به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

گپی دوستانه با شـهاب حسینی

نام کامل شهاب حسینی، سید شهاب‌الدین حسینی تنکابنی است. او بازیگر سینما و تلویزیون، مجری، کارگردان و گوینده رادیو است که در سال ۱۳۵۲، در تهران متولد شد،...

1338
1338
Share

نام کامل شهاب حسینی، سید شهاب‌الدین حسینی تنکابنی است. او بازیگر سینما و تلویزیون، مجری، کارگردان و گوینده رادیو است که در سال ۱۳۵۲، در تهران متولد شد، اما اصلیتش به تنکابن برمی‌گردد. تحصیلات دانشگاهی‌اش در رشته روان‌شناسی دانشگاه تهران بود که آن را به قصد مهاجرت به کانادا، ناتمام گذاشت. او کار خود را، با تاتر دانشجویی و سپس گویندگی در رادیو آغاز کرد. شهاب حسینی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶ با ایفای نقش در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی، توانست جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم کن را به خود اختصاص بدهد. همچنین او خرس نقره‌ای بهترین بازیگر مرد جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۱ میلادی را، به همراه گروه بازیگران فیلم جدایی نادر از سیمین، کسب نمود.

در ادامه، توجه شما را به گزارش اختصاصی مجله دادگر، با این هنرمند خوب کشورمان، جلب می‌کنیم:
آقای حسینی، اولین چیزی که با شنیدن کلمه قانون، به ذهن‌تان می‌رسد، چیست؟
قاعدتا نظم و آرامش. قانون برای بهتر کردن زندگی انسان‌ها، آمده است. اما، در کل کلمه‌ای است که می‌توان ساعت‌ها از آن حرف زد.

شما آیا قبل از شهرت‌تان بیشتر قانون‌مند بودید یا الان؟
ربطی به قبل یا بعد از شهرت ندارد. نتایجی که بر اثر بی‌قانونی با آن مواجه می‌شویم و گرفتاری آن، آن‌قدر زیاد است که بهتر است هیچ وقت به آن نزدیک نشویم. مثلا در بحث رانندگی، اگر چراغ قرمز را رد کنید نه تنها جریمه می‌شوید بلکه ماشین را هم یک هفته می‌خوابانند و درآوردن ماشین از پارکینگ آن‌قدر رفت و آمد ودرگیری دارد که بهتر است هیچ‌وقت از چراغ قرمز، رد نشد.

پس اگر پلیس تشخیص دهد که شهاب حسینی قانون را رعایت نکرده هیچ تاثیری در سهولت کار و یا فرار از جریمه نخواهد داشت؟
خیر. من در این مواقع هیچ‌گاه خودم را معرفی نمی‌کنم و عینک می‌زنم که قابل شناسایی نباشم. و اگر هم بشناسند، مسلما از روی مدارکم بوده است.

بزرگ‌ترین خلاف رانندگی که تا این زمان انجام داده‌اید، چه بوده است؟
چپ کردن ماشین با سرعت 20 کیلومتر در سربالایی. همین 3 یا 4 سال پیش بود که به دلیل صحبت کردن با گوشی تلفن همراه، حواسم پرت شد و چرخ ماشین روی جدول کنار خیابان رفت و باعث چپ شدن ماشین شد.

تاکنون در دادگاه حضور داشته‌اید؟ به عنوان مجرم، شاکی و یا شاهد؟
خدا را شکر، خیر. هیچ‌گاه مورد خیلی مهمی از این بابت اتفاق نیفتاده است اما شاهد یک مسایلی بوده‌ام.

در کل، آدم خوش‌اخلاقی هستید یا بداخلاق؟
این سوال را از من نباید بپرسید. مسلما یک سری افراد هستند که فکر می‌کنند من خوش‌اخلاق هستم و یک سری دیگر، برعکس، فکر می‌کنند من بداخلاق هستم.

خودتان چه فکری می‌کنید؟
به نظر خودم بسته به شرایط متفاوت، اخلاقم فرق می‌کند.

آیا زمانی که کودک بودید، از پلیس شما را می‌ترساندند؟
خیر. چنین چیزی یادم نمی‌آید.

الان چی؟ آیا از پلیس می‌ترسید؟
من از هر پلیسی می‌ترسم.

آیا تا به حال، به صورت داوطلبانه، به پلیس کمک کرده‌اید؟
خیلی دوست داشتم که برای سر و سامان دادن به ترافیک تهران کمک کنم اما، نه من و نه حتی خودشان، هیچ‌کدام، از عهده آن بر نمی‌آییم.

وقتی وارد جمعی می‌شوید، به عنوان کسی که شهرتی دارید، آیا مراقب هستید تا کاری انجام ندهید که خلاف قانون یا اصول باشد؟
همیشه نه. مثلا من سیگار می‌کشم و خیلی هم به این کار علاقه دارم و هیچ وقت هم قصد ترک کردنش را ندارم. بنابراین، شاید در مکان‌هایی که حالت عمومی دارند و من گوشه‌ای سیگارمی‌کشم، خیلی‌ها می‌بینند.

یعنی اگر جایی تابلوی «سیگار کشیدن ممنوع» هم داشته باشد، باز هم سیگار می‌کشید؟
ما در تهران، چنین تابلویی نداریم. هر جا دوست داشته باشیم، سیگار می‌کشیم؛ به غیر از محیط‌های سرپوشیده.

حالا به سوال‌های تخصصی سینما می‌رسیم. شما هم تجربه بازیگری در سینما را دارید و هم کارگردانی. اما فکر می‌کنم کارگردانی را با یک تعصب بیشتری دنبال می‌کنید. آیا همین‌طور است؟
این درست مثل این است که بخواهی تصمیم بگیری که گوش راست من بیشتر در زندگی نتیجه مثبتی داشته یا گوش چپ من. کارگردان مثل سر یک موجود است اما باید در نظر داشت که این پیکره، فقط سر نیست. به نظر من همه در این کار دخیل هستند و مجموعه جواب کاملی خواهد داد و نمی‌توان مرزبندی کرد که چه چیزی بر دیگری تاثیر مثبتی دارد. باید، بر استعداد بازیگر و تفکر کارگردان تکیه داشت. بنابراین همه دست به دست هم در یک موفقیت می‌توانند سهیم باشند و کار انفرادی، جواب نمی‌دهد. در یک فیلم بد، نمی‌شود خوب بازی کرد و در یک فیلم خوب هم، نمی‌شود بازی بدی کرد.

تاثیر جایزه کن را در آینده کاری خودت چگونه می‌بینی؟ چون به صورت بین‌المللی از لحاظ بازیگری، شناخته شده‌ای. آیا فکر می‌کنی دوست داری در یک فیلم خارجی بازی کنی؟
من برای گرفتن جایزه کن و بین‌المللی شدن چهره‌ام، برنامه‌ریزی یا پیش‌بینی نکرده بودم و اساسا زیبایی زندگی همین است. من به خدا و معجزه در زندگی، عمیقا اعتقاد دارم. تقدیر نمی‌دانم چگونه رقم می‌خورد. من برای گرفتن این جایزه هیچ برنامه‌ای نداشتم. بازی خودم را انجام دادم و در داوری، برنده شدم. زمانی هم که همان‌جا در مورد احساسم سوال شد گفتم که ترس. از این که دوباره پرچمی از ما بالا رفت و جایزه‌ای به نام ایران گرفته شد، خیلی خوشحال شدم، اما برای خودم ترس. اما نمی‌دانم چه پیش می‌آید. من خودم کارگردانی را خیلی دوست دارم. اما اگر چنان چه پیش بیاید باید دید که چه شرایطی دارد. سینمای ایران یک شانی دارد که باید حفظ شود. من به عنوان یک بازیگر ایرانی اگر در هالیوود هم بروم کار کنم، حتما با رعایت معیارهایی خواهد بود که در شان سینمای ایران باشد. برای من جذاب‌تر خواهد بود که در همان ادامه مسیری که تا الان در ایران رفتم، قدم بردارم نه این که بروم و مجددا نقطه سر خط که بخواهم جذب سیستم هالیوود بشوم. کار خوب کردن فرقی ندارد که در کجا باشد. من جایزه کن را با یک فیلم ایرانی گرفتم، نه یک فیلم هالیوودی.

ما در فیلم فروشنده با شخصیتی روبرو هستیم که در تاتر کار می‌کند. اما زمانی که متوجه می‌شود شاید همسرش به او خیانت کرده، بسیار متعصبانه‌تر از یک روشن‌فکر عمل کرده و حتی خودش را بالاتر از قانون دانسته، و انتقام‌گیری می‌کند. نظر شما در این مورد چیست؟
من تعجب می‌کنم از این سوال که شما، بین روشن‌فکر بودن و تعصب، مرزی قایل نمی‌شوید. به نظر من، روشن‌فکر بودن هیچ ارتباطی به بی‌غیرت بودن، ندارد. به قول خسرو شکیبایی مرحوم در فیلم “دل‌شکسته”، ما راحتیم اما بی‌غیرت نیستیم. پس روشن‌فکر بودن این شخص هم نمی‌تواند به این معنا باشد که در صورت چنین عملی، بگوید «عزیزم مسئله‌ای نیست، امیدوارم که دیگر چنین اتفاقی نیفتد.» ویژگی کار اصغر فرهادی این است که شما، در سطح یک داستان ساده، به اعماق خیلی مهمی می‌رسید. خشونت‌هایی که به طور غیر‌مستقیم در جامعه اتفاق می‌افتد، زنجیروار به هم مرتبط است. مثلا اگر زمین کناری منزل آن‌ها گودبرداری نمی‌شد، هیچ ‌وقت آن اتفاق‌ها نمی‌افتاد. حالا چرا گودبرداری می‌شود، چون شهرداری تراکم می‌فروشد. نکته دیگر این است که، همه پول‌های بالایی برای اجاره می‌خواهند و این زوج نمی‌توانند جای مناسبی پیدا کنند. این صورت دیگری از خشونت است که به صورت غیرمستقیم، به مردم وارد می‌شود. یا مثلا، دوست‌شان آن کار را انجام می‌دهد چون به هر دلیلی یک زن مجبور به تن‌فروشی می‌شود. یک شخص می‌تواند در طول زندگی خود، به دلیل اتفاقاتی که برایش می‌افتد، تغییر ماهیت بدهد.
آن چیزی که شما به عنوان تعصب عنوان کردید، کورکورانه است، اما غیرت، آگاهانه است.

مصاحبه از: امیر گنجوی

dadgar main author
In this article

Join the Conversation