به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

دادگر رامبد و نگار را به چالش می کشد

نگار جواهریان، همسر رامبد جوان، هنرمند و بازیگر موفق و با سابقه ای است که سیمرغ بلورین سینمای ایران به عنوان بهترین بازیگر زن را در بیست و...

1308
1308
Share

دادگر: تا به حال نقش وکیل یا قاضی را در فیلم‌ها بازی کرده اید ؟
رامبد: بله فیلم اولی‌ را که من ساختم نقش یک وکیل را داشتم و در سریال خانه سبز پدر و مادرم هر دو وکیل بودند.

دادگر: برای بازی‌ در نقش یک وکیل آیا اطلاعات خاصی‌ را از قبل به دست می آورید یا با یک وکیل ملاقات می‌کنید و وقت می گذارید یا نه فقط یک نوشته به شما می دهند و طبق آن نوشته عمل می‌کنید؟
رامبد: در سریال خانه سبز آقای بیژن بیرنگ فیلم نامه را
می نوشتند و همسر ایشان که وکیل بودند مشاور حقوقی فیلمنامه را بر عهده داشتند و در نتیجه ایشان تمام نگارش را علمی‌ انجام می‌دادند و فیلمی هم که خودم ساختم و نقش یک وکیل را بازی‌ کردم زیاد مسائل حقوقی نداشت که بخواهیم به آن بپردازیم، ولی‌ قطعا مثل هر شغل دیگری که اگر قرار باشد در درام تاثیر جدی داشته باشد ما آن شغل را باید خیلی‌ دقیق بررسی‌ کنیم و قطعا هر بازیگری راجع به آن تحقیق می‌کند، شاید حتی در چند دادگاه مستند هم بنشیند‌ و نگاه کند که چگونه اتفاق می‌افتد.

دادگر: خودتان به کار وکالت علاقه دارید؟
رامبد: نه ولی‌ من همیشه فکر می‌کنم ۲ چیز لازم است که آدم در زندگی‌ داشته باشد یکی‌ وکیل همیشگی‌ و دیگری پزشک خانواد‌گی.

دادگر: نگار جان در مورد فیلم «حوض نقاشی»
و معلولین می‌خواستم برایمان یه کم توضیح دهید.
نگار: داستان سر یه زوج جوان هست که هر دو کم توان ذهنی‌ هستند اما بچه شان سالم است. و این بچه به سنی‌ می‌رسد که سن عقلیش از پدر و مادرش بیشتر است، چون کم توان‌های ذهنی‌ سن عقلی دارند که می‌گویند آنهایی که ۱۲ سال دارند آموزش پذیر هستند اما آنهایی که ۴ ساله هستند آموزش پذیر نیستند. و در آن داستان وقتی‌ سن عقلی بچه از پدر و مادرش بیشتر می شود تصمیم می‌گیرد که پدر و مادرش را عوض کند و یک پدر و مادر دیگری را انتخاب کند . یک فیلم دیگری که به کم توان جسمی‌ مربوط می شود و من کار کردم «اینجا بدون من» است که آقای بهرام توکلی کارگردان است و کاردر مورد فلج اطفال است . به هر حال در کارهایی که کردم این فرصت پیش آمد که در مورد این مسائل یک مقدار بیشتر درک کنم.

دادگر: چه محدودیت هابی در سینمای ایران برای افراد معلول وجود دارد ؟
نگار: به طور خاص هیچی‌، همان محدودیتهایی که در تمام موضوعات می تواند وجود داشته باشد در این موضوع هم هست.

دادگر: به نظر شما محدودیت‌های زندگی‌ یک معلول در جامعه ایرانی‌ چیست؟
رامبد: بله، موضوعی که در مورد آن زیاد می شنویم ودر ایران خیلی دارد روی آن کار می شود، امّا هنوز خیلی کار دارد تا به نتیجه برسد، شرایط حرکت وعبور ومرور عادی در شهر است، مانند پیاده روها که خیلی مشکل دارند. امّا مکان هایی هم وجود دارند که برای معلولین
می سازند و خود معلولین درآنها کار می کنند و احساس مفید بودن می کنند.

دادگر: آقای جوان به نظر شما اگر موضوع حقوقی را در قالب طنز مطرح کنند تاثیر بیشتری دارد؟
رامبد: حتماً تاثیر دارد، اصولا کمدی به خاطر حال‌ و هوای شوخ طبع و سر حالی‌ که دارد آدمها راحت تر تماشا و درک می کنند. مانند یک معلم که اگر با روی خوش و شوخ طبعی درس دهد تاثیر بیشتری دارد تا یک معلم عبوس و بد اخلاق.

دادگر: بزرگترین خلافی که انجام دادید چه بود ؟
رامبد: تا حالا به دادگاه فرا خوانده نشده ام، اما اصولاً ما اینقدر کار می‌کنیم که فرصتی برای خلاف کردن پیدا نمی‌کنیم اما تخلفات رانندگی‌ چرا داشتم، مثل سرعت غیر مجاز یا رد کردن چراغ قرمز.

دادگر: آیا تا حالا پلیس شما راگرفته اما به خاطر رامبد جوان بودن از تقصیرتان گذشته باشد ؟
رامبد: من یک ماشین پلاک نشده خریده بودم و پلاک کردن این ماشین چند روزی طول کشید و در این مدت در شهر با آن ماشین تردد می‌کردم، پلیس من را گرفت و فقط به من تذکر داد که تا نمره نشدن ماشینم آن را در پارکینگِ خانه نگاه دارم.
نگار: من رانندگی‌ را خیلی‌ دوست دارم و پیش
می‌آید که سرعت زیاد می روم مخصوصاً نصف شبها که از سر کار و فیلم برداری بر می‌گردم.
دادگر: اگر در یک فیلم مورد علاقه شما یک نقش به عنوان متهم و وکیل به شما پیشنهاد شود، کدام را انتخاب می‌کنید ؟
نگار: هر دو جالب است و بستگی دارد کدام کاراکتر بهتری داشته باشد و بهتر نوشته شده باشد. به دلایلی الان وکلا و پزشکان برای من شخصیت‌های جالبی‌ دارند و بهشان حسودیم می شود که این همه اطلاعات دارند و یکی‌ از چیزهایی که شاید اگر بازیگر نمی‌شدم
می رفتم دنبالش وکالت و پزشکی‌ بود.

دادگر: شباهتی‌ بین بازیگری و وکالت می‌بینید ؟
نگار: می تواند مرتبط باشد، هر دو باید شنوندگانِ خودشان را متقاعد کنند که چیزی که می‌گویند درست است، بازیگری هم همین است و باید سعی کنند تاثیر گذار باشند و قبل از تاثیر گذاری کاری که بازیگر‌ها باید انجام دهند شناخت است که دقیق نگاه کردن به اطراف است. اگر با کسی‌ ۵ دقیقه حرف
می زنند باید بتوانند چیزهایی از آن آدم بفهمند.

