به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

مصاحبه دادگر با امیر نوری چهره خندان سینمای ایران

دادگر: شما جزو بازیگرانی هستید که سابقه بازی از دوران کودکی را دارید. این موضوع چه تاثیری در زندگی شما و موفقیت‌های فعلی داشته است؟ امیر نوری: به...

404
404
Share

دادگر: شما جزو بازیگرانی هستید که سابقه بازی از دوران کودکی را دارید. این موضوع چه تاثیری در زندگی شما و موفقیت‌های فعلی داشته است؟
امیر نوری: به این سوال نمی‌توانم پاسخ درستی بدهم، چون من از حدود هفت سالگی کار بازیگری را شروع کردم، البته خیلی اتفاقی و ناخواسته. بنابراین نمی‌دانم زندگی عادی چیست و تأثیر بازیگری چه می‌تواند باشد. از همان کودکی در محل زندگی و در بین فامیل کارهای مرا می‌دیدند و مرا می‌شناختند و هرچه بزرگتر شدم کارهای بیشتری کردم. آنچه بعضی از دوستان و همکاران می‌گویند که شرایط سخت شده و بازیگر آزادی قبلی خود را ندارد را من درک نمی‌کنم، چون هیچ زمان زندگی من عادی نبوده تا این اتفاق برای من بیفتد و تغییری در زندگی خودم حس کنم. در خصوص موفقیت هم باید بگویم خیلی از اتفاقاتی که برای من در کار رخ داده هم خوب بوده و هم خوب نبوده، ولی در کل، از این اتفاقی که در زندگی‌ام افتاد راضی‌ام.

دادگر: کدام یک از کارها و فیلم‌هایی که تاکنون بازی کرده‌اید را بیشتر از همه دوست دارید؟ چرا؟
امیر نوری: در بین فیلم‌ها «دایره زنگی» و «دارا و ندار» را خیلی دوست دارم و در بین سریال‌ها، «یادداشت‌های کودکی» و «خوش رکاب» را دوست دارم. چون بعد از بازی در این کارها، اتفاقات خوبی برای من در زندگی افتاد. فیلم دارا و ندار را در سال 1378 بازی کردم و خیلی کوچک بودم و فیلم سینمایی بازی نکرده بودم. در آن فیلم با آقای اکبر عبدی که خیلی دوستش داشتم همبازی شده بودم. سریال یادادشت‌های کودکی باعث شد تا خیلی بیشتر شناخته شوم و معروف‌تر شوم و همه مرا با چهره و نام خودم، امیر نوری شناختند در حالی که تا پیش از این همه فقط می‌دانستند که من فیلم بازی کرده‌ام و مرا نمی‌شناختند. سریال خوش رکاب هم در زمان خودش باعث ‌شد تا خیابان‌ها برای دیدن آن، خلوت شوند. دایره زنگی هم کار آقای فرهادی بود. آقای فرهادی قلم خوبی داشت و فیلم هم فیلم خیلی خوبی بود.

دادگر: آیا شما در زندگی روزمره و در کنار دوستان و فامیل شخص جدی هستید یا همچنان اهل شوخی و خنده؟
امیر نوری: بستگی به حال و هوا دارد ولی در کل خیلی شوخی نمی‌کنم و سعی می‌کنم بیشتر به فکر زندگی‌ام باشم تا شوخی کردن.

دادگر: اگر بازیگر نمی‌شدید چه شغل یا حرفه‌ای را انتخاب می‌کردید؟
امیر نوری: جواب به این سوال خیلی کار سختی است. ولی قطعاً کاری را انتخاب می‌کردم که با درس مرتبط نباشد. دنبال بیزینس و تجارت می‌رفتم به جای خلبانی و دکتری و مهندسی و وکالت.

