به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

خودکشی و ناکامی در ابراز خشم

کودکی را تجسم کنید حدوداً سه چهار ساله که در حال تماشای دعوای بین مادر و پدرش است. داد و فریاد فضا را پر کرده. والدین بی توجه...

85
85
Share

کودکی را تجسم کنید حدوداً سه چهار ساله که در حال تماشای دعوای بین مادر و پدرش است. داد و فریاد فضا را پر کرده. والدین بی توجه نسبت به حال روحی کودک، درگیر ابراز خشم به یکدیگر هستند. کودک پر از اضطراب در گوشه ای درگیر رویاپردازی و آرام کردن خود است. کودک در واقع سرشار از خشم نسبت به والدین است. خشمگین که چرا آنها او را در همچین موقعیتی پر تنش قرار داده اند. چرا متوجه تاثیر رفتار خود بر او نیستند. خشمگین که شاید این تنش موجب به جدایی آنها بشود و او تنها بماند. خشمگین نسبت به ایجاد اضطراب در او و موارد دیگر.

حال تجسم کنید که کودک راهی برای ابراز خشمش نداشته باشد. برای مثال، والدینش او را برای ابراز ناراحتی اش سرزنش کنند، به حرفهایش توجه نکنند، به او احساس امنیت ندهند و محبت نکنند. به او یاد ندهند که این احساس اسمش عصبانیت است و می تواند در موردش با آنها صحبت کند. در این صورت، کودک نمی داند باید با خشمش چکار کند و شاید هم اصلاً متوجه نشود که عصبانی است. در این صورت، از آنجایی که ذهن باید با این احساس خشم بالاخره کاری کند و آن را سمتی هدایت دهد، آن را به سمت خود (در اینجا کودک) تغییر جهت می دهد و در واقع سیستم ذهنی طوری عمل می کند که انگار کودک از دست خودش عصبانی است و اوست که باید مورد سرزنش قرار گیرد. در اینجا کودک به جای اینکه از دست والدینش عصبانی باشد از دست خودش خشمگین می شود، و معمولاً سوژه خشم لایق تنبیه شدن است. این خشم به خود معمولاً با افکار منفی از جمله: من خوب نیستم، من لایق خوشحالی نسیتم، من دوست داشتنی نیستم، من موفق نخواهم شد، کسی منو دوست نداره، از خودم بدم میاد، از زندگی متنفرم و غیره خودش را نشان
می‌دهد. حال تجسم کنید که این سناریو بارها و بارها اتفاق بیافتد و کودک همچنان خشمهایش را به درون انتقال دهد و خودش را سرزنش کند. او راه ابراز احساسات خود را نمی آموزد و فقط بار تنش دورنی خود را افزایش می دهد.
سالها گذشته و کودک دیگر کودک نیست و بزرگ شده است. اما تبدیل شده به فردی عصبانی، عصبانی از خود، عصبانی از دیگران، عصبانی از جهان، و برای تمام این خشم ها، خودش را سرزنش می کند. برای همچین فردی، موضوع عجیبی نخواهد بود که میل به نابودی خود پیدا کند و در برخی موارد هم دست به خودکشی بزند. خشم منعطف شده به خود می تواند میل به نابودی خود را به همراه داشته باشد.
اما باید یادآوری کنم که در مثال بالا، کودک در واقع نسبت به والدینش خشمگین است و از روی ناچاری آن را به سمت خود انتقال داده است. مشخصاً این یک پروسه ناخودآگاه است و شخص این انتقال را آگاهانه انجام نمی دهد.

این یکی از دلایل دست زدن به خودکشی است که با ایجاد آگاهی در فرد نسبت به خشم هایش و آموزش روش‌های ابراز سازنده آن قابل پیش‌گیری است، که معمولاً توسط روان درمانگر انجام می شود. انتقال خشم به خود می‌تواند به دلایل زیادی اتفاق بیافتد. از جمله: مرگ عزیزی، اخراج شدن، تمام شدن
رابطه‌ای عشقی و غیره. برای مثال، عزیزی را از دست داده‌ام و به صورت ناخودآگاه از اینکه من را تنها گذاشته از دستش عصبانی هستم. ولی چون نسبت به دلیل خشمم آگاهی ندارم، آن را به خودم انتقال می دهم و به خودم به نوعی آسیب می زنم (مثلاً افسرده می شوم).

قابل توجه والدین عزیز: کودک باید بیاموزد که خشم یک احساس طبیعی است و همه آن را تجربه می کنند. باید راه‌های شناخت و ابراز آن را به کودک آموخت. باید آموخت که صحبت کردن در مورد احساسات از اهمیت زیادی برخوردار است. والدین باید توانایی مواجه شدن با خشم کودکانشان را داشته باشند، نه با سرکوب، بلکه با درک و مکالمه.

 

Mahyar Mohammadzadeh
Registered Psychotherapist 
(647) 618 9080
In this article

Join the Conversation