به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

مهر پدری، انگیزه قتل

در سال 1993، رابرت لاتیمر کشاورز ساکن حومه ویلکی در ساسکاچوان، تریسی، دختر معلول و ناتوان خود را به قتل رساند. او در توجیه عمل خود، این کار...

890
890
Share

در سال 1993، رابرت لاتیمر کشاورز ساکن حومه ویلکی در ساسکاچوان، تریسی، دختر معلول و ناتوان خود را به قتل رساند. او در توجیه عمل خود، این کار را اقدام از روی ترحم و عشق نامید. رسیدگی به اتهام قتل و محکومیت او به زندان، توجه افکار عمومی را در سطح ملی و بین‌المللی به خود جلب کرد و مباحث حقوقی و اخلاقی دنباله‌‌دار و مفصلی را در خصوص قتل از روی ترحم به دنبال داشت.

وضعیت جسمی تریسی
تریسی در نوامبر 1980 در ساسکاچوان به دنیا آمد. در زمان تولد، قلب او از کار ایستاد و تنفس او قطع شد. این اتفاق منجر به آن شد که به علت کمبود اکسیژن، صدمات مغزی شدیدی به او، وارد شود. کادر پزشکی او را به زندگی بازگرداندند ولی توقف ضربان قلب و تنفس تکرار شد. او سریع با آمبولانس به بیمارستان آموزشی سلطنتی در ساسکاتون منتقل شد و در آن جا بخشی از تورم مغز و همچنین، توقف قلب و تنفس او کاهش یافت. رابرت و لارا لاتیمر، دختر خود را پس از این که شرایط جسمی او با درمان‌های انجام شده تحت کنترل قرار گرفت به منزل بردند. تریسی دچار فلج مغزی شد، بیماری که فعالیت ماهیچه‌ها را به علت اخلال در اکسیژن‌رسانی به مغز دچار اختلال می‌کند. وضعیت او یکی از بدترین شرایط این بیماری بود چون تمام بدن او دچار فلج شد. او بدون کوچک‌ترین کنترلی بر روی اعضای بدن خود روی تخت می‌خوابید و ظرفیت مغزی او رشد کافی نداشت. او قادر به سخن گفتن نبود ولی به رفتار دیگران عکس‌العمل نشان می‌داد و لبخند می‌زد. در سن چهار سالگی، برای بازگشت برخی از توانایی ماهیچه‌ای در پای چپ، تریسی تحت عمل قرار گرفت که این عمل به جهت عدم توانایی تحرک ارادی در پای راست موجب مشکلات دردآوری برای او شد. مصرف داروهای ضد اخلال عملکرد قلب، باعث شد تا او نتواند داروی ضد درد قوی‌تر از تایلنول مصرف کند. تریسی در سن 9 سالگی، برای تعادل عملکرد ماهیچه‌ای خود مجدداً تحت عمل جراحی قرار گرفت و بخشی از انحنای غیرطبیعی ستون فقرات او نیز با به کارگیری میله‌های فلزی اصلاح شد. با این حال به جهت عدم تعادل ماهیچه‌ای و عملکرد ناقص مغز، تریسی دچار جابجایی گسترده مفاصل ران شد که باعث فریادهای مداوم به جهت درد فراوان ناشی از آن می‌شد.

عمل‌های جراحی بعدی
در اکتبر 1993، رابرت و لارا متوجه شدند که تریسی باید ضرورتاً تحت عمل جراحی قرار گرفته و مفصل ران سمت راست و بخشی از لگن او برداشته شود. حتی اگر این عمل با موفقیت به انجام می‌رسید نیز، شرایط او بدتر شده و احتمالاً به عمل دیگری بر روی مفصل چپ او نیاز می‌شد و باید از طریق لوله تغذیه می‌کرد. ضمن این که دردهای بعد از عمل نیز برای او قابل تحمل نبود. لارا، بعدا اظهار کرد که به رابرت گفته است تریسی اگر در این عمل جان خود را از دست بدهد بهتر خواهد بود. او گفت که ای کاش می‌توانستیم با جراح آمریکایی معالج او تماس بگیریم. خانواده لاتیمر به خوبی می‌دانستند که کودکانی با شرایط تریسی زندگی کوتاهی خواهند داشت. رابرت معتقد بود که به عنوان یک پدر، او متعهد به حمایت از دخترش در برابر زجر بیشتر می‌باشد.

مرگ تریسی
در اکتبر 1993، در حالی که لارا و سه فرزند دیگر خانواده به کلیسا رفته بودند، رابرت که در آن زمان 40 سال سن داشت، تریسی 12 ساله را در وانت خود گذاشت و لوله‌ای از اگزوز ماشین به داخل اتاق برد و موتور را روشن کرد. تریسی بر اثر تنفس گاز دی اکسید کربن، به آرامی و بدون درد تسلیم مرگ شد. لارا مدعی است که از این اقدام رابرت هیچ اطلاعی نداشته و گمان می‌کرده که تریسی در خواب مرده است. پس از کالبد شکافی، مشخص شد که تریسی بر اثر تنفس گاز سمی کشته شده است. زمانی که پلیس، رابرت لاتیمر را با شواهد روبرو کرد او اقرار کرد و بازداشت شد. با این حال او اصرار داشت که هیچ کار مجرمانه‌ای انجام نداده است.