دادگر: نظرتان در باره قانون خانواده و مهریه چیست؟
رامبد: یک چیزهایی روی سنت است و یک چیزهایی بر روی قوانین مذهبی‌، مثلا چیزی که برای ایرانی‌‌ها مهم است یک سری قوانین در ایران است که ما بنا بر سنتمون انجام می دهیم. مثل این که دختر باید برایش جهیزیه درنظر گرفته شود تا زندگی‌ اش در رفاه
و امنیت نسبی‌ باشد و از طرفی‌ برایش مهریه درنظر گرفته می شود که هر موقع خواست می تواند دریافت کند. اصولا برای اینکه زنها حقوق اجتماعیشان نسبت به مردان کمتر است، کار، در آمد و حتی میزان کار کردنشان کمتر است سعی‌ می کنند که در خانه آنها را خوشحال نگاه دارند که معترض نباشند. اینها چیزهایی است که در طول قرن‌ها همه جا افتاده و همه رعایت کرده اند. اما امروزه وقتی‌ حقوق زنها مطرح می شود که به نظر من حتی یک مقدار غلو آمیز به آن پرداخته می شود مانند جشنواره بانوان، روز زن … به نظر من دیگر غلو شده است.
جریان مهریه هم یک چیزی است که زن را راضی‌ و خوشحال نگاه دارند و بیشتر شبیه حق السکوت دادن است.
نگار: ”چقدر بد توضیح دادی” ، آدمها
می توانند انتخاب کنند، می تواند مثل ایران یه پولی‌ یا چیزی را در پایان رابطه به زن بدهند یا می توانند مثل اکثر جاهای دنیا هر چیزی که دارند را نصف نصف تقسیم کنند. چون این هم برای من خیلی‌ ناخوشایند است که مردانی که توانایی مالی بالایی ندارند باید بعد از طلاق یک مهریه سنگین بدهند واگر نه
می روند زندان. آدم به فکر می‌افتد که چقدر این رسم مشکل است. بر عکسش هم هست که در شرایطی زن فقط برای این که بچه اش را داشته باشد باید از کل مهریه اش بگذرد. شاید باید این گونه به قضیه نگاه کرد که می‌خواستند یک حق و حقوقی را برای جدایی آدمها از هم وضع کنند که یک سری مشکلاتی دارد و باید اصلاح شود.
رامبد: چرا باید یک پول یا چیز نقدی را به یک آدم که توانایی کار کردن دارد داد؟ ما برای خانم‌ها حق اجتماعی کمی‌ قائل هستیم مثل اینکه حق کار فعالیت اجتماعی و کسب در آمد را از آنها می گیریم اما برای زمانی‌ که می‌خواهیم از آنها جدا شویم یک پولی‌ به آنها می دهیم چون برای زندگی‌ به پول احتیاج دارند و چون تا حالا که با آنها زندگی‌ می کردیم اجازه کار و فعالیت اجتماعی را به آنها نمی دادیم از این به بعد هم آنها نمی توانند آدمهای موفقی‌ باشند چون جامعه آنها را جدی نمی‌گیرد. در صورتی‌ که اگر زن و مرد از اول با هم شروع به کسب در آمد کنند دیگر چه نیازی است که یکی‌ به دیگری پول بدهد؟

دادگر: پس این مثل که می‌گویند “ کی‌ داده کی‌ گرفته ” چیست؟
الان خیلی‌ کمتر دارند مهریه سنگین می‌گذارند، اما تقریبا همه درگیر مهریه هستند. .

دادگر: اگر نگار الان برود و
مهریه اش را به اجرا بگذارد، آیا علاقه شما کمتر می شود ؟
رامبد: این چیز خیلی‌ دوری است در رابطه ما.
نگار: ما بیشتر دو انسان هستیم که همه چیزمان با هم مشترک است و این خیلی‌ عجیب است و حتی تصورش را هم نمی توانیم بکنیم. آنجایی گرفتاری شروع
می شود که زن و مرد را از هم جدا می کنند و می‌گویند زن به این صورت و مرد به آن صورت.
دادگر: در قوانین کشور هایی که حقوق زن و مرد را رعایت می کنند آیا فکر می‌کنید که موفق هستند ؟
نگار : آیا واقعا اینجا همه حقوق برابر دارند؟

دادگر: اینجا ما این عقیده را داریم که به هر کسی‌ که می خواهند ظلم کنند او را بالا
می برند مثل روز جهانی‌ زن یا معلول یا هر کی که بهش ظلم شده، اینجا حقوق زن و مرد کاملا یکی‌ است و حتی مرد می تواند از زن نفقه بگیرد آیا فکر می‌کنید آنها موفق بوده اند؟
نگار : من می‌خواهم اون را از شما بپرسم، که آیا به نظر شما که هر دو کشور را به خوبی‌ می‌شناسید آیا این جواب داده است؟