دادگر: نقاط مثبت و منفی شغل بازیگری در ایران را چه میدانید؟
امیر نوری: شاید خیلی مثبت و خیلی منفی نتوان گفت. اما در هرحال شرایط سختِ کاری که در ایران داریم به خاطر این است که فقط دو شهرک برای فیلمبرداری داریم که امکانات زیادی هم در آن نیست. ضمن اینکه تعداد زیادی از همکاران مانند خود من به خاطر شرایط سخت کاری مجبور به عمل دیسک کمر شدند. زمان زیاد برای کار و زمان کم برای استراحت و دستمزد کم جزو مشکلات کاری ماست. در عین حال اگر بتوانیم این را جزو مزایا بدانیم، چیزی که در ایران اتفاق می‌افتد آن است که کار ما در ادارات دولتی بسیار سریع راه می‌افتد. بحث پارتی بازی نیست، احترام می‌گذارند و کار زودتر پیش می‌رود. اگر قرار باشد چیزی پست شود، همانجا تحویل می‌دهند و مثل بقیه لازم نیست در ادارات، خیلی پله‌ها را بالا پایین برویم و آخر سر هم کار انجام نشود.

دادگر: ایموجی هم روز جهانی دارد که در این ماه قرار گرفته است. آیا شما در تکست ها و پیام‌های خود از ایموجی، زیاد استفاده می‌کنید؟ کدام ایموجی، مورد علاقه و استفاده مکرر شما است؟
امیر نوری: من خیلی استفاده از ایموجی را دوست ندارم. حتی وقتی رو در رو صحبتی می‌شود، به راحتی برداشت دیگری از منظور طرف مقابل می‌شود و بحث می‌شود که منظور اصلی گوینده چیست. وقتی مطلبی تایپ می‌شود هم همینطور به راحتی برداشت دیگری از مطلب می‌توانند داشته باشند. حالا استفاده از ایموجی که بدتر از همه این‌هاست؛ اینکه این ایموجی خنده است، گریه است، خیلی خوشحال است، لجش گرفته…. البته من فکر می‌کنم ایموجی‌ها خیلی از مواقع کمک به مطلب می‌کنند اما من خیلی دوست‌شان ندارم و نمی‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. با این حال ایموجی مورد علاقه من یکی ایموجی است که می‌خندد و از چشمانش اشک می‌آید و دیگری ایموجی دو تا دست است که تشکر می‌کند.

دادگر: آیا تا بحال شده که برای شخصی ایموجی اشتباه ارسال کنید؟ آیا این ارسال اشتباه، دردسری برای شما ایجاد کرده است؟
امیر نوری: ایموجی اشتباه ارسال شده اما تا به حال برایم دردسر نشده است. مثلاً به جای خنده، عصبانیت ارسال کردم.

دادگر: اگر امیر نوری را بخواهی با یک ایموجی تعریف کنی، آن کدام ایموجی است؟
امیر نوری: ایموجی ناراحتِ مشکوک

دادگر: آیا تا بحال قانون را نقض کرده‌اید؟ آیا اتفاق افتاده که بخاطر بازیگری و معروفیت شما در جامعه، شما را ببخشند و مجازات نکنند؟
امیر نوری: راستش را بخواهید خیلی زیاد قانون را نقض می‌کنم و خیلی زیاد هم بخاطر بازیگر بودنم مرا بخشیده‌اند.

