به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

کفش های کتانی پگاه به تورنتو آمد

پگاه آهنگرانی، هنرمند جوانی است که در خانواده­ای فیلمساز رشد کرد و از شش سالگی جلوی دوربین سینما قرار گرفت. او در پانزده سالگی نخستین جوایز داخلی و...

514
514
Share

دادگر: آیا در دوران بازیگری تا به حال دیده‌اید به هنرپیشه‌ای به خاطر مشکل ظاهری مثل چاق یا لاغر بودن، اجازه بازی در فیلم نداده باشند؟

آهنگرانی: در مورد چاقی و لاغری هنرپیشه یک بحث زیبایی شناسی وجود دارد و یک بحث این که یک کاراکتر نباید در یک فیلم چاق باشد و یا آن کاراکتر باید در فیلم چاق باشد؛