به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

حد و مرز بومی‌ها در کانادا

بومیان کانادا در مناطقی که روزگاری محل شکار و کوچ نشینی آن‌ها نیز بود، به نام مناطق تحت حمایت یا رزرو، زندگی می‌کنند. امروزه این مناطق بعضاً به...

129
129
Share

بومیان کانادا در مناطقی که روزگاری محل شکار و کوچ نشینی آن‌ها نیز بود، به نام مناطق تحت حمایت یا رزرو، زندگی می‌کنند. امروزه این مناطق بعضاً به بخش‌هایی چون شهرهای کوچک یا جنگل یا زمین‌های کشاورزی چندین هکتاری تبدیل شده‌اند. از سوی دیگر، همه بومیان در این مناطق حمایت شده زندگی نمی‌کنند، بلکه بخشی از آن‌ها وارد جامعه کانادا شده‌اند و در کنار دیگر مردمان غیر بومی از فرهنگ‌های مختلف زندگی می‌کنند.

بومی در معنای قانون کانادا
بر اساس نظر دادگاه عالی کانادا، حق بومیان بر زمین به حقوقی اطلاق می‌شود که بومیان کانادا به صورت گروهی و جمعی دارا بوده و این حق به آنان اجازه استفاده و بهره‌برداری از زمین را می‌دهد. این حقوق از جمله شامل موارد زیر می‌گردد:
• توسعه کشاورزی، جنگلداری، معدن و تولید نیروی برق؛
• حفاظت از محیط زیست یا گونه‌های در حال انقراض؛
• ایجاد زیرساخت؛ و
• اسکان جمعیت‌های غیر بومی برای اجرای هر یک از موارد فوق.

البته این نکته را باید ذکر کرد که ماهیت مالکیت بومیان بر زمین، متفاوت از مفهوم مالکیت در مفهوم کامل و مطلق آن که بدون هرگونه محدودیت و ممنوعیت خاصی است می‌باشد. مالکیت بومیان بر زمین، از لحاظ حقوقی موضوعی منحصر به فرد است که شرایط و محدودیت‌های خاص خودش را دارد.

به عنوان مثال حقوق بومیان حقوقی جمعی است که به بومیان به عنوان یک گروه خاص از افراد داده شده، بنابراین زمین مورد مالکیت آنان باید به گونه‌ای مورد استفاده قرار گیرد که نسل‌های آینده نیز بتوانند از آن استفاده کرده و از مزایای آن بهره‌مند شوند. در ضمن، زمین مورد مالکیت آنان قابل فروش و انتقال نیست مگر این که به ملکه فروخته، منتقل یا واگذار شود. معمولاً چنین فروش‌ها، انتقال‌ها و یا واگذاری‌هایی براساس تصمیم و تایید دسته جمعی و بر اساس قانون همه‌پرسی سرخپوستان انجام می‌گیرد.

چگونگی ایجاد و برقراری حق مالکیت بومیان
در سال ۲۰۱۴، دادگاه عالی کانادا در پرونده‌ Tsilhqot’in علیه دولت بریتیش کلمبیا، به موضوع حق مالکیت زمین بومیان پرداخت. این دادگاه اعلام کرد که چارچوب‌های حقوقی درخصوص حق مالکیت بومیان که قبلاً در پرونده Delgamuukw علیه دولت بریتیش کلمبیا مطرح شده مورد تایید و قابل اجرا است. بر اساس این دو پرونده، حق مالکیت بر زمین توسط بومیان دارای شرایط کلی زیر است:
• تصرف قابل قبول بر زمینِ مورد ادعای عنوان مالکیت در زمان حاکمیت اروپاییان داشته باشند؛
• بر زمین‌هایی که ادعای تصرف قدیمی بر آن را دارند، همچنان تصرف داشته باشند؛ و
• تصرف انحصاری بر زمین مورد نظر، سابقه تاریخی داشته باشد.

