به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

شکایت یک دلاری تیلر سوییفت

پرونده تیلر سوییفت در ماه جون سال 2013، اتفاقی برای خواننده پاپ و کانتری موزیک، تیلر سوییفت، افتاد که مسیر زندگی او را تغییر داد. او احساس خود...

180
180
Share

پرونده تیلر سوییفت
در ماه جون سال 2013، اتفاقی برای خواننده پاپ و کانتری موزیک، تیلر سوییفت، افتاد که مسیر زندگی او را تغییر داد. او احساس خود را از اینکه آن شب یک دی‌جی سابق رادیو، باسن او را در یک مهمانی تجلیل که با حضور خبرنگاران و مهمانان برگزار شده بود، با دست گرفته بود، اینگونه توصیف کرد:”آن شب می‌خواستم هم گریه کنم و هم بالا بیاورم”.
دیوید مولر، دی‌جی و مجری سابق رادیوی محلی، دادخواست سه میلیون دلاری بابت آنچه او سقوط شغلی خود پس از طرح ادعای تجاوز جنسی تیلر سوییفت علیه او نامید، علیه سوییفت مطرح کرد. پس از آن نیز تیلر سوییفت متقابلاً علیه مولر دادخواست مطالبه “یک” دلار بابت رفتار نامناسب مولر در زمان گرفتن عکس با او، در دادگاه مطرح کرد. هدف سوییفت از طرح این دعوی، صرفاً جلب توجه ها نسبت به موضوع تجاوز جنسی نسبت به خود بود.
ویلیام مارنینز، قاضی بخش دادگاه در آمریکا در حکم خود چنین عنوان کرد که چون تیلر سوییفت، اقدامی برای اخراج مولر از کارش انجام نداده، مسئولیتی در این خصوص متوجه او نیست و بنابراین پرونده مطالبه سه میلیون دلار خسارت از او، رد شد. از سوی دیگر، پرونده تیلر سوییفت علیه مولر، به نفع سوییفت پایان یافت. در این پرونده که به شدت مورد توجه رسانه ها و جامعه بود، دادگاه در حضور هشت نفر هیئت منصفه به اظهارات طرفین گوش کرد. در زمان شهادت، سوییفت یادآوری کرد که آقای مولر، به عمد دستش را به زیر دامن او برده و باسن برهنه او را با دست فشار داده بود. تعدادی از افراد حاضر در آن صحنه، از جمله محافظ سوییفت و همچنین عکاسی که در آنجا حضور داشت به هیئت منصفه گفتند که آنان در زمان رخ دادن این رفتار بیمارگونه، شاهد آن بودند.
تیلر سوییفت، با شهامت در جایگاه ایستاد و جزییات ماجرای ناخوشایند آن شب را تعریف کرد. او گفت «حرکت آن شب یک تماس ناخواسته بر اثر ازدحام و شلوغی نبود. او کمر مرا لمس نکرد. او حتی دست مرا فشار نداد …. او باسن برهنه من را از زیر دامن گرفت و فشار داد”. مادر این هنرمند مشهور نیز در شهادت خود در برابر دادگاه، حال تیلر را پس از گرفتن این عکس، “کاملا بهم‌ریخته” توصیف کرد.
در عکسی از تیلر، مولر و دوست دختر سابق مولر که در جریان مهمانی گرفته شد و به عنوان مدرک اصلی در این پرونده مورد استناد قرار گرفت، دست مولر، مشخصاً در پایین کمر تیلر سوییفت قرار گفته، با این حال مولر ادعا کرد که رفتار او در این عکس، اتفاقاً بسیار مناسب بوده و او فقط کمر تیلر را گرفته و بنابراین تقاضای رد پرونده را کرد.
پس از صدور حکم، تیلر سوییفت در اظهاراتی، درخصوص این پرونده جنجالی، گفت: “من به حقوق و امتیازاتی که در زندگی، در جامعه و در توانایی‌هایم برای تحمل هزینه‌های متعددی که برای دفاع از حقوق خودم در چنین پرونده‌هایی دارم، آگاه شدم. امیدوارم بتوانم کمکی برای افرادی باشم که صدای‌شان شنیده نمی‌شوند. به همین خاطر در آینده نزدیک، کمک مالی بلاعوضی برای موسساتی که به قربایان تجاوزهای جنسی برای دفاع از حقوق‌شان کمک می‌کنند، پرداخت خواهم کرد.”
این مهم است که به تاثیر برجسته‌ای که این پرونده در جامعه برجای گذارد توجه شود. قصد تیلر سوییفت از عمومی کردن این پرونده، تاثیرگذاری بر زندگی سایر قربانیان تجاوزهای جنسی بود. او با این کار، قصد داشت تا جامعه متوجه شود که مهم نسیت شما پول‌دار، فقیر و یا مشهور هستید، شما درهرحال می‌توانید یک قربانی باشید. مهم است که به جامعه آموزش داده شود تا تقصیر را بر گردن قربانی نیندازد، چرا که هیچ‌کس نمی‌خواهد قربانی چنین رفتار ناخوشایند و دلهره‌آوری باشد. اطمینان و اعتماد به نفس او در زمانی که در جایگاه شهود ایستاد، ستودنی بود. این برای قربانیان تجاوزهای جنسی موضوع بسیار مهمی است که عقب ننشینند و اجازه ندهند تا مهاجم، تمام تقصیرهای اتفاقی که رخ داده را به گردن آنان بیندازد.
در پرونده‌های تهاجم‌ها و تجاوزات جنسی، وکلای مدافع معمولاً تلاش می کنند تا سوابق رفتارهای جنسی قبلی قربانیان را مطرح کنند و یا ادعای آنان را به هر شکل بی‌اعتبار کنند؛ ولی در این پرونده، تیلر سوییفت اجازه چنین کاری را به آنان نداد. او بر روی ادعای خودش پابرجا ایستاد و می‌دانست برای این اتفاق، که برای هیچ انسانی نباید بدون رضایت او رخ دهد، تقصیری متوجه او نیست. پرونده پیروزی سوییفت در دادگاه، یک پرونده برجسته حقوقی محسوب می‌شود. او فقط درخواست مطالبه یک دلار داشت چون هدف او ایجاد فشار مالی بر متهم نبود، بلکه او می‌خواست برای تمام زنان این پیغام را بفرستد که « شما باید تصمیم بگیرید که با بدن شما چگونه رفتار شود.»

dadgar main author

In this article

Join the Conversation