به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

مخالفت با پزشکان برای حفظ زندگی

آقای رسولی از اکتبر سال ۲۰۱۰ در بیمارستان “Sunnybrook” در کما بسر می‌برد. او بوسیله دستگاه‌های پزشکی، تنفس و تغذیه مصنوعی به زندگی‌ خود ادامه می‌دهد. پزشکان، از...

1043
1043
Share

آقای رسولی از اکتبر سال ۲۰۱۰ در بیمارستان “Sunnybrook” در کما بسر می‌برد. او بوسیله دستگاه‌های پزشکی، تنفس و تغذیه مصنوعی به زندگی‌ خود ادامه می‌دهد. پزشکان، از آن جایی که هیچ پیشرفتی در بهبودی او دیده نمی‌شد تصمیم گرفتند که این تنفس و تغذیه مصنوعی را قطع کنند. ولی‌ همسر آقای رسولی، خانم پریچهر سلاسل رضایت خود را برای این مسئله به بیمارستان اعلام نکرد و با گرفتن رأی دادگاه، از این کار جلوگیری کرد. بر اساس قانون “رضایت در خدمات درمانی” در صورت وجود اختلاف در شیوه درمان، همسر آقای رسولی خانم سلاسل، قیم قانونی او محسوب می‌شود. تیم پزشکی‌ مسئول درمان آقای رسولی بر این عقیده بودند که ادامه حمایت زندگی‌ او از طریق دستگاه‌های پزشکی‌ نه تنها برای درمان او مفید نیست بلکه ضرر بیشتری را نیز بر او وارد خواهد ساخت. ولی‌ قیم قانونی آقای رسولی با تیم پزشکی‌ مخالفت کرد. به دلیل مخالفت خانم سلاسل، تیم پزشکی‌ تصمیم خود را تا صدور رأی دادگاه به تعویق انداخت. در محکمه اولیه و دادگاه تجدید نظر، قضات حکم دادند که از آنجایی که حمایت بیمار با وسایل پزشکی‌ و از طریق تنفس و تغذیه مصنوعی جزو خدمات درمانی و شامل قانون “رضایت در خدمات درمانی” محسوب می‌شود، قطع کردن این خدمات درمانی نیاز به رضایت بیمار و یا قیم قانونی او بر اساس این قانون دارد.
دادگاه عالی‌ کانادا با اشاره به این مطلب که قانون “رضایت در خدمات درمانی” در این مسئله بسیار واضح است و نیازی به رجوع به حقوق افراد بر اساس منشور حقوق و آزادی‌های کانادا نیست، اعلام کرد که حمایت از زندگی‌ بیمار به وسیله دستگاه‌های پزشکی‌ جزو خدمات درمانی محسوب می‌شود و برای قطع آن، صرف نظر از اینکه درمان فایده پزشکی‌ دارد یا خیر، رضایت بیمار و یا قیم قانونی‌ او لازم است. در صورت اختلاف نظر بین پزشکان و قیم قانونی، برد مخصوصی “Ontario Consent and Capacity Board” باید اختلاف آنها را حل كند. قداست و اهمیت حفظ جان انسان‌ها به طور کل از اصول مهم هر سیستم حقوقی و جامعه بشری است و نمی‌توان با تصمیم گیری‌های فردی در شرایط مختلف این اصل مهم را زیر پا گذاشت. رأی دادگاه عالی کانادا نیز تأییدی بر اهمیت جان انسان‌ها در کانادا است. ماهنامه دادگر با خانم مژگان رسولی دختر آقای رسولی مصاحبه‌ای را انجام داده است و شما می‌توانید این داستان را از زبان خود ایشان بخوانید.

 

• خانم رسولی، لطفا بفرمایید که در حال حاضر وضعیت پدرتان، آقای مهندس رسولی به چه صورت است و آیا در طی‌ این مدت بهبودی در وضعیت پدر شما حاصل شده یا خیر؟
• درحال حاضر بر خلاف آنچه که پزشکان تشخیص داده بودند حدود دو سال است که پدرم در حالت حداقل هشیاری بسر می‌برند. تشخیص پزشکان این بود که ایشان در وضعیت زندگی‌ گیاهی هستند و بر این باور بودند که این وضعیت همیشه به همین صورت باقی‌ خواهد ماند. اما پس از مدتی پدرم از این وضعیت خارج شدند و در حال حاضر قادر هستند که با اطرافیان خود، ارتباط چشمی و حرکتی‌ را داشته باشند و نسبت به اطراف خود هشیار هستند و این مسئله در تابستان ۲۰۱۲ رسما توسط پزشکان تائید شد.

