به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

فقط برای امروز: انجمن معتادان گمنام

“ما به این نتیجه رسیدیم که  من دربرابر اعتیاد عاجز بوده‌ام و زندگی‌مان غیرقابل اداره شده است”. این را گفت رفت و زن همچنان گیج به حرف‌های او...

201
201
Share

“ما به این نتیجه رسیدیم که  من دربرابر اعتیاد عاجز بوده‌ام و زندگی‌مان غیرقابل اداره شده است”. این را گفت رفت و زن همچنان گیج به حرف‌های او فکر می‌کرد. مگر می‌شود آن‌ همه رنج و درد و اضطراب به یک باره با گفتن این جمله تغییر کند، با خودش گفت: نه او دوباره حرفی زد تا من را آرام کند، و سعی در برقراری صلح و آرامش نماید و یا اینکه آرامش قبل از طوفان است!

زن ناامیدانه به او نگاه کرد و مرد با نگاهش از او کمک خواست اما زن گفت: کاری از من بر نمی‌آید. سکوت همه جا را گرفت انگارترس تارو پود وجودش را گرفته بود، چندی نگذشته بود که صدای شیشه‌های الکل که یکی پس از دیگری در سطل زباله پرتاپ می‌شود توجه زن را بیشتر به خود جلب کرد، ایستاد و بهت زده نگاه کرد. گویا او مصمم بر حرف اولش که اقرار کرده بود عاجز است مانده بود و این شروع آشنایی‌اش با NA شد.

AA/NA چیست؟
AA/NA یا Narcotics Anonymous یک انجمن بین‌المللی غیرانتفاعی از زنان و مردانی است که اعتیاد به مواد مخدر، مشکل اصلی زندگی‌شان بوده ‌است. این انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی است که به‌طور مرتب گرد هم می‌آیند تا به کمک هم پاکی خود (از مواد مخدر و الکل) را حفظ کنند. معتادان گمنام، پس از گذشت ۲۰ سال از زمان تأسیس انجمن الکلی‌های گمنام که مشکل خود را اعتیاد به مصرف الکل می‌دانستند تشکیل شد تا معتادان به مواد مخدر در جلسات با بقیه اعضاء احساس هم دلی بیشتری پیدا کنند. به علت معضل مهم اجتماعی اعتیاد به موادمخدر نوعی اپیدمی اعتیاد به موادمخدر و الکل به وجود آمده بود و در پی آن انجمن معتادان گمنام یا  AA/AN تأسیس شد.

سال 1935 میلادی بیل که در منطقه وال استریت نیویورک زندگی می‌کرد، به علت اعتیاد به الکل زندگی و کار خود را بر باد داد. وی بارها به دلیل مصرف بیش از حد الکل در بیمارستان بستری شده بود. دکتر سیلک ورث (Dr.Silkworth ) که به علت روش‌های ابتکاری خود در درمان معتادان الکلی مشهور بود در یکی از روزهای بستری شدن بیل، این نکته را به وی گوشزد کرد که اعتیاد به الکل نوعی بیماری بوده و افرادی که الکلی می‌شوند انسان‌های بی اراده یا بی اخلاقی نیستند. دکتر سیلکورث به بیل گفت که افراد الکلی به دلیل مبتلا شدن به بیماری اعتیاد، دچار وسوسه و ویار شده و پس از نوشیدن اولین لیوان مشروب دیگر قادر به کنترل مصرف خود نیستند. پس از آن بیل با اینکه دیدگاه تازه‌ای نسبت به اعتیادش پیدا کرده بود، باز هم به مصرف الکل ادامه داده و مدام در بیمارستان بستری می‌شد.

در حقیقت علم به ماهیت اعتیاد به تنهایی نمی‌توانست باعث ترک اعتیاد وی شود. بیل پس از مدتی با یکی از دوستان دائم الخمر خود به نام ابی تاچر (Ebby Thatcher) ملاقات کرد و در کمال تعجب متوجه شد که او توانسته است مصرف الکل را متوقف کند. ابی تاچر علت موفقیت خود را پیدا کردن مذهب عنوان کرد. ابی تاچر به بیل پیشنهاد کرد که او نیز با تکیه به خدای خود، و درخواست از او می‌تواند بر مشکل اعتیادش غلبه کند. موضوعی که بعدها در قدم دوم از دوازده قدم به آن پرداخته می‌شود. پس از آن بیل باز هم تا مدتی به تلاش بی‌ثمر برای ترک اعتیاد به الکل ادامه داد تا اینکه یک روز که در بیمارستان بستری بود و به اوج درماندگی در برابر این بیماری رسیده بود، عاجزانه از خدای خود درخواست کرد تا به او برای ترک الکل کمک کند. موضوعی که خود بیل بعدها در کتابش از آن تحت عنوان بیداری روحانی نام می برد.

