به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

نوروز به روایت شاهنامه

یکی از جشن‌هایی که در شاهنامه فردوسی از آن نام برده شده، آیین و مراسم نوروزی است. جشن نوروز از مهم‌ترین مراسمی است که از سالیان دور در...

606
606
Share

یکی از جشن‌هایی که در شاهنامه فردوسی از آن نام برده شده، آیین و مراسم نوروزی است. جشن نوروز از مهم‌ترین مراسمی است که از سالیان دور در بین ایرانیان رایج بوده و همچنان نیز ادامه دارد. امروزه همه اقوام ایرانی نوروز را جشن می‌گیرند . شادی و سرور در این زمان، چندان دور از ذهن نیست زیرا جهان، رنگ دیگری به خود می‌گیرد و نوبت زایش زمین و تولد گیاه می‌شود.
بنابراین، اساس به وجود آمدن این جشن آغاز بهار، و در واقع شادی طبیعی از پایان فصل سخت سرماست. در این فصل، تمامی ناخوشی‌های مربوط به سرما از بین رفته و جای آن را سبزی و طراوتی وصف نشدنی فرا می‌گیرد. زمین لباس تازه پوشیده و نو می‌شود و شاید انسان‌ها نیز همین دید را نسبت به خود داشته‌اند.
نوروز در شاهنامه فردوسی جلوه خاصی دارد. در حقیقت یکی از مهم‌ترین آثاری که از نوروز و چگونگی بنیان‌گذاری این جشن یاد می‌کند، شاهنامه است. در شاهنامه، 33 بار از نوروز و چند بار نیز «سرسال نو» و «ماه فروردین» که مراد همان نوروز است، نام برده می‌شود. به نقل از مرحوم دهخدا، وی داستان پدید آمدن نوروز را در زمان پادشاهي جمشيد می‌داند. فردوسی به نوبه خود این داستان را از خداي نامک و ديگر کتب و رسايل پهلوي برگرفته است. از اين داستان‌ها بر مي‌آيد که نوروز به معني روز نو و تازه است، يعني روزي که سال نو آغاز می‌شود. فلسفه پدید آمدن این جشن در شاهنامه با برتخت نشینی جمشید توضیح داده شده است:
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او
شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند
مرآن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فروردین
برآسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شاهی بیاراستند
می و رود ورامشگران خواستند
چنین جشن فرخ ازآن روزگار
به ما ماند ازآن خسروان یادگار

در نوروز، آتشکده‌ها و ایوان‌های مربوط به آن را با تکه‌های ابریشمین می‌آراستند و مُشک در آتش می‌افشاندند تا فضا را معطر کنند:
به دیبا بیاراست آتشکده
هم ایوان نوروز و جشن سده

خسرو پرویز نوروزها بر تخت می‌نشست. شاید هر سال بر تخت‌نشینی خویش را تجدید می‌کرد. بدین ترتیب این تخت نشینی را به فال نیک گرفته و سنت گذشتگان را پاس می‌داشت. سپس زندانیان را در این روز رها کرده و حاجت نیازمندان را می‌داد. در شاهنامه آمده است، هنگامی که یزدگرد بر پسرخود، بهرام خشم گرفت و او را از منزل ممنوع الخروج اعلام کرد، او تنها در مهرگان و نوروز و به میمنت این جشن‌ها توانست از خانه، خارج شود.
نوروز در نزد آریاییان تقدس داشت. آنها به نوروز سوگند یاد می‌کردند. هنگامی که خسرو پرویز را از قدرت خلع و کور کردند، باربد در سوگ او گفت:
به یزدان و نام تو ای شهریار
به نوروز و مهر و به خرم بهار
که گردست من زین سپس نیز رود
بساید، مبادا به من بر درود

همچنین، نوروز را به عزیزان و بزرگان خویش تبریک می‌گفتند:
بدین شاه، نوروز فرخنده باد
دل بدسگالان او کنده باد

انوشیروان به کارداران خویش نوشته بود که اگر در نوروز، باران نبارید و خشکسالی آمد، از مردم باج نگیرند و در این روز، مردم را خلعت می‌دادند. جشن نوروز بنا بر شاهنامه هرچه با شکوه‌تر برگزار می‌شده است. نوروز در حقیقت جشن شادکامی‌های مردم بود. هرگاه برای کسی آرزوی سعادت داشتند، دعا می‌کرند که همه روزگارش مانند نوروز باشد:
همه ساله بخت توپیروز باد همه روزگار تو نوروز باد

نوروز، روز پیروزی است. پیروزی نو بر کهنه و پیروزی حق بر باطل. در نوروز مردم شهر و خانه خود را می‌آراستند. نوروز، روشن‌ترین روز سال انگاشته می‌شد. خورشید در این روز بهتر از همه روز ها می‌درخشید. گفتیم که جمشید در نوروز تاج گذاری کرد. چون جمشید تاج بر سر گذاشت و اشعه خورشید بر آن تابید، جهان از آن روشنایی گرفت. در باره روشنایی نوروز و ماه فروردین گواهی بسیار در شاهنامه هست:
همه ساله بخت تو پیروز باد شبان سیه برتو نوروز باد

dadgar main author
In this article

Join the Conversation