversation

به خانواده دادگر بپیوندید

با پیوستن به بزرگترین پرتال حقوقی ایرانیان آمریکای شمالی ،اطلاعات خود را به روز کنید و آخرین اخبار دادگر را هفتگی دریافت کنید. همچنین به قید قرعه برنده یکسال اشتراک رایگان ما شوید.
Email/ایمیل
Name/نام
اطلاعات شما تحت دادگر محفوظ می باشد.