به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

به مناسبت روز سینما در ایران:5 چهره مهم در شکل گیری پدیده سینما در ایران

پایه‌های سینما وقتی که پنج هزار سال پیش جهیدن بزی در چند نما بر بدنه ظرفی در شهر سوخته مشاهده شد بنیان گذاشته شده بود! چندین دوره بعدتر...

652
652
Share

پایه‌های سینما وقتی که پنج هزار سال پیش جهیدن بزی در چند نما بر بدنه ظرفی در شهر سوخته مشاهده شد بنیان گذاشته شده بود! چندین دوره بعدتر با کشف فانوس خیال که به اشیا جان می‌بخشید تصویر سازی به مانند جادویی سحر آمیز در آمد و عمر خیام را بر آن داشت تا چنین بسراید:
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس ما چون صوریم کاندرو گردانیم
سینما اگر در دنیا با فیلم‌های مستند برادران لومیر آغاز شد در ایران با فیلم‌هایی از سفرهای اروپایی مظفرالدین شاه قاجار شکل گرفت. این فیلم‌ها مختص نمایش در دربار و برای درباریان و نزدیکان شاه بود. اگرچه ناصرالدین شاه بسیار شیفته عکاسی بود اما دستگاه سینماتوگراف به دلیل علاقه فراوان مظفرالدین شاه در پاریس خریداری و به ایران آورده شد. ورود این پدیده کم کم زمینه پیدایش سینما و سالن سینما و نمایش فیلم‌های خارجی را در ایران بوجود آورد. حال که در تقویم ایران، روز سینما به طور رسمی درج شده جا دارد که پس از این مقدمه کوتاه به معرفی چند چهره مطرح که هر یک در زمینه‌های مختلف هنری، اقتصادی و تکنیکی در پیدایش، شکل گیری و رشد سینمای ایران نقش داشتند بپردازیم. شاید که بدینگونه بتوانیم از این چهره‌های پر تلاش به دور از هر گونه حاشیه و فقط برای زحماتی که برای ماندن سینمای ملی کشیدند قدردانی کرده باشیم.

مظفرالدین شاه قاجار
(بانی ورود سینماتوگراف به ایران )
سال 1279 مصادف با 1900سال ورود سینماتوگراف به ایران است. مظفرالدین شاه پس از سفر به فرانسه با پدیده‌ای آشنا می‌شود که او را مبهوت می‌سازد. او پس از تجربه دیدن تصاویر متحرک بر روی پرده دستور خردیداری این دستگاه و ورودش به دربار را می‌دهد. اگر چه در آن زمان حضور این پدیده به منظور سرگرمی شاه بوده اما مقدمات شکل گیری سینما در ایران را پایه گذاری می‌کند. شاه درباره این دستگاه در انزمان گفته است: «دستگاهی که بر روی دیوار می‌اندازند و مردم روی دیوار حرکت می‌کنند».
میرزا ابراهیم خان عکاس‌باشی
(اولین فیلمبردار ایران )
میرزا ابراهیم در سال 1253 در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا احمد صنیع‌السلطنه، عكاس‌باشی دربار ناصرالدین شاه بود، درباره او می‌‌گویند: وی بدون اجازه ناصرالدین شاه با معیر الممالك به اروپا سفر كرد و شاه به هر دو غضب كرد. معیر برگشت، اما صنیع‌السلطنه حدود ده سال در اروپا ماند و پسرش میرزا ابراهیم‌خان از چهارده سالگی در پاریس به تحصیل عكاسی پرداخت و زمانی كه ناصر‌الدین‌شاه اجازه داد پدرش بازگردد، او نیز همراه پدر به تهران آمد و به دستور شاه در خدمت مظفرالدین میرزا كه ولیعهد بود و در تبریز به سر می‌‌برد، درآمد.
او در سفر اول مظفرالدین شاه به اروپا، به همراه گروه بود و پس از این كه مظفرالدین ‌شاه در هفدهم تیرماه سال 1279 در فرانسه با پدیده سینما توگراف، آشنا شد، دستور تهیه دستگاه آن را داد. نخستین فیلم‌های ایرانی را نیز در همین سفر در اوستاند بلژیك به تاریخ 23 مرداد 1279 برداشت. عكاس‌باشی در بازگشت به ایران تا سال‌های آخر سلطنت مظفرالدین شاه در دربار بود، با آغاز سلطنت محمدعلی شاه دربار را ترك و مدتی به كار چاپ نشریه پرداخت. او نخستین فیلمبردار تاریخ سینمای ایران به شمار می‌‌آید.
او در سال 1294 در سن 41 سالگی در چابكسر قزوین دیده از جهان فرو بست.