• می‌دانیم که ایشان در سال ۲۰۱۰ برای عمل جراحی به بیمارستان سانی بروک رفتند. جریان چه بود و چطور شد که ایشان به کما رفتند؟
• پدرم در تاریخ ۷ اکتبر سال ۲۰۱۰ عمل تومور خوش خیم مغز داشتند و تنها حدود یک هفته بعد از عمل در ۱۶ اکتبر به کما رفتتند. دلیل آن مننژیت و عفونت بیمارستانی بود. گویا در حین عمل مشکلی در ورود لوله تنفسی پیش آمده بود که پس از عمل پزشکان دوباره می‌بایست دستگاه‌های تنفسی را به ایشان وصل کنند و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شوند.

• برخورد پزشکان در مورد عدم رضایت در قطع دستگاه‌های تنفسی شما چگونه بود؟
• پزشکان برای قطع دستگاه‌ها به گفته خودشان در این شرایط نیازی به رضایت خانواده نداشتند و تنها ما را از تصمیم خود جهت قطع دستگاه‌های تنفسی آگاه می‌ساخنتد. اما برخورد آنها محکم و تهاجمی بود. گویا انتظار مخالفت ما با تصمیم که گرفته بودند را نداشتند. البته به نظر من برخورد هر پزشک با دیگری متفاوت است. در این مورد، دو پزشکی‌ که طرف مقابل ما بودند، برخورد خیلی‌ محکمی داشتند. همچنین برای ما عجیب بود که اولین جلسه را با پزشک جراح پدرم که ما پس ازحدود یک هفته او را می‌دیدیم ، ترتیب داده بودند تا از ما برای قطع دستگاه‌ها رضایت بگیرد. ما مرتبا تلاش کردیم قطع دستگاه‌ها را به تعویق بیندازیم. ابتدا در آن جلسه رضایت ندادیم. نظر دکتر جراح در آن جلسه این بود که این دستگاه‌ها هیچ کمکی‌ در راه درمان پدرم نخواهند کرد و بیمارستان می‌تواند بدون نیاز به رضایت خانواده بیمار، این دستگاه‌ها را قطع کند.

• پزشکان بیمارستان سانی بروک چه مدت بعد از عمل به این نتیجه رسیده بودند که باید دستگاه‌ها را قطع کنند؟
• به فاصله تنها ۳ هفته بعد از اینکه پدرم به کما رفتند، پزشکان با ما جلسه گذاشتند و تلاش داشتند تا ما را متقاعد کنند که شرایط پدرم تغییری نخواهد کرد و آنها می‌توانند بدون داشتن رضایت ما تصمیم خود را عملی کنند و این جلسات تنها برای آگاه ساختن ما از تصمیمشان بود. اما از آنجایی که مادر من پزشک هستند، برای ایشان تعجب آور بود که پزشکان به این سرعت در مورد وضعیت بیمار تصمیم گیری کرده‌اند، بخصوص که این مسئله ظاهراً به خاطر قصوری بود که در حین عمل یا بعد از عمل ایجاد شده بود. پزشکان در آن جلسه تاریخ و ساعت مشخص کردند و گفتند که ما دو هفته بعد، روز چهارشنبه ساعت 11 صبح دستگاه‌ها را قطع می‌کنیم. بعد از چیزی حدود دو هفته، جلسه بزرگتری برگزار شد و در آن، دکترهایی از بخش آی‌سی‌یو، سرپرست آن دکتر کاتبرتسن، مددکاران اجتماعی، و همچنین کسانی‌ از بخش کفن و دفن آمده بودند و می‌خواستند ما رضایت بدهیم تا دستگاه‌ها را قطع کنند. در حالیکه ما واقعا نمی‌دانستیم که پدرم چطور به این وضعیت دچار شده و چه اتفاقی‌ افتاده و کسی‌ هم در این مورد به ما توضیح نمی‌داد.  در هر حال ما باز هم با قطع دستگاه‌ها مخالفت کردیم. ما خیلی‌ ناراحت بودیم که چطور می‌خواهند بدون رضایت ما اینکار را انجام دهند. برای تعطیلات کریسمس همه چیز آرام شد و خبری از جلسه و قطع دستگاه ها نبود تا این که در تاریخ 10 ژانویه 2011 آخرین جلسه برگزار شد که در آن رسماً اعلام نمودند که پدرم در شرایط زندگی گیاهی است و پزشکان تصمیم گرفتند در روز چهارشنبه 8 شب دستگاه‌ها را قطع کنند.