دادگر: آیا تا بحال محکومیت در دادگاه هم داشته‌اید؟ البته می‌توانید به این سوال جواب ندهید.
امیر نوری: من روراست هستم و می‌گویم بله، محکومیت در دادگاه هم داشته‌ام. بارها به من توصیه کرده‌اند که این چیزها را نگویم، یا اگر می‌خواهم بگویم به نحوی تغییرش دهم، اما من راستش را می‌گویم. در مورد محیط دادگاه‌ها، البته این قانون خوبی نیست که هرکسی می‌تواند از هر کسی شکایت کند و سه نفر هم بیاورد شهادت بدهند که فلانی به من توهین کرده، حالا شما باید ثابت کنی که این کار را نکردی وگرنه محکوم می‌شوی. دادگاه باید از کسی که دعوایی را مطرح می‌کند در ابتدا ادله کافی برای ثابت کردن ادعا بخواهد. به قاضی می‌گویم طرف من سه نفر از دوستانش را برای شهادت آورده است، قاضی می‌گوید این اشکالی ندارد، وقتی زن و شوهری در خانه دعوایشان می‌شود، کسی جز آن‌ها در منزل نیست تا شهادت دهد، بنابراین طبیعی است که برای اثبات دعوی از شهادت دوستان خود استفاده کنند. قاضی می‌گوید قانون این اجازه را داده است. بنظر من این خیلی قانون بدی است. من باید اول بتوانم ثابت کنم که کسی از من دزدی کرده تا او محکوم شود، نه اینکه به دیگری تهمتی زده شود و چند نفر هم برای شهادت آورده شوند، متهم حتی اگر محکوم هم نشود باید بدود و سند و وثیقه و کفیل فراهم کند تا بعد بتواند ثابت کند که اتهامات صحیح نیستند. برخلاف نظر بسیاری که به این روش معتقد هستند و آن را آزادی می‌دانند، من این را آزادی نمی‌دانم، این نقض حقوق افراد است.

دادگر: آیا به نظر خودتان فرد قانونمندی هستید؟
امیر نوری: خیلی بستگی به شرایط دارد. من اصولاً آدم قانونمندی نبودم. حتی در رانندگی رعایت نمی‌کردم، اما وقتی شش ماه اروپا بودم و برگشتم خیلی فرق کردم و رعایت می‌کنم. اینکه شما قانونی را رعایت می‌کنی و دیگران نمی‌کنند، آدم حس می‌کند که خیلی در حقش اجحاف می‌شود. مثلاً برای گردش به چپ توقف می‌کنی اما هیچکس توقف نمی‌کند و شما را کلافه می‌کنند. اینکه می‌گویند شما قانون را رعایت کن تا همه رعایت کنند، اما من امتحان کردم و نتیجه نگرفتم. مگر اینکه قدرتی بالای سر همه باشد و امر و نهی کند. مثلاً کل اتوبان بخاطر عدم گذشت رانندگان در ورودی و خروجی‌های اتوبان قفل می‌شود. این کوچکترین مثال است، در ادارات هم همینطور است، باید کارها سریع انجام شود و رفت و آمدها کم شود. البته گفتم که در ادارات، کار ما را سریعتر راه می‌اندازند، شاید بهتر است بگویم در ادارات قانون برای ما بهتر اجرا می‌شود.

دادگر: آیا شما جزو آن دسته افرادی هستید که می‌گویند: «با وکیل من صحبت کنید»؟
امیر نوری: من یک بار این کار را کردم به من گفتند «حرف نزن بابا، برو تو» و من را بازداشت کردند. جدای از شوخی این که وکیل اجازه داشته باشد صحبت کند خیلی موضوع مهمی است. تغییر یک جمله می‌تواند مسیر کل پرونده را تغییر دهد. ورود وکیل در اولین مرحله‌ای که پرونده تشکیل می‌شود بسیار تاثیر دارد. در ایران عریضه نویس دادخواست را می‌نویسد و پرونده را ادامه می‌دهند تا حکم می‌آید که مثلاً محکوم شده‌اید. تازه می‌روند دنبال اینکه وکیل پیدا کنند که بیا برای ما لایحه بده و اعتراض کن. در حقیقت هزینه‌ای که اگر اول پرداخت می‌کردند کمتر می‌بود و به بهترین نتیجه می‌رسیدند، آخر خرج می‌کنند و بدترین نتیجه را می‌گیرند. فرق جهان اول و دوم و سوم در همین چیزهاست. اگر وکیل حضور داشته باشد همه چیز درست‌تر پیش می‌رود.

دادگر: آقای نوری با سپاس، برای شما آرزوی موفقیت بیشتر داریم.

In this article

Join the Conversation