میرزا ابراهیم خان صحاف‌باشی
پیشگام در تاسیس سالن سینما
اولین گام برای عمومی شدن سینما به وسیله مردی به نام ابراهیم خان صحاف‌باشی برداشته شد. او که با اجازه مظفرالدین شاه ایران را به قصد سفر دور دنیا ترک کرد در بازگشت دستگاه پروژکتور نمایش فیلم را به تهران آورد.
او گوشه‌ای از حیاط پشت مغازه آنتیک فروشی خود در خیابان لاله زار را به سالن سینما تبدیل ساخت و خود اقدام به نمایش فیلم کرد و مشتریانش نیز از اعیان بودند. صحاف‌باشی در رمضان سال ۱322 شمسی، در ابتدای خیابان چراغ گاز (امیرکبیر)، سینمایی دایر کرد که نخستین سالن عمومی سینما در ایران است.
سینمای صحاف‌باشی به بهانه نمایش عکس‌های برهنه زنان خارجی، مورد تحریم علمای مسلمان قرار گرفت و مظفرالدین شاه قاجار نیز از ترس آن‌ها، با وجود همه علاقه‌ای که به سینما و عکاسی داشت، دستور داد که جلوی کار او گرفته شود.
سرانجام ماموران حکومتی، به فرمان شاه به خانه صحاف‌باشی ریختند و او را دستگیر کرده و به زندان انداختند. در مورد دستگیری او دو روایت وجود دارد. روایت نخست حاکی از آنست که با بدگویی گروهی از مردم که تاسیس سالن سینما در خیابان چراغ گاز را بی دینی می‌دانستند به فتوای شیخ فضل الله نوری سینما تکفیر شده و او مجبور به تعطیل کردن آن می‌شود. روایت دوم اینست که چون صحاف‌باشی از مبارزان مشروطه خواه بوده به لحاظ درگیری‌هایی که با دربار داشته و با بدگویی‌هایی که از سینما شد بهانه‌ای به دست درباریان داد تا سینمایش را تعطیل کنند.
سرانجام در یکی از روزهای جمعه سال ۱۲۸۶، صحاف‌باشی، اموالش را به حراج گذاشت و دستگاه سینماتوگراف خود را به آرتاشس پاتماگریان (اردشیر خان ارمنی) فروخت و تحت الحفظ به اصفهان و سپس حوالی جندق و بیابانک تبعید شد.

آوانس اوهانیان (اوگانیانس)
اولین کارگردان و بنیانگذار مدرسه بازیگری در ایران
اوانس اوهانیان که در برخی نوشته‌ها اوگانیانس نیز تلفظ کرده‌اند متولد ۱۲۷۹ در عشق آباد، جمهوری ترکمنستان، و به روایتی در مشهد است. اوگانیانس تحصیلاتش را در رشته تجارت در تاشکند، حقوق را در عشق آباد و سینما را در مسکو انجام داد و در سال ۱۳۰۸ به همراه دخترش زما (بازیگر فیلم حاجی آقا آکتور سینما) به ایران مهاجرت کرد.
در سال ۱۳۰۹مدرسه آرتیستی سینما که اولین مدرسه سینمایی در ایران بود را در تهران تأسیس کرد و در همین سال به عنوان  نویسنده، کارگردان، بازیگر و تدوینگر اولین فیلم داستانی صامت تاریخ سینمای ایران به نام آبی و رابی را تولید کرد.
شکست اقتصادی دومین فیلم او، حاجی آقا آکتور سینما موانعی جدی را در جهت پی گیری اهداف اوگانیانس بوجود آورد. در سال ۱۳۱۷ از وی برای تأسیس یک مدرسه سینمایی در کلکته دعوت شد و وی با قبول این دعوت و سفر به هند اولین مدرسه سینمایی را درکلکته هند در سال ۱۳۱۸ برای این کشور تأسیس کرد. وی چندین سال در هند اقامت داشت و در این مدت در آکادمی اختراعات و اکتشافات آسیا عضویت داشت و در آن فعالیت می‌کرد.
در سال ۱۳۲۶ به ایران بازگشت ودر سال ۱۳۳۰ به طور ظاهری به اسلام روی آورد و با انتخاب نام پروفسور رضا مژده به کار درمان طاسی سر پرداخت و همچنین سعی در اختراع وسایلی کرد که برایش توأم با موفقیت نبود. وی قصد داشت برای آموزش سینما به بانوان و خردسالان نیز کلاس تشکیل دهد که هیچگاه موفق نشد. در سال ۱۳۳۳تصمیم به فعالیت مجدد در سینما گرفت که حاصل این فعالیت فیلمی بود با نام سوار سفید که ناتمام ماند در سال ۱۳۳۸ فیلمنامه‌ای نوشت با عنوان کودتای ۱۲۹۹ که نتوانست آن را تبدیل به فیلم کند.
در سال ۱۳۴۰ درسن 61 سالگی در گمنامی چشم از جهان فروبست و در گورستان ارامنه تهران به خاک سپرده شد.

عبدالحسین سپنتا
کارگردان اولین فیلم ناطق در ایران
عبدالحسین شیرازی معروف به سپنتا کارگردان اولین فیلم ناطق ایرانی به نام دختر لر بود. وی در سال ۱۲۸۶ در تهران متولد شد و به علت علاقه به موضوع تاریخ و فرهنگ ایران باستان پس از طی تحصیل در مدرسه آمریکایی‌های تهران برای تکمیل تحصیلات به کشور هندوستان عزیمت نمود.
وی در سال ۱۳۰۶ مطالعه و تحصیل در زمینه تاریخ، فرهنگ و ادبیات کهن را در بمبئی آغاز نمود. بعدها به به سمت سینما گرایش یافت، که در نهایت با همکاری اردشیر ایرانی به ساخت نخستین فیلم ناطق فارسی به نام دختر لر در سرزمین هند منجر گردید.
سپنتا در شکل گیری و تحول سینمای ایران نقش و سهم اساسی داشته است. از نه فیلم دوره اول فیلمسازی در ایران (1315-1309 ) پنج فیلم متعلق به اوست : دختر لر، شیرین و فرهاد، فردوسی، چشم‌های سیاه، لیلی و مجنون. این فیلم‌ها در هندوستان و با مساعدت مالی و فنی استودیوهای فیلمسازی در هند ساخته شدند و از لحاظ نحوه داستان پردازی و پیشرفت‌های فنی نسبت به فیلم‌هایی که اوگانیانس و مرادی در ایران ساختند، متفاوت بوده‌اند.
سپنتا در بازگشت به ایران با تمام شوقی که برای پیشرفت سینما داشت با بی مهری دولت روبرو شد و با گذراندن کارهای مختلفی برای امرار معاش سر انجام در انزوا درگذشت.

گردآوری: عارف محمدی

dadgar main author

In this article