به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

زندگی مشترک عرفی در برابر ازدواج

در جامعه برداشت‌های نادرستی از زندگی مشترک عرفی و تفاوت حقوقی آن با ازدواج وجود دارد. اگر شما در حال حاضر با شریک زندگی خود در رابطه عرفی...

685
685
Share

در جامعه برداشت‌های نادرستی از زندگی مشترک عرفی و تفاوت حقوقی آن با ازدواج وجود دارد. اگر شما در حال حاضر با شریک زندگی خود در رابطه عرفی هستید، این موضوع مهمی است که بدانید رابطه شما با رابطه‌ای که مبتنی بر ازدواج است متفاوت بوده و به طبع آن حقوق و مسئولیت‌های شما و شریک زندگی‌تان نیز در صورت خاتمه این رابطه متفاوت خواهد بود. اغلب زوج‌ها تمایلی به صحبت درباره قرارداد همزیستی مشترک ندارند چرا که این موضوع را موضوعی عاشقانه برای بحث و مذاکره نمی‌دانند و اصولاً زوج‌ها تمایلی به فکر کردن به احتمال تیرگی روابط مشترک و آثار و عواقب آن ندارند. با این حال، آشنایی با حقوق و مسئولیت‌های قانونی ناشی از قطع روابط مشترک و آنچه که در قرارداد زندگی مشترک می‌تواند منجر به حفظ حقوق طرفین شود ضرورت دارد. بزرگترین تصور غلط درخصوص زندگی مشترک عرفی در تعریف آن است. بر اساس قانون خانواده انتاریو، همسر به عنوان کسی تعریف شده که ازدواج کرده یا تصور می‌کند که ازدواج کرده است. همچنین عنوان همسر، به یکی از دو نفری که با هم ازدواج نکرده ولی همزیستی مشترک بدون وقفه به مدت بیشتر از سه سال داشته و یا والدین طبیعی یا پدر/مادرخوانده یک بچه بوده و رابطه پایداری با هم داشته باشند نیز گفته می‌شود. البته شرایطی که یک رابطه را از رابطه عرفی خارج می‌کند ممکن است در قوانین مختلف اعم از قوانین مالیاتی متفاوت باشد. قانون فوق به این معناست که شریک زندگی عرفی، تعهدی برای حمایت از شریک خود یا پرداخت کمک مالی پس از خاتمه رابطه ندارد مگر اینکه آن‌ها سه سال با هم زندگی مشترک داشته و یا فرزند مشترک داشته باشند. همچنین بر اساس قانون خانواده، محدودیت زمانی سه ساله برای پرداخت حمایت مالی از زمان تقاضای جدایی وجود دارد در حالی که در قانون طلاق، چنین محدودیت زمانی برای تقاضای پرداخت حمایت مالی به کسانی که به صورت قانونی ازدواج کرده‌اند وجود ندارد. تصور نادرست دیگر، این است که اموال شرکای زندگی عرفی پس از جدایی، همانند اموال زوجین پس از طلاق تقسیم می‌شود. در این زمینه دو تفاوت عمده وجود دارد که شرکای زندگی مشترک عرفی باید از آن آگاه باشند. نخست آن که منزلی که در آن زندگی می‌کنند، جزو اموال مشترک زناشویی محسوب نمی‌شود، بنابراین شریک زندگی عرفی، اگر مالک قانونی ملک نباشد، حق از پیش تعیین شده‌ای برای تقسیم آن یا تصرف آن بر اساس بخش دو قانون خانواده ندارد. همچنین حق از پیش تعیین شده‌ای برای تقسیم هیچ یک از اموال شریک زندگی عرفی، در صورت جدایی وجود ندارد مگر اینکه حق مالکیت قانونی بر روی ملک داشته باشد. زمانی که دونفر به صورت قانونی ازدواج می‌کنند و ازدواج آن‌ها به شکست منجر می‌شود، اموال آن‌ها به استناد ماده(1) 5 قانون خانواده به صورت زیر تقسیم می‌شود:
“در صورت صدور حکم طلاق یا ابطال ازدواج، یا زمانی که زوجین از یکدیگر جدا شده و انتظار معقولی برای ادامه زندگی مشترک بین آنان وجود نداشته باشد، همسری که ارزش افزوده اموالش در طول زندگی مشترک کمتر از ارزش افزوده اموال شریک دیگر در طول زندگی مشترکشان است، حق دریافت نیمی از مابه‌التفاوت این دو ارزش افزوده را دارد.”
در محاسبه ارزش افزوده اموال در دوران زندگی مشترک، ارزش اموال شخص (دارایی‌ها و بدهی‌ها) در زمان جدایی با ارزش اموال (دارایی‌ها و بدهی‌ها) آن شخص در زمان ازدواج مقایسه می‌شود. به این ترتیب شخصی که ارزش اموال او در مدت ازدواج بیشتر از دیگری افزایش یافته باشد به دستور دادگاه مکلف می شود تا نیمی از این تفاوت ارزش افزوده را به طرف دیگر بپردازد. با این حال، تعریف همسر در بخش اول و دوم قانون خانواده که به اموال و منزل مشترک خانوادگی اختصاص دارد، فقط شامل اشخاصی می‌شود که به صورت قانونی ازدواج کرده یا تصور می‌کنند قانونی ازدواج کرده باشند. این بخش شامل شرکای زندگی مشترک عرفی نمی‌شود. به این دلیل حق از پیش تعیین شده‌ای برای تفسیم اموال افرادی که زندگی مشترک عرفی دارند وجود ندارد. راه‌هایی برای طرح دعوی درخصوص اموال شریک زندگی مشترک با استفاده از ادعای
“Constructive Trust” وجود دارد. پایه اصلی این دعاوی بر این اساس است که چون دوطرف برای چند سال با هم زندگی مشترک داشته و هم از لحاظ عاطفی و هم مالی در اموال طرف دیگر زندگی مشارکت داشته‌اند، عادلانه نخواهد بود که به مالک اموال این امتیاز داده شود تا بدون پرداخت هرگونه جبران زحمات و تلاش‌های طرف دیگر این رابطه مشترک، به این رابطه خاتمه دهد. اثبات این دعاوی بسیار مشکل است و تضمینی برای تقسیم پنجاه درصد از ارزش اموال مورد بحث وجود ندارد. زندگی مشترک عرفی و ازدواج، در یک زمینه نقطه مشترک دارند و آن حقوق و مسئولیت‌هایی است که نسبت به بچه‌ها دارند. در حقیقت شخص اگر حتی همزیستی مشترک نداشته یا ازدواج نکرده باشد، قانوناً مسئولیت حمایت از کودکان را بر عهده داشته و حق حضانت مساوی و دسترسی به فرزند را دارا می‌باشد. با این حال، اگر در درحال زندگی مشترک عرفی هستید و یا به فکر زندگی با کسی هستید، به خاطر داشته باشید که با یک وکیل درباره امکان انعقاد قرارداد همزیستی با شریک زندگی خود مشورت کنید.

*پریناز لک

dadgar main author

In this article

Join the Conversation