تصرف قابل قبول
دادگاه تصریح کرد که شرط تصرف قابل قبول، باید بر اساس معیارهای فرهنگی و با حساسیت‌های لازم تفسیر شود. این تفسیر باید با توجه به قوانین عمومی و نیز دیدگاه‌های بومی ارایه شود. برای این که تصرف قابل قبول محسوب شود، گروه بومیان باید شواهدی از حضور مستمر را بر روی زمین ادعا شده ارایه دهند تا نشان دهد زمین مورد بحث متعلق، تحت تسلط و یا نظارت انحصاری آن‌ها بوده است. به عنوان مثال، تصرف قابل قبول در جایی معنا دارد که سرزمین مورد بحث تحت کشت بوده است و خانه‌هایی در آن بنا شده باشد. به علاوه، دادگاه تصریح کرد که این عنوان نباید به مناطق روستایی و مزارع خاصی محدود شود، بلکه باید شامل زمین‌هایی باشد که گروه بومیان مورد نظر به طور مداوم در آن به شکار، ماهیگیری یا تله‌گذاری پرداخته‌اند.

تداوم تصرف
دادگاه تصریح کرد که در مورد تداوم تصرف زمین، لازم نیست زنجیره‌ی پیوسته‌ای از تداوم به اثبات برسد. بر عکس، گروه بومیان، باید مدارکی را ارایه دهد که نشان دهد زمین مورد نظر از زمان‌های گذشته و قبل از استقرار حاکمیت پادشاهی، در اشغال و تصرف آنان بوده است.

تصرف انحصاری
تصرف انحصاری یعنی قصد و توانایی حفظِ کنترل انحصار در زمین. مدارک و شواهد تایید انحصار، باید هم از نظر حقوق عرفی و هم از دیدگاه حقوق بومیان مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال، در حالی که ممنوع کردن دیگران از استفاده از زمین خود، تایید کننده تصرف انحصاری زمین است. اما درعین حال، اجازه‌ دادن به دیگران برای استفاده از زمین، لزوماً باعث نفی تصرف انحصاری متصرفان اصلی نمی‌گردد. علاوه بر این، وجود توافق برای اجازه دادن به دیگران برای استفاده و عبور از زمین، اساساً تایید کننده تصرف انحصاری آن گروهی است که اجازه‌ ورود را برای دیگران فراهم می‌کند.

استفاده یا توسعه زمین‌های بومیان توسط گروه‌های غیربومی
دیوان عالی کانادا مکرراً بیان کرده است که تأیید و به رسمیت شناختن حقوق و مشخصاً حق مالکیت بومیان توسط دولت، حق ویژهای برای دولت به منظور برنامه‌های توسعه‌ای ایجاد نمی‌کند. به این معنی که هنگامی که گروه‌های غیر بومی می‌خواهند از سرزمین‌های تحت مالکیت و تصرف بومیان استفاده کنند، باید از صاحبان آن رضایت کسب کنند. اگر رضایت داده نشود و دولت بخواهد زمین را به منظور منافع عمومی توسعه دهد، ممکن است لازم باشد بر اساس بند ۳۵ قانون اساسی از دادگاه اجازه کسب کند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که صرف‌نظر از این که مالکیت بومیان تأیید شود و یا به اثبات نرسد، دادستان وظیفه دارد با گروه‌های بومی در این خصوص مشورت کند؛ درست همانگونه که رأی دادگاه در مورد پرونده‌ Guerin علیه ملکه، ملکه علیه Sparrow، و Delgamuukw علیه دولت بریتیش کلمبیا صادر شد.
با این حال، هنگامی که حق مالکیت بومی به اثبات برسد، دادستان نه تنها باید با گروه‌های بومی ذینفع مشورت کند بلکه باید هدف قانع‌کننده و مؤثری را در ارتباط با طرح و عملکرد دولت نیز ارایه دهد. دادگاهِ مربوط به پرونده Delgamuukw نمونه‌هایی را در این زمینه ارایه داد که نشان می‌دهد توجیهات قانونی برای نقض مالکیت بومی شامل چه مواردی است، این دلایل همان حقوقی هستند که بومیان بر روی زمین تصرفی خود دارند:
• توسعه کشاورزی، جنگلداری، معدن و تولید نیروی برق؛
• حفاظت از محیط زیست یا گونه‌های در حال انقراض؛
• ایجاد زیرساخت؛ و
• اسکان جمعیتهای غیر بومی برای اجرای هر یک از موارد فوق.

In this article

Join the Conversation