به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

نخستین زنان معروف کانادا

۱۸۸۰ کلارا برت مارتین – تولد: تورنتو، آنتاریو حدود سال ۱۸۷۴. وفات: ۳۰ اکتبر سال ۱۹۲۳ پس از دریافت لیسانس افتخاری از کالج ترینیتی در تورنتو در سال...

785
785
Share

۱۸۸۰
کلارا برت مارتین – تولد: تورنتو، آنتاریو حدود سال ۱۸۷۴. وفات: ۳۰ اکتبر سال ۱۹۲۳
پس از دریافت لیسانس افتخاری از کالج ترینیتی در تورنتو در سال ۱۸۸۸، جامعۀ مدنی آپرکانادا، از پذیرش او به عنوان دانشجو، امتناع کرد. به یاری و مساعدت افراد برجسته و پرقدرت آن زمان، از جمله دکتر امیلی استو، مقام نخستِ آنتاریو، اولیور موات و لیدی آبردین، دست به کار شدند تا این که سرانجام قانون به زنان اجازة وکالت داد. در سال ۱۸۹۷ او نخستین زن وکیل در امپراتوری بریتانیا شد. با وجود داشتن مجوز، اغلب اوقات نمی‌توانست وارد دادگاه شود. حضورش در سالن دادگاه هیاهوی زیادی ایجاد می‌کرد. تا اواسط این قرن، زنان قادر نبودند به راحتی از حرفه‌شان در دادگاه استفاده کنند.

۱۹۰۰
میبل پریسیلا پنری فرنچ – تولد: ۱۸۸۱. وفات: ۱۹۵۵
او پس از فارغ‌التحصیلی با رتبۀ ممتاز از دانشگاه کینگ در سال ۱۹۰۵، درخواست می‌کند که در دادگاه نیوبرانزویک پذیرفته شود. ابتدا با درخواستش مخالفت می‌شود، زیرا طبق تعریف لغوی، «فرد» به حساب نمی‌آمد.
او با اِعمال فشارهایی که به طرق مختلف انجام داد، نخستین زن وکیل نیوبرانزویک شد. در سال ۱۹۰۷، نیوبرانیزویک قانونی را تصویب کرد که به زنان اجازه داد به حرفۀ وکالت بپردازند. در سال ۱۹۱۰، میبل، در بریتیش کلمبیا اسکان یافت و بار دیگر درخواست کرد وارد دادگاه شود. مجددا، قانون استانی مربوطه اعلام کرد که او یک «فرد» محسوب نمی‌شود و از این رواجازه ندارد به دادگاه استان بریتیش کلمبیا وارد شود.
دوباره، از جانب گروه‌های زنان استان اعمال فشار شد و در ماه فوریه، دادستان ژنرال ویلیام بوسر، در مقابل این فشار سر تعظیم فرود آورد و اجرای قانونی را معرفی کرد که طی آن ناتوانی زنان را مادامی که در ارتباط با تحصیل و انجام وکالت بود، از میان برمی‌داشت. این قانون با اکثریت آرا، در مجلس قانون‌گذاری استانی به تصویب رسید. میبل فرنچ در جایگاه نخستین زن وکیلی قرار گرفت که توانست به دادگاه بریتیش کلمبیا راه یابد.

۱۹۱۰
آنی لانگ‌استاف – تولد: ۱۸۸۷ در آلکساندریا، آنتاریو. وفات: ۲۹ جون سال ۱۹۷۵ در مونترال، کبک.
شوهرش او را ترک کرد و ناپدید شد و او را به همراه دخترش رها کرد تا بزرگش کند. در سال ۱۵-۱۹۱۴ او نخستین زنی در کبک بود که مدرک وکالتش را از دانشگاه مک‌گیل دریافت کرد. در این زمان، طبق قانون استانی، هیچ زنی نمی‌توانست بدون اجازۀ همسرش کار کند. از آن‌جایی که هیچ اثری از شوهرش نبود، نمی‌توانست درخواست کند در دادگاه کبک حاضر شود. او مدام تلاش می‌کرد وکیل شود تا این که در ۲۹ آوریل سال ۱۹۴۱، قانون تغییر کرد و به زنان اجازۀ کار در دادگاه، داده شد. در ۱۰ ژانویه سال ۱۹۴۲، چهار زن توانستند نخستین زنانی باشند که به دادگاه کبک راه می‌یابند. آنی خودش به شخصه هیچ‌گاه نتوانست وارد دادگاه شود. او مقالاتی در باب قانون برای نشریات زنان معروف منتشر کرد اما هیچ‌گاه نتوانست در حرفه‌ای که برایش جنگیده بود، کار کند.