• چه زمانی‌ لزوم مشاوره با یک وکیل را حس کردید؟ وکیل شما چه اقدامی در مورد مسئله شما انجام داد؟
• در آخرین جلسه‌ای که ابتدای سال ۲۰۱۱ برگزار شد، مادرم گفتند که اصلا رضایت قطع دستگاه‌های تنفسی را نمی‌دهند و پزشکان گفتند تنها راه ، آوردنِ نامه از دادگاه با حکمی مبنی بر عدم قطع دستگاه‌ها است. برای ما روشن نبود که چرا دادگاه باید در این مورد حکم بدهد. من نسخه‌ای‌ از مقررات بیمارستان را گرفتم و پس از خواندن آن متوجه شدم که در صورت عدم توافق بین خانواده بیمار و پزشک، باید به مرجعی به نام هیأت رضایت و صلاحیت آنتاریو “Ontario Consent and Capacity Board” یا به اختصار CCB مراجعه کنیم. اما پزشکان همچنان روی حرف خود پافشاری کردند که ما حتما باید این مسئله را از طریق دادگاه حل کنیم. ما بعدا، از طریق چند تن از دوستان ایرانی‌، با وکیل‌مان آقای گری هادر “Gary Hodder” آشنا شدیم. او هم از اینکه پزشکان نمی‌خواهند ما به CCB مراجعه کنیم و بجای آن از طریق دادگاه به این قضیه رسیدگی شود متعجب بود. از نظر پزشکان بیمارستان، دوره‌ “درمان” به پایان رسیده بود و وجود این دستگاه‌ها “درمان” به حساب نمی‌آمد. وکیل ما بررسی‌ مسئله را بر اساس تعریف “درمان” شروع کرد و به این شکل جلسات دادگاه شروع شد. دو دادگاه در سطح انتاریو برگزار شد. در دادگاه نخست قاضی، نیاز به رضایت خانواده را مطرح نمود. این حکم پزشکان را راضی نکرد و آنها به دادگاه عالی انتاریو برای تجدید نظر مراجعه کردند، که باز هم با عدم موفقیت پزشکان برای رسیدن به خواسته‌شان شد، این بار با رای 3 قاضی مواجه شدند. پس از آن پزشکان به عالی‌ترین سطح قانونی کانادا یعنی “دادگاه عالی کانادا” برای تجدید نظر و حکم نهایی مراجعه نمودند.

• می‌دانیم که حل و فصل قضایا از طریق دادگاه معمولاً پروسه‌ای‌ طولانی‌ است. توصیه شما به خوانندگان در موارد مشابه چیست؟ و سیستم قضایی کانادا را چطور ارزیابی می‌کنید؟
• اینکه خانواده‌ای درگیر یک پروسه طولانی‌ حقوقی شود در شرایطی که به شدت نگران حال بیمار هم هستند، مشکل است. ما در اینجا تازه وارد بودیم و از قوانین و مقررات هم اطلاعات چندانی نداشتیم و از سوی پزشکان و مسئولین بیمارستان نیز ظاهراً به شکلی گمراه کننده راهنمایی شدیم. از لحاظ مالی هم شروع یک پروسه حقوقی آسان نبود.خانواده ما در این مدت خیلی‌ تجربه سختی داشتیم ولی‌ در کل خوشحالیم که این راه را رفتیم و موفقیتی که حاصل شد برای بیماران و خانواده‌های بعدی شرایط را روشن نمود. من فکر می‌کنم در کشور قانونمندی مثل کانادا، خوب است که در هر موردی و برای شروع هر کاری ابتدا خودمان بررسی‌‌هایی را انجام دهیم و قوانین و حقوقمان را بدانیم. در این مورد بخصوص اگر ما شخصا به دنبال این مسئله نرفته بودیم که از قوانین مربوطه آگاهی‌ پیدا کنیم، آنچه که دو پزشک معالج به ما اطلاع دادند کافی‌ نبود. البته ممکن است پزشکان دیگری باشند که به نحوه دیگری عمل کنند و من هر چه که می‌گویم در مورد تجربه شخصی‌ ماست.

• با تشکر از شما برای این گفتگو، برای پدرتان آرزوی سلامتی و بهبودی بیشتر داریم.
• من هم از شما برای انجام این مصاحبه تشکر می‌کنم و امیدوارم که این تجربه برای خوانندگان مجله سودمند باشد.

dadgar main author
In this article

به خانواده دادگر بپیوندید

با پیوستن به بزرگترین پرتال حقوقی ایرانیان آمریکای شمالی ،اطلاعات خود را به روز کنید و آخرین اخبار دادگر را هفتگی دریافت کنید. همچنین به قید قرعه برنده یکسال اشتراک رایگان ما شوید.
Email/ایمیل
Name/نام
اطلاعات شما تحت دادگر محفوظ می باشد.