به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

آیا بازنده برنده می‌شود!؟

در یک قبیله بیابان نشین در صحرا، رييس ایل، معاون، قاضی و دیگر شخصیت‌های ایل برای تفریح و استراحت به بیابان نزدیک سکونت خود رفتند. در این بیابان...

524
524
Share

در یک قبیله بیابان نشین در صحرا، رييس ایل، معاون، قاضی و دیگر شخصیت‌های ایل برای تفریح و استراحت به بیابان نزدیک سکونت خود رفتند. در این بیابان مکانی وجود داشت که دارای چند درخت وچاه آبی هم در آنجا وجود داشت. در آن چادرها را برپا کردند تا رئیس و دیگر کارکنان به استراحت بپردازند. صندوقدار قبیله میانه خوشی با قاضی قبیله نداشت آنها همیشه از کارهای یکدیگر ایرادی می‌گرفتند و همدیگر را متهم به کار اشتباه و سؤ استفاده می‌کردند نگهبانان از دور دو شترسواری را دیدند که به سمت چادرها می آیند. آنها برای گرفتن آب و استراحت زیر درختان به این سمت آمده بودند. پس از استراحت شترسواران و برداشتن آب کافی قصد عزیمت را داشتند که حسابدار به آنها گفت آیا حاضرید این کیسه سکه‌ها را داشته باشند. آنها گفتند به چه منظور و برای چه کاری؟ صندوقدار گفت شما دو نفر فقط کافیست یک مسابقه ساده انجام دهید، مسابقه شترسواری. صندوقدار می‌خواست در اینجا که همه جمع هستند حساب قاضی را برسد و او را نزد رئیس و معاون و دیگر افراد کم ذهن و نادان و بی‌کفایت جلوه دهد تا انتقام خود را گرفته باشد. خلاصه دو شتر سوار قبول کردند که با یکدیگر مسابقه دهند. در چند کیلومتری چادرها، یک چاه دیگری که آب نداشت وجود داشت، صندوقدار از شترسواران خواست که به آن نقطه بروند (مبدا) و از آنجا تا صد متری چادرها (مقصد) مسابقه را اجرا کنند و کیسه سکه‌ها به یکی از آنها تعلق خواهد گرفت.
صندوقدار از رئیس قبیله و دیگر افراد دعوت کرد که ناظر این مسابقه باشند و از  قاضی خواست که قضاوت این مسابقه را به‌ عهده بگیرد.
قاضی می‌دانست که در این کار شری وجود دارد و صندوقدار می‌خواهد او را نزد رییس قبیله بی‌تدبیر و یا کم دان جلوه دهد. با وجود اینکه قاضی می‌دانست حیله ایی در کار است قضاوت مسابقه را به عهده گرفت.
دو شتر سوار را آماده مسابقه کردند در همین حل صندوقدار وارد معرکه شد و از آنها خواست که این مسابقه را با این شرط باید شروع کنند. شتر سواران پرسیدند چه شرطی و صندوقدار گفت: برنده این مسابقه کسی خواهد بود که شترش دیرتر به مقصد برسد.
همگان به تعجب گفتند: یعنی بازنده این مسابقه برنده مسابقه باشد. دو شتر سوار از مسابقه انصراف دادند. زیرا این کار را غیر ممکن می‌دانستند، که چگونه این مسابقه را انجام دهند، آیا امکانپذیر است. صندوقدار رو به قاضی کرد و گفت: شما در قبیله مشکل‌گشای مردم و دولت و قبیله هستید فرض کنید این دو از افراد قبیله ا‌ند راه چاره‌ای برای آنها پیشنهاد کنید که این مسابقه انجام گردد و شتر سواران صاحب کیسه پولها شوند.
قاضی با تفکر و دور اندیشی راه حل این سابقه را پیدا کرد و هر دو شتر سوار با سرعت هر چه تمام تر این مسابقه را برگزار کردند و یکی از آنها صاحب کیسه پول شد. صندوقدار هرگز فکر نمی‌کرد که قاضی بتواند راه حل منطقی و محکمه پسندی را ارایه کند آیا شما هم به راه حلی رسیده‌اید؟ در غیر اینصورت در شماره آینده منتظر طرح مسابقه توسط قاضی را خواهید فهمید.

In this article

Join the Conversation