اساس و زیربنای همه برنامه‌های ۱۲ قدمی در اصل همان برنامه ۱۲ قدم الکلی‌های گمنام است. تنها تفاوت مهم بین این انجمن‌ها در قدم اول و دوازدهم قرار دارد. در این دو قدم از اعضای انجمن خواسته می‌شود تا مشکل اصلی خود را مشخص و اعلام کنند و انجمن این دو قدم را به گونه‌ای تنظیم و تدوین کرده‌است که با ماده، مخدر یا رفتار ویرانگری که فرد معتاد از آن در عذاب است مطابقت داشته باشد. قدم اول AA/NA به ماده مصرفی خاصی اشاره نکرده و درعوض از واژه اعتیاد استفاده می‌کند تا عجز ما را در مقابل اعتیاد و نه یک ماده مصرفی خاص تأکید کند. اما اعمال و اصولی که لازم است تا ما برای بهبودی انجام دهیم در کلیه برنامه‌های ۱۲ قدمی یکسان هستند. علاوه بر این، همه برنامه‌های ۱۲ قدمی از رهنمودهای کلی، به نام سنت‌های دوازده‌گانه، جلسات انجمن و ساختار خدماتی انجمن الکلی‌های گمنام اقتباس گرفته‌اند.

۱. ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی‌مان غیرقابل اداره شده بود.

۲. ما به این باور رسیدیم که یک نیروی برتر می‌تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.

۳. ما تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی‌مان را به مراقبت خداوند، بدان‌گونه که او را درک می‌کردیم، بسپاریم.

۴. ما یک ترازنامه اخلاقی بی‌باکانه و جستجوگرانه از خود تهیه کردیم.

۵. ما ماهیت دقیق خطاهایمان را به خداوند، به خود و به یک انسان دیگر اقرار کردیم.

۶. ما آمادگی کامل پیدا کردیم که خداوند کلیه این نواقص شخصیتی ما را برطرف کند.

۷. ما با فروتنی از او خواستیم کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.

۸. ما فهرستی از تمام کسانی که به آن‌ها صدمه زده بودیم تهیه کرده و خواستار جبران خسارت از تمام آن‌ها شدیم.

۹. ما بطور مستقیم در هر جا که امکان داشت از این افراد جبران خسارت کردیم، مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان یا دیگران لطمه بزند.

۱۰. ما به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هرگاه در اشتباه بودیم سریعاً به آن اقرار کردیم.
۱۱. ما از راه دعا و مراقبه خواهان ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند، بدان گونه که او را درک می‌کردیم شده و فقط جویای آگاهی از اراده او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.

۱۲. با بیداری روحانی حاصل از برداشتن این قدم‌ها، ما کوشیدیم این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را در تمام امور زندگی خود به اجرا درآوردیم.

برای پیوستن به معتادان گمنام هیچ شرط و شروطی وجود ندارد. به هیچ سازمانی وابسته نیستند. حق عضویتی دریافت نمی‌کنند، به هیچ‌کس وعده‌ای نمی‌دهند و تعهد نامه‌ای امضا نمی‌کنند و با هیچ سازمان سیاسی، مذهبی یا انتظامی ارتباطی ندارند. هیچ‌کس تحت نظر نیست و هر کس در صورت تمایل بدون در نظر گرفتن سن، با یا بدون مذهب، نژاد و هویت جنسی می‌تواند به آنان بپیوندد. معتادان گمنام از طریق اعانات داوطلبانه اعضا، کاملاً متکی به خود هستند و هیچ‌گونه کمک مالی از افراد غیرعضو یا سازمان‌های دیگر پذیرفته نمی‌شود. حتی خود اعضا هم نمی‌توانند کمک مالی غیرعادی و بسیار زیادی ارائه دهند.

یکی از مهمترین مسایل این گروه گمنامی اعضای گروه است و اصل اساسی گمنامی، باعث می‌شود تا معتادان بدون ترس از ممانعت‌های اجتماعی و قانونی، در جلسات، شرکت کنند. گمنامی، اساس روحانی تمام سنت‌های انجمن است و به باور آنان، همیشه یادآور این است که اصول را به شخصیت‌ها ترجیح می‌دهند.

علاوه بر آن گمنامی در سطح انجام خدمات در اولویت می‌باشد. در معتادان گمنام رئیس، معاون و حساب دار وجود ندارد، در معتادان گمنام خدمت گذاران مورد اعتماد برای انجام مسولیت تعریف شده بهمراه شرح وظایف مشخص شده، از طرف گروه‌ها انتخاب می‌شوند که بعد از مدت مشخصی این وظایف به عضوی دیگرکه توسط گروه انتخاب می‌شود منتقل می‌شود، همین‌طور گمنامی در معتادان گمنام به این معنی می‌باشد که کلیه اعضاء این انجمن از عضوی با پاکی ۱ روز تا عضوی با پاکی فراوان از جایگاه یکسان و برابر در انجمن برخوردار می‌باشند، در معتادان گمنام وجدان گروهی که خود را درقالب هم سویی با سنت‌های دوازده‌گانه نشان می‌دهد که مرجع نهایی در تصمیم‌گیری‌ها گروه‌ها می‌باشد، وهمه اعضاء در تصمیم‌گیری‌های انجمن به انتخاب خود شرکت می‌کنند، درحقیقت گمنامی به اعضاء وگروه‌ها همیشه یادآور این است که اصول را به شخصیت‌ها ترجیح دهند.

این جا بودکه مرد با تصمیم خود وارد راه جدیدی شد و باور کرد زندگی روی دیگر ی هم دارد و آن اقرار اول ” ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی‌مان غیرقابل اداره شده بود” اولین قدم از این دوازه قدم بود.

In this article

Join the Conversation