مری مک‌نولتی – تولد: ۱۸۹۵ در اتاوا، آنتاریو. وفات: ۲ می۱۹۷۲.
او در ۱۶ سالگی به همراه یکی از دوستانش، انجمن تساوی حق ‌رأی را تأسیس کرد که کارش دستیابی زنان به حق رأی بود. مری حقوق خواند و اولین زنی بود که در دانشکده حقوق آزگود هال در گروه مناظره و مباحثه شرکت کرد. در سال ۱۹۱۸ به کار در دادگاه آنتاریو مشغول شد. او نخستین زنی بود که در شهر اتاوا به کار وکالت مشغول شد. با این حال وقتی نتوانست وکالت پرونده‌های مهم را بر عهده بگیرد، دچار سرخوردگی شد و مغازۀ لباس‌فروشی کلاورلیف را باز کرد و خریدار خرده فروشی یک فروشگاه بزرگ لباس شد. دومین زن وکیل اتاوا در سال ۱۹۵۰ از راه رسید. مری در سال ۱۹۳۱ با آلبرت آلفونس فیکس ازدواج کرد. پس از این که شوهرش در سال ۱۹۴۵ از دنیا رفت، مری کم‌کم به سیاست علاقه‌مند شد. وی در تورنتو عضو انجمن شهر تاون‌شیپ شد و در سال ۱۹۵۳ به عنوان نمایندۀ ریو فعالیت کرد و از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۵۸ به عنوان شهردار مشغول به کار شد. او در سال ۱۹۵۹ سرپرست شهرستان پیل بود و تا سال ۱۹۶۱ آن‌جا را هم همانند ریو با موفقیت اداره کرد. در منطقه‌ای که امروز به عنوان می‌سی‌ساگا شناخته می‌شود، پارکی را به نام او، نام‌گذاری کرده‌اند.

فرانسیس لیلیان فیش – تولد: دسامبر
۱۸۸۸ در نیوکاسل، نیوبرانزویک. وفات: ۱۹۷۵.
او در دانشگاه نیوبرانزویک تحصیل کرد و در سال ۱۹۱۰، مدرک لیسانس (BA) خود را در رشته حقوق، گرفت. در مدرسه زندگی فعالی داشت و از بازی بسکتبال و هاکی روی یخ لذت می‌برد. در دسامبر سال ۱۹۱۱ مدرک تدریسش را در وینیپگ دریافت کرد، اما چون از سلامت خوبی برخوردار نبود به نیوبرانزویک بازگشت تا برای سه سال دیگر تدریس کند. در این مدت و در سال ۱۹۱۳، مدرک فوق‌لیسانش (MA) را از دانشگاه شیکاگو دریافت کرد. تصمیم داشت دکترای خود را نیز بگیرد اما نتوانست این کار را انجام دهد. در ۱۰ سپتامبر سال ۱۹۱۸، او نخستین زنی بود که توانست با مدرک وکالت از دانشگاه دال‌هازی، فارغ‌التحصیل شده و همچنین، به دادگاه نوااسکوشیا، راه یابد. او هفتمین زنی بود که در کانادا به مقام وکالت رسید. کمی پس از فارغ‌التحصیلی، کارش را در مری‌تایمز رها کرد و به عنوان مشاور حقوقی در اتاوا و بعد در مونترال مشغول به کار شد. در فوریه سال ۱۹۳۴ در زادگاهش، نیوبرانزویک، به‌عنوان نخستین زن در این استان، در دادگاه تجدید نظر دیوان عالی نیوبرانزویک به دفاع از پرونده‌ای پرداخت. زنان نیوبرانزویک در سال ۱۹۱۹، حق رأی پیدا کردند اما تا سال ۱۹۳۴، حق ادارۀ کرسی مجلس را نداشتند. در سال بعد، فرانسیس فیش در مجلس انتخاب شد. وی توانست به‌عنوان نخستین زن، در سال 1947، به مقام معاونت قضایی استان، برسد.

۱۹۲۰
لیندا بل پیرسون – تولد: ۷ جون سال ۱۸۹۵، نیومارکت، آنتاریو. وفات: ۱۸ فوریه سال ۱۹۸۷، پرستون، آنتاریو.
مادر لیندا کمی پس از به دنیا آمدنش، از دنیا رفت و او تا 11 سالگی با خاله‌اش، زندگی می‌کرد. او در سال ۱۹۱۸، از کالج ویکتوریای دانشگاه تورنتو فارغ‌التحصیل شد. او به ورزش، به خصوص بسکتبال و هاکی روی چمن بسیار علاقه‌مند بود. سپس حقوق خواند و در سال ۱۹۲۱، به کار در دادگاه مشغول شد. در ۳ نوامبر سال 1921، او با مجوز کار وکالت، نخستین زن وکیل پرستون آنتاریو شد. در سال ۱۹۲۷ با مردی به نام جرالد استاردی ازدواج کرد که نویسندۀ لوایح قانونی پرستون بود. سپس او، جواز وکالتش را به روبی ویگل فروخت، اما در سال ۱۹۳۳، جواز وکالتش را بار دیگر خریداری کرده و روبی نیز به عنوان مقام وکیل و مشاور شهر، مشغول به کار شد. لیندا، اولین زنی بود که در سال ۱۹۳۵، به عنوان هیئت امنای مدرسه مشغول به کار شد اما تنها در سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۵، توانست موفق شود و در سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۷، به عنوان نایب رئیس هیئت مدیره، انتخاب شد. همچنین، عضویت او در فدراسیون گالت دانشگاه زنان از سال ۱۹۵۴ تا ۱۹۶۵ ادامه داشت. او از فعالیت‌های زنان در کلیسا حمایت کرد و در سال ۱۹۶۰، نخستین رئیس زن United Church Women شد. در سال ۱۹۶۲، به شورای کوئینز (Queen’s Council) راه یافت و تا سال ۱۹۶۷ به کار وکالتش ادامه داد.

 

dadgar main author

In this article

Join the Conversation