به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

نقش اقتصادی زنان در جامعه

بر اساس گزارش موسسه جهانی مکنزی، نابرابری جنسیتی نه تنها یک موضوع آزاردهنده اخلاقی و اجتماعی است، بلکه موضوع چالش‌برانگیز اقتصادی هم محسوب می‌شود. اگر زنان، که حدود...

347
347
Share

بر اساس گزارش موسسه جهانی مکنزی، نابرابری جنسیتی نه تنها یک موضوع آزاردهنده اخلاقی و اجتماعی است، بلکه موضوع چالش‌برانگیز اقتصادی هم محسوب می‌شود. اگر زنان، که حدود نیمی از جمعیتِ در سن اشتغال دنیا را شامل می‌شوند، از لحاظ اقتصادی به قابلیت‌های بالقوه خود دست پیدا نکنند، اقتصاد جهان دچار مشکل خواهد شد. بر طبق جدیدترین مطالعه انجام شده توسط انجمن امریکایی زنان دانشگاه، حقوق زنان و مردانی که از یک دانشگاه و در یک رشته فارغ‌التحصیل می‌شوند و شغل تمام وقت مشابه هم پیدا می‌کنند، یکسان نیست و زنان حدود 7 درصد کمتر از مردان حقوق می‌گیرند. این فاصله با بالارفتن سابقه کاری بیشتر می‌شود، به طوری که پس از 35 سال خدمت، یک زن با تحصیلات کالج، حدود یک میلیون و دویست هزار دلار کمتر از مردی با شرایط مشابه دریافت خواهد کرد. تاثیر پرداخت حقوق مشابه برای زنان و مردان، بسیار قابل توجه است. احتمال اینکه زنانی که حقوق عادلانه و به میزان ارزش تلاشی که می‌کنند می‌گیرند، حقوق خود را برای حمایت خود و خانواده‌شان خرج کنند، بسیار زیاد است؛ زیرا تعداد زنانی که در شرایط فقر و احتیاج شدید مالی بوده و برای پرداخت بدهی‌های خود زندگی می‌کنند، زیاد است.
اجرای نظریه «بهترین کشور در منطقه» که بر اساس آن کلیه کشورهای دنیا، نرخ پیشرفت خود را بر اساس کشور دارای سریع‌ترین نرخ پیشرفت در منطقه خود هماهنگ می‌کنند، می‌تواند منجر به اضافه شدن 12 میلیارد دلار معادل 11 درصد افرایش به تولید ناخالص ملی در سال 2025 گردد. یک برنامه‌ریزی صحیح برای استفاده از تمام قابلیت‌های موجود، که در آن زنان نقش پررنگ‌تری نسبت به مردان در بازار کار ایفا می‌کنند، می‌تواند منجر به افزایش 28 میلیاردی معادل 26 درصد رشد در تولید ناخالص ملی جهانی تا سال 2025 گردد.
حتی پس از چند دهه پیشرفت در هماهنگ‌سازی حقوق زنان و مردان در اقتصاد و جامعه، فاصله بین آن‌ها همچنان باقی است. قابل ذکر است که همسان‌سازی جنسیتی در درآمدهای اقتصادی، مانند مشارکت دادن زنان در کار، یا حضور آنان در پست‌های مدیریتی، لزوماً به معنای هدف‌های ایده‌آلی نیستند. اقتصاد دنیا و بخش خصوصی، از توجه و تمرکز بر موقعیت‌های بزرگ اقتصادی حاصل از پیشرفت در هماهنگ‌سازی بین کار و فعالیت‌های زنان و مردان نفع خواهد برد. چنین پشتیبانی اقتصادی زمانی عملی خواهد شد که کشورها، گام‌های ضروری برای افزایش مشارکت زنان در اقتصاد را بردارند و زنان بیشتری را با دستمزدهای بالا به کار گیرند و حقوق زنان را در شرایط مشابه، یکسان با حقوق مردان پرداخت کنند.
درحال حاضر تنها 66 زن به ازای هر 100 مرد در پست‌های مدیریتی مشغول به کار است. زنان معمولاً دوبرابر بیشتر از مردان به فعالیت‌های بدون حقوق می‌پردازند. خشونت علیه زنان، اشتغالات سیاسی زنان، مادران تنها، و بارداری‌های دوران نوجوانی همگی موضوعاتی هستند که اغلب، زنان را از دستیابی به قابلیت‌های اقتصادی‌شان باز می‌دارد. بر اساس گزارش مجله تایم، درحال حاضر زنان در ایالات متحده، 46 درصد از نیروی کار را تشکیل می‌دهند، اما تنها 20 درصد از تولید ناخالص ملی را در اختیار دارند. زیرا با وجود کار تمام وقت، حقوق بالایی دریافت نمی‌کنند. زنان 42 درصد از مشاغل تمام وقت و 64 درصد ازمشاغل پاره وقت را بر عهده دارند و احتمال اینکه بیشتر از مردان، در مشاغلی که ماهیت آن کمتر تولیدی باشد، مانند حوزه بهداشت، خدمات اجتماعی و آموزشی، و کمتر از مردان در بخش‌های با خلاقیت بالا مانند کارخانه‌های تولیدی و خدمات تجاری به کار گرفته شوند، بیشتر است.
بر اساس این مطالعه، به منظور اینکه جامعه، از تمام منافع اقتصادی ممکن بهره‌مند شود، باید زنان را در مشاغل تمام وقت با حقوق بالا، بیشتر به کار گیرد. پیش‌بینی شده که هر کشور که به بالاترین سطح رشد اشتغال زنان برسد، میزان تولید ناخالص ملی او به 2.1 میلیارد دلار در سال 2025 خواهد رسید. این هدف گرچه قابل دسترس است، اما ممکن نیست. در چند سال گذشته دولت ایالات متحده به سختی هشت میلیون شغل با دستمزدهای پایین ایجاد کرد. به استناد این تحقیق، همچنین زنان درصورت کاستن از زمان صرف شده برای کارهایی که برای انجام آن پول دریافت نمی‌کنند، مانند کارهای منزل، خواهند توانست به اقتصاد کمک کنند. همچنین با آموزش و تشویق، می‌توان زنان بیشتری را به مدیریت‌های حرفه‌ای و نقش‌های مدیریتی گمارد.
در یکی از جدیدترین اتفاقات عجیب رخ داده در هالیوود، تفاوت دستمزد یک هنرپیشه نقش اول زن و یک هنرپیشه نقش اول مرد در یک فیلم آنچنان زیاد و غیرقابل باور بود که در صدر اخبار دنیا قرار گرفت. ماجرا از این قرار بود که به جهت جایگزینی اجباری یکی از هنرپیشه‌های اصلی فیلم «تمام پول های دنیا»
(All the Money in the World) با یک هنرپیشه جدید، کارگردان مجبور شد تا تعدادی از صحنه‌های فیلم را مجدداً فیلمبرداری کند. به هنرپیشه اول مرد این فیلم، مارک والبرگ، برای بازی مجدد در صحنه‌های فیلمبرداری شده، مبلغ یک و نیم میلیون دلار اضافه بر دستمزد اصلی او، به عنوان دستمزد فیلمبرداری مجدد پرداخت شد، و به هنرپیشه اول زن این فیلم، میشل ویلیامز، بابت بازی در همان صحنه‌ها، هر روز هشتاد دلار و جمعاً حدود هزار دلار دستمزد پرداخت شد. نتیجه آن شد که مارک والبرگ، دستمزد یک و نیم میلیون دلاری خود را به عنوان اعتراض به این نابرابری جنسیتی، به نام میشل ویلیامز به صندوق تایمز آپ، موسسه‌ای حقوقی که برای حمایت از افراد در برابر تعرضات جنسی در محل کار فعالیت می‌کند، اهدا کرد. او گفت که صد درصد، از مبارزه برای پرداخت عادلانه حمایت می‌کند و این مبلغ را به نام میشل ویلیامز، به این موسسه اهدا کردم. میشل ویلیامز نیز در گفت و گو با گزارشگر هالیوود گفت «دوستان بازیگر زن، برای پشتیبانی من محکم در کنارم ایستادند، دوستان فعال من نیز به من یاد دادند که چگونه صدای خود را به دیگران برسانم، و مردان بانفوذ و قدرتمندی هم بودند که صدای مرا شنیدند و اقدام کردند. برای تحقق رویای دنیایی برابر، تلاش و فداکاری برابر نیز لازم است.»
تاریخ ثابت کرده که به منظور مبارزه با نابرابری جنسیتی، مردان نیز باید به این وضعیت اعتراض کنند. آنان باید از نابرابری‌ها خشمگین شده و همانند زنان، اراده خود را برای ایجاد تغییر، جزم کنند. زیرا نابرابری جنسیتی مشکلی اجتماعی است و بروز تغییرات مثبت در ایجاد برابری در محیط کار، می‌تواند منجر به نتایج خوب و تغییرات اقتصادی چشمگیر در کل جامعه گردد و همه اعضای جامعه از آن بهره ببرند.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation