به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

آنکه بی‌منت عشق می‌ورزد….

برای بسیاری از مردم، روز مادر یکی از روزهای سرشار از شادی در طول سال است. در روز 13 ماه می سال جاری، مردم سراسر جهان برای گرامیداشت...

420
420
Share
برای بسیاری از مردم، روز مادر یکی از روزهای سرشار از شادی در طول سال است. در روز 13 ماه می سال جاری، مردم سراسر جهان برای گرامیداشت فداکارترین انسان‌های زندگی، همزبان و همدل می‌شوند.
والدین، بویژه مادران، تاثیرگذارترین افراد در زندگی فرزندانشان هستند. این موضوع بسیار مهم است که فرزندان با مادران خود ارتباط محکم و رابطه نزدیکی داشته باشند. متاسفانه، هزاران هزار کودک در حالی رشد می‌کنند که مادرانشان در پشت میله‌های زندان به سر می‌برند و در کنار فرزندانشان حضور ندارند. در حالی‌که این مادران، گرفتار اجرای قانون شده یا در حال سپری کردن دوران زندان خود هستند، کودکان آنها خاطرات خود را از حضور در کنار کسی که آنها را به این دنیا آورده است از دست می‌دهند. به همین جهت و برای اطمینان از وجود رابطه موثر بین مادران زندانی و کودکانشان، یک سازمان مردمی در ایالات متحده به عنوان یک حرکت ابتکاری، برای حضور تعداد بیشتری از این مادران در منزل و درکنار فرزندان خود در روز مادر فعالیت می‌کند. افراد فعال در این سازمان، صندوق‌هایی برای جمع‌آوری کمک‌های مالی برای پرداخت تضمین مالی برای مادرانی که به عنوان مجرم خطرناک محسوب نشده و یا ممنوع از پرواز نیستند، تشکیل داده تا با پرداخت آن امکان آزادی موقت و گردهم آمدن خانواده‌های زنان زندانی را فراهم کنند. برای بسیاری از خانواده‌های کم درآمد، فراهم کردن این پول کار آسانی نیست. حتی برای مجرمینی که برای نخستین بار مرتکب جرم شده‌اند، تضمین مالی تعیین شده، ممکن است مبلغ بسیار زیادی باشد. برای مثال، لاوِت مایز، مادر دو فرزند اهل شیکاگو که متهم به حمله با کیفیت مشدد بود، با شنیدن خبر صدور قرار ضمانت معادل 250 هزار دلار، شوکه شد. این به آن معنی است که او برای آزادی از زندان تا زمان رسیدگی به پرونده‌اش در دادگاه، باید مبلغ 25 هزار دلار به دادگاه پرداخت کند. او توان پرداخت این مبلغ را نداشت، بنابراین لاوِت که با فرزندانش به تنهایی زندگی می‌کرد و سرپرست خانواده محسوب می‌شد، باید مدت 14 ماه بدون اثبات جرم، در زندان باقی بماند تا جلسه دادگاه تشکیل شده و به اتهاماتش رسیدگی شود.
به گفته ماری هوکز، فعال اجتماعی که در زمینه کمک به مادران زندانی فعالیت می‌کند، درصد زیادی از مادرانی که تا زمان تشکیل دادگاه در بازداشت هستند، خطرناک نیستند و متهم به ارتکاب جرایم نسبتاً کوچک هستند. هنگامی که این مادران امکان پرداخت مبلغ ضمانت تعیین شده توسط دادگاه را نداشته باشند و مجبور باشند تا ماه‌ها برای حضور در جلسه رسیدگی در بازداشت باقی بمانند، بسیاری از آنان ترجیج می‌دهند تا با پذیرش اتهامات و بدون دفاع از خود، از طولانی‌تر شدن مدت رسیدگی جلوگیری کنند.
برای مادرانی مانند لاوِت، دور بودن از فرزندان، سختترین کار است. گرچه او در گذشته مرتکب خلافی شده که او را گرفتار سیستم قضایی کرده است، هیچ چیز نمی‌تواند مانع عشق او به فرزندانش شود. مایز می‌گوید، « می‌دانم که در زندان ماندن چه حسی دارد، وقتی نتوانی ‌با فرزندانت حرف بزنی، نتوانی آنان را ببینی، و نتوانی آنان را لمس کنی». این دقیقاً همان چیزی است که فعالین اجتماعی مانند هوکز را وادار کرده تا تمام تلاش خود را برای آزادی مادران زندانی کرده تا این مادران بتوانند در روز مادر، یک روز کامل را در کنار فرزندان خود سپری کنند. با کمکهای جمع‌آوری شده توسط مردم، لاوِت توانست مبلغ ضمانت را تامین و روز مادر را در کنار دختر پانزده ساله و پسر شش ساله خود به سر کند.
داستان اِمِت تیل
پس از ده‌ها سال، اکنون سیستم قضایی ایالات متحده ثابت کرده که در اجرای عدالت موفق نبوده است. یکی از پرونده های مشهور در بدنامی سیستم قضایی آمریکا، داستان اِمِت تیل است.
در سال 1955 و در زمانی که نژادپرستی به وضوح در سطح جامعه مشاهده و اِعمال می شد، اِمِت لوییز تیل، که در شیکاگو زاده و بزرگ شده بود، برای دیدار اقوام خود در میسیسیپی به سر می‌برد. این نکته را باید اضافه کرد که در آن زمان هنوز، فرهنگ حاکم بر شمال و جنوب آمریکا متفاوت بود و نحوه تعامل مردم با موضوعی مانند نژادپرستی و رفتار نژادپرستانه در شمال و چنوب متفاوت بود. در جنوب، و درجایی که اِمِت تیل مشغول بازدید از خانواده و اقوام خود بود، تعصبات نژادپرستانه در اوج بود.
محدودیت‌های زیادی برای مردم سیاهپوست در رفتار و گفتار در برابر سفیدپوستان اِعمال میشد و آنان مجبور بودند تا در همه کار محتاطانه عمل کنند تا با مشکل حقوقی مواجه نشوند. در همین حال در شمال آمریکا و شیکاگو هم مشکل نژادپرستی وجود داشت، اما شدت آن بهیچ وجه قابل مقایسه با اتفاقات رخ داده در جنوب نبود. اِمِت به این سبک زندگی عادت نداشت. او پسری شهری و با محبت بود.
در زمان حضور او در شهر، اِمِت با موقعیتی روبرو شد که مسیر زندگی او را تغییر داد. در یک بعدازظهر در آگوست 1955، او و پسرعموی کوچکش، به مغازه محل رفتند و همان زمان، فروشنده سفیدپوست مدعی شد که اِمِت دست او را گرفته و سعی کرده او را بغل کند. در گزارش دادگاه چنین آمده که اِمِت برای آن زن که درحال خروج از فروشگاه برای برداشتن اسلحه از درون خودرو بوده سوت زده است. هویت آن زن که بعداً در دادگاه مشخص شد، کارولین بریانت بود. کارولین داستان اتفاق رخ داده را برای همسرش و برادر ناتنی‌اش تعریف کرد و آنان از این جریان به خشم آمدند. نتجه آن شد که این دو، اِمِت را با تهدید اسلحه ربوده و پس از کتک زدن او، به او شلیک کرده و جسدش را در روخانه انداختند. آنها همچنین یک وزنه 74 پوندی به گردن او انداختند. پس از پیدا شدن جسد اِمِت، دادگاهی برای رسیدگی به قتل او تشکیل شد. در جریان بازجویی، دفاعیه ارایه شده، داستان جدیدی از موضوع ساخت و کارولین مدعی شد که اِمِت دست به دور کمر او انداخته و دروغ‌های متعدد دیگری نیز به داستان اضافه شد.
کارولین بعداً در مصاحبه‌ای در سال 2008 اقرار کرد که آن اتفاقات هیچگاه رخ نداده بود. پس از یک دادگاه خسته کننده و ناراحت کننده، هیئت منصفه تماماً سفیدپوست، تصمیم به بیگناهی دو سفیدپوست متهم به قتل بیرحمانه اِمِت تیل چهارده ساله گرفت. با وجود اینکه پسرعمو و مادر اِمِت، شاهد ربوده شدن او بودند، اما دادگاه متهمان را بیگناه شناخت، صرفاً به خاطر اینکه آنها سیاه پوست بودند و اظهارات آنها فاقد اعتبار محسوب می‌شد. آن دو متهم به قتل تبرئه شده، چند ماه بعد و با اطلاع از اصل حقوقی “پرونده قضاوت شده” (که در سیستم قضایی اجازه محاکمه مجدد متهم را به خاطر جرمی که قبلاً به آن رسیدگی شده و حکم تبرئه صادر شده را با استناد به همان دلایل قبلی نمی‌دهد)، در یک برنامه زنده تلویزیونی با افتخار پذیرفتند که آنها اِمِت را به قتل رسانده‌اند.
بسیاری معتقدند که جرقه جنبش حقوق مدنی و شهروندی در ایالات متحده، با داستان قتل اِمِت تیل آغاز شد. اما یکی از جنبه‌های مهم این موضوع اقداماتی است که مادر اِمِت پس از قتل پسرش انجام داد. مامی تیل- موبلی، اصرا بر باز نگاه داشتن تابوت فرزندش داشت. گرچه دیدن جسد فرزند با آن وضعیت برای هیچ مادری خوشایند نیست، با این حال مامی تیل-موبلی باور داشت که برای آگاهی مردم از بی‌عدالتی و زجری که سیاهان گرفتار آن هستند، باید تابوت را باز نگاه داشت تا خبرنگاران از آن عکس و خبر تهیه کنند و موضوع را به گوش سایر جهانیان برسانند. او گفت “زمانی که مردم با چشمان خود ببینند چه بر سر پسر من آمده، مردمانی که تا پیش از این هیچگاه اعتراض نکرده بودند، به پا خواهند خواست و صدای مردمانی که تاکنون خاموش بودند در خواهد آمد”. روزا پارک، زن سیاه پوستی که از دادن صندلی خود در اتوبوسی در آلاباما به یک زن سفید پوست خودداری کرده بود، گفت در زمانی که تصمیم به ایستادگی در برابر ناعدالتی و تبعیض گرفتم، مامی تیل و تصمیم او در فکرم بود. گرچه روزا پارک بخاطر نقض قانون محکوم شد، اما شجاعت مامی تیل، انگیزه اصلی او برای اقدام در برابر تبعیض بود.
این که دیدن بدن بیجان اِمِت که به طرز وحشیانه ای کشته شده و قاتلین‌اش هم بیگناه شناخته شده‌اند، برای مادرش چه اندازه سخت و دردناک بوده است را شاید حتی نتوان تصور هم کرد، اما عشق او به فرزندش چنان قوی و خالص بود که او حاضر شد جان خودش را در معرض خطر قرار دهد تا دنیا داستان او را بشنود. او در زمانی که سیاهان، حتی برای صحبت درخصوص بی‌عدالتی و نژادپرستی، تهدید به مرگ می‌شدند، تبدیل به یک فعال اجتماعی شد. اگر شجاعت این مادر داغدیده نبود، داستان اِمِت تیل در کنار سایر داستان‌های غمناک بی‌عدالتی دیگر به زیر خاک می‌رفت و به فراموشی سپرده می‌شد.
روز مادر، روزی است برای آگاه سازی افکار جامعه در خصوص فداکاری‌هایی که مادران برای خانواده انجام می‌دهند. مهم نیست که بر سر خودشان چه خواهد آمد، اما یکی از شاخصه‌های بزرگ مادران این است که نیازهای دیگران بر نیازهای خودشان اولویت دارد.
فرقی نمی‌کند که امسال و در روز مادر، این موجود فداکار در این کره خاکی است و یا در آسمانها دلش برای ما می‌تپد. بیایید ارزش مادران را بیشتر از پیش گرامی بداریم و هرکجا که هستند، به آنها بگوییم که قدردان همه زحمت‌های آنها برای خودمان هستیم.
In this article

Join the Conversation