به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

اعتصاب، جنبشی دو چهره

با طولانی‌ترین اعتصاب دانشگاه یورک در طول تاریخ، تمام کشور در مورد قانونی‌ بودن آن صحبت می‌کنند. سؤال اصلی این است که آیا کارکنان حق اعتصاب دارند؟ و...

300
300
Share

با طولانی‌ترین اعتصاب دانشگاه یورک در طول تاریخ، تمام کشور در مورد قانونی‌ بودن آن صحبت می‌کنند. سؤال اصلی این است که آیا کارکنان حق اعتصاب دارند؟ و پاسخ این است: بله.
بر اساس دیوان عالی کانادا، حق اعتصاب کردن یک حق اساسی است که باید توسط قانون اساسی حمایت شود. کارکنان کانادایی حق دارند به منظور حمایت از منافع خود اتحادیه تشکیل دهند.
تقریباً ۳۰ سال پیش و در اویل دوران منشور حقوق و آزادی سال ۱۹۸۲، دیوان عالی برای حفظ بسیاری از حقوق انسان‌ها از جمله آزادی بیان و مذهب، حمایت گسترده‌ای را آغاز کرد. اما تنها دیدگاه باریکی از منشور که در مورد حمایت از آزادی اجتماعات بود، برای کارکنان معنا داشت، حق مذاکرات جمعی کارکنان با کارفرمایان بود و حق اعتصاب وجود نداشت.
اما پس از حکم سال ۲۰۱۵ دیوان عالی کشور، دادگاه اصرار داشت که دولت تنها می‌تواند حداقلِ محدودیت را در مورد آن حقوق اِعمال کند. حق اعتصاب روشی است که کارکنان می‌توانند به وسیله‌ آن شرافت و استقلال خود را به عنوان نیروی کار به کار گیرند.
اگرچه اکثریت قضات با حق اعتصاب کارکنان موافق بودند، اما نظر دو قاضی متفاوت بود. قاضی مارشال راتشتین و ریچارد واگنر بیان کردند که اکثریت مردم، این واقعیت را نادیده می‌گیرند که در طول مذاکراتِ کارکنان و کارفرمایان، دولت تمام قدرت را در دست ندارد. در ضمن اظهار کردند که نگرش اکثریت نسبت به روابط کاری به اوایل روزهای انقلاب صنعتی و دورانی بازمی‌گردد که کارگران فاقد قدرت بودند.
قاضی ابلا در پاسخ توضیح داد که با در نظر گرفتن تعادل میان قدرت کارفرمایان و کارکنان، این استدلال، روابط کاری را در رأس قرار می‌دهد و نیروی اساسیِ نابرابری کارکنان و کارفرمایان را نادیده می‌گیرد.
قاضی ابلا، رئیس اسبق هیئت روابط کاری آنتاریو تاریخچه‌ حق اعتصابات را با شرح جزئیات ارایه داد. اعتصاب‌‌کنند‌گان در انگلستان در قرن نوزدهم به عنوان خیانتکار دستگیر و تحت پیگرد قانونی قرار می‌گرفتند. در کانادا، اعتصابات تا سال ۱۸۹۲ برای برخی اتحادیه‌های صنفی جرم محسوب می‌شد. او گفت که قانون کار جدید که با موافقت‌نامه‌ی بین‌المللی حقوق بشر به تصویب رسید، به منظور حمایت کارگران از این گذشته‌ دشوار وضع شد.
نگرانی اصلی این است که اعتصاب می‌تواند در برخی مواقع بسیار خطرناک باشد. به عنوان مثال، اگر پرستاران، افسران پلیس یا آتش‌نشان‌ها اعتصاب کنند، اثر مخربی بر روی جامعه خواهد گذاشت. اما گروه‌های نیروی کار معتقدند که بدون حق اعتصاب، کارفرمایان برتری ناعادلانه‌ای نسبت به کارکنان خواهند داشت.
جوئل بکان، پروفسور حقوق دانشگاه بریتیش کلمبیا و یکی از کارکنان سابق دادگاه دیکسون می‌گوید: “از آن‌جایی که نظر دولت‌ها نسبت به اتحادیه‌ها خصمانه‌تر شده است، دیدگاه دادگاه‌ها تغییر کرده است. از سال‌ ۱۹۸۹، نیرویِ کار سازمان یافته اعتبارش را به دلیل سیاست‌ها و قوانین ناکارآمد دولت از دست داده است.”
اما تکلیف دیگر گروه‌هایی که به طور مستقیم تحت تأثیر اعتصاب کارکنان قرار می‌گیرند، چیست؟ یکی از جدیدترین مثال‌ها، دانشجویانی هستند که که تحت تأثیر شدید اعتصاب دانشگاه یورک قرار گرفتند.
به دلیل اعتراض به دستمزد و عدم امنیت شغلی، ۳۰۰۰ استاد قراردادی و کمک استاد و دستیار پژوهشی، در ۵ مارس دست از کار کشیدند.