دادگاه و تجدید نظرخواهی
آقای لاتیمر، متهم به قتل درجه یک شد و پس از رسیدگی نهایتاً هیئت منصفه او را محکوم به ارتکاب قتل درجه دو کرد، و مجازات او حبس ابد بدون امکان عفو تا 10 سال تعیین شد و دادگاه تجدید نظر هم اعتراض او را نپذیرفت. در فوریه 1996، دادگاه عالی کانادا پذیرفت تا به اعتراض او رسیدگی کند. در جون 1996، دادستان اصلی پرونده متهم به تلاش به عدم اجرای عدالت شد. در فوریه 1997، دادگاه عالی کانادا به همین علت دستور به رسیدگی مجدد پرونده را صادر نمود. پس از رسیدگی، آقای لاتیمر مجدداً به اتهام قتل درجه دو محکوم شد. در جلسه صدور حکم، وکیل آقای لاتیمر ادعا کرد که موکل او براساس قانون، استحقاق تخفیف یا معافیت از مجازات را دارد و قاضی باید مجازات 10 سال حبس بدون امکان درخواست عفو که در این پرونده، یک مجازات سخت و غیرمعمول است را نقض کند. او مدعی شد که این مجازات حقوق آقای لاتیمر را برطبق منشور حقوق و آزادی‌های کانادا نقض می‌کند. در دسامبر 1997، دادگاه در رای خود که موجب تعجب حقوقدانان شد، مجازات 10 سال حبس در این پرونده را ظالمانه و نامتناسب با جرم دانست و آقای لاتیمر را به 2 سال حبس که یک سال آن در زندان استان و یک سال آن در مزرعه خودش بود، محکوم کرد. در سال 2001 دادگاه عالی کانادا اعلام کرد که جرم آقای لاتیمر با دفاع حقوقی مبتنی بر ضرورت، قابل توجیه نیست و مجازات طولانی مدت، با توجه به شرایط و اوضاع خاص این پرونده، ظالمانه و غیرعادلانه نیست، بنابراین نقض اصل 12 منشور حقوق و آزادی‌های کانادا محسوب نمی‌شود. دادگاه همچنین دستور داد که آقای لاتیمر حق ابطال ترکیب هیئت منصفه را نداشته و اصولاً چنین حقی طبق قانون برای او شناخته نشده است. بنابراین مجازات حبس تایید شد.

زندان و عفو
رابرت لاتیمر، دوران حبس خود را از ژانویه 2001 در موسسه ویلیام هد که یک زندان معمولی در سی کیلومتری ویکتوریا در بریتیش کلمبیا است آغاز کرد. در طول دوران زندان او دوره نجاری و برق‌کاری را گذراند و مزرعه خانوادگی خود را از طریق استخدام یک مدیر اداره نمود. در دسامبر 2007 رابرت لاتیمر به هیئت ملی عفو در ویکتوریا درخواست عفو مشروط برای مجازات حبس خود را ارایه کرد و گفت که کشتن دخترش از نظر او بهترین کار ممکن بوده است. هیئت درخواست او را نپذیرفت و اعلام کرد که علیرغم گزارش‌های روان‌شناختی و تخصصی ارایه شده به هیئت که او را یک متهم کم خطر برای جامعه دانسته و احتمال ارتکاب مجدد جرم از طرف او را فقط در صورت قرار گرفتن در شرایط مشابه محتمل می‌داند، متاسفانه دیدگاه آقای لاتیمر نسبت به عمل خود هیچ پیشرفت مناسبی نداشته است. در ژانویه 2008 وکیل جیسون گراتل، اعتراضی را از طرف لاتیمر به ثبت رساند و مدعی شد که رد درخواست او از هیئت عفو، علیرغم اعلام گزارش تخصصی مبنی بر کم خطر بودن او و عدم احتمال ارتکاب مجدد جرم، بر خلاف مقررات داخلی آن هیئت در رسیدگی بوده است. در فوریه 2008 هیئت عفو در رای تجدید نظرخود، رای هیئت اولیه را نقض کرد و با بیان این که لاتیمر فردی کم خطر است، با عفو مشروط موافقت نمود.
آقای لاتیمر، در ماه مارچ آزادی خود را کسب و به اتاوا رفت. در جریان آزادی، او گفت که قصد دارد برای انجام یک محاکمه جدید تلاش کند. او همچنین تلاش خواهد کرد که موضوع داروهای ضد درد که دادگاه عالی کانادا در رای سال 2001 خود به آن اشاره نموده و توضیح داده بود که به جای قتل دخترش باید از آن استفاده می‌کرد را پیگیری نماید. لاتیمر به ویکتوریا رفت و پنج روز در هفته مجبور به اقامت در یک مرکز بهسازی و دو روز دیگر در یک آپارتمان شد. در جولای 2010، هیئت ملی عفو، درخواست لاتیمر برای ترک مرکز بهسازی را رد کرد و پس از اعتراض به دادگاه فدرال کانادا در آگوست 2010، قاضی پرونده دستور رسیدگی مجدد در هیئت را صادر و توصیه کرد که با توجه به این که آقای لاتیمر به عنوان فردی کم خطر برای جامعه ارزیابی شده است، هیئت ملی عفو در رسیدگی بعدی خود، آسان‌ترین شرایط را برای حفاظت از جامعه در نظر بگیرد. نهایتاً رابرت لاتیمر در ششم دسامبر 2010 مستحق عفو کامل شناخته و آزاد شد.

dadgar main author
In this article

Join the Conversation