دادگر: ببینید من چند سال پیش یک سخنرانی‌ داشتم در مورد روز جهانی‌ زن، اگر در تاریخ کانادا نگاه کنید مثلا ۷۰- ۸۰ سال پیش یک زن در اینجا نمی توانسته وکیل شود، زنها خودشان بلند شدند حق و حقوقشان را گرفتند اما بالاخره در یک سری از جاها به خاطر فیزیک بدنی و احساساتشان زن و مرد با هم فرق دارند و نمی‌شود که حق مساوی داشته باشند. مثلا اگر یک زن و مرد با هم اقدام کنند برای یک کار در یک کمپانی آن کمپانی ممکن است مرد را ‌بگیرد حتی اگر آن زن دانش و تحصیلات بالاتری داشته باشد چون فکر
می کنند آن زن در آینده ازدواج می‌کند و بچه دار
می شود و در اینجاست که من باید بگویم کشور هایی که ادعای حقوق برابر می کنند فقط دولت و مسئولین برای آن تلاش نمی کنند بلکه خود مردم هم برای آن بلند می شوند و همیشه آدم نمی‌تواند که بگوید من مظلوم هستم و حقم گرفته شده است، در جامعه وارد شدن هم مسئولیت دارد و باید با همه چیز مواجه شد.

دادگر: در خندوانه از ظروف بازیافت شده استفاده کردید چه پیامی می خواستید بدهید؟
رامبد: ما فعالیت خیلی‌ جدی برای حمایت از محیط زیست داشتیم، در برنامه خندوانه فعالیت‌های فرهنگی زیادی انجام شد و ما نسبت به محیط زیست از جمله مراقبت از آب سعی‌ کردیم این راجا بندازیم. که ازهر لحاظ باید از آب مراقبت کرد و در ادامه زباله هایی که ما تولید می‌کنیم از جمله زباله‌های باز یافت شده برای اولین بار در دکور یک برنامه تلویزیونی استفاده شد. با این مفهوم که ما در بین زباله‌ها محاصره شدیم، که چند هدف داشتیم. یک اینکه حواسمان باشد که چه کار می‌کنیم ، دوم اینکه می شود از زباله چیزهای زشت چیزهای زیبا ساخت و سوم تعداد اینها را کنترل کنیم و از آنها استفاده بهینه را بکنیم.

دادگر: اگر همین امروز از شما بخواهند بزرگترین چالش حقوقی دنیا را یک فیلم در موردش بسازید چه چیزی را انتخاب می‌کنید؟ 
رامبد: خشونت با بچه‌ها و حیوانات

دادگر: شما چقدر به یک معلول مجال بازی‌ کردن می دهیم ؟ 
رامبد: سخن پیچیده‌ای است. باید با فیملنامه مناسبت داشته باشد.

دادگر: به نظر شما بهترین راه آشنا کردن مردم با حقوقشان چیست؟
مدرسه و رسانه‌. چیزی که ما در خندوانه انجام دادیم آشنا کردن مردم با حقوق شهروندی بود و این کار را در سری جدید هم ادامه خواهیم داد.

دادگر: پیغامی برای مردم تورنتو دارید ؟
نگار: من فکر می‌کنم اگر اینجا زندگی‌ می‌کردم حتماً ماهی‌ یک بار در جلسات حقوقی مثل مجله شما شرکت می‌کردم که حقوق شهروندی را بیشتر یاد بگیرم و چقدر خوب است که این مجله‌ وجود دارد و بیشتر شبیه کادو است و چقدر خوب است که مردم خودشان هم شروع و اقدام به یاد گیری کنند.
رامبد: اصولا مردم در خواندن تنبل هستند ولی‌ در محیط‌های بده بستون بیشتر فعال هستند. .
نگار : و این که وقتی‌ فکر کنند بیشتر محتاج آن هستند بیشتر دنبالش می روند.

دادگر: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید و با آرزوی موفقیت برای شما

In this article

Join the Conversation