زندگی ۴۵۰۰۰ دانشجوی دانشگاه یورک مختل شد و برنامه‌های آموزشی و اشتغال دایمی و تابستانی آنان را به چالش کشید. دانشگاه قادر نبود به تعهدات آموزشی‌اش در برابر شهریه‌‌ی دریافتی عمل کند.
سه سال پیش، در مارس سال ۲۰۱۵، دانشجویان یورک مجبور شدند اعتصاباتی طولانی را که از طرف همان اتحادیه(مدرسان و دیگر کارمندان دانشگاه) بود متحمل شوند و در واقع طی مدت سه سال شاهد دو اعتصاب طولانی باشند.
اگرچه اعتصاب کارکنان دانشگاه یورک برای احقاق حقوق‌شان امری منطقی بود، اما این‌ اعتصاب، دانشجویان را در شرایط دشواری قرار داد. با توجه به اعتصابی که رخ داد و طولانی‌ترین اعتصاب در تاریخ دانشگاه‌های کانادا بود، برنامه‌های درسی دانشجویان دانشگاه یورک به تأخیر افتاد، اشتغال به کار تابستانی‌شان را از دست دادند و فارغ‌ا‌لتحصیلی‌شان به تعویق افتاد.
به ویژه دانشجویان کارشناسی دانشگاه بسیار عصبانی بودند زیرا احساس می‌کردند حُکم یک گروگان را دارند و نمی‌توانستند به زندگی‌شان را ادامه دهند.
از آن‌جایی که کلاس‌ها در زمان مقرر تشکیل نشد، دانشجویان سال چهارم نمی‌توانستند به موقع فارغ‌التحصیل شوند. دانشجویی به نام خان که باید در ماه ژوئن فارغ‌التحصیل می‌شد، نمی‌توانست به موقع دوره‌اش را پایان دهد زیرا تمام درس‌هایش را جز یکی، به پایان رسانده بود و باید نمره این درس را از پروفسوری می‌گرفت که در اعتصاب بود. او بدون مدرک فارغ‌التحصیلی نمی‌توانست کار جدید دولتی‌اش را که برایش مهیا شده بود، آغاز کند.
پگی ساتلر، منتقد آموزش پیشرفته‌ NDP گفت: “بودجه‌ ناکافی آموزش دانشگاهی، مسئول نارضایتی مداوم کارکنان دانشگاه یورک و دانشگاه‌های دیگر است.”
خانم ساتلر ادامه داد: “تقریباً یک دهه است که آنتاریو در بودجه‌ای که به هر دانشجو اختصاص می‌دهد پایین‌تر از هر استانی عمل می‌کند. تنها راهی که با آن مؤسسات توانسته‌اند این کمبود را جهت حمایت از بودجه‌ی عملیاتی مدیریت کنند این است که هزینه‌های حقوق و دستمزد را کاهش دهند و به اساتید قراردادی متکی شوند.”
اما خوشبختانه، سرانجام اعتصاب پایان یافت و اینک دانشجویان می‌توانند به کلاس‌ها بازگردند و سال تحصیلی جدید را در ماه سپتامبر آغاز کنند.
دولت فورد به عنوان نخستین لایحه، حکم پایان دادن به اعتصاب را داد. با این حال، منتقدان ادعا می‌کنند که دولت فورد باید مسایل اساسی و مهمی را که منجر به اعتصاب شد مشخص کند؛ از جمله آن‌چه به عنوان کمبود بودجه‌ دانشگاه به آن اشاره کرد.
حتی یکی از مذاکره‌کنندگان نیروی کار در ماه می و هنگامی که نخست وزیر اسبق، کاتلین وین و آزادیخواهان بر مسند قدرت بودند به دولت گفت: “دوطرف به طور ناامیدکننده‌ای به بن‌بست رسیده‌اند و مذاکرات جمعی آزاد، شکست خورده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که باور شود از طریق طولانی‌شدن مشاجرات، در آینده موفق خواهند شد.”
هنگامی که روابط کاری به این حالت افراطی می‌رسد، هرگز تنها یک طرف مقصر نیست.
کاملاً واضح است که علاوه بر اتحادیه، دانشگاه یورک نه تنها به خاطر اختلاف‌نظر مابین نیروی کا،ر نسبت به دانشجویانش قصور کرد، بلکه کاری کرد سال‌ها نتوانند نگرانی‌های بلندمدت‌شان را در مورد دستمزد و امنیت شغلیِ کارکنانی که بیش‌ترین نقش تدریس را در یورک داشتند اما پروفسورهای تمام وقت نبودند، برطرف کنند.

آن‌چه دولت باید انجام دهد این است که بودجه دانشگاه‌ها را به درستی تأمین کند. به جای این کار، آن‌ها حق این کارکنان را پایمال می‌کنند.

In this article

Join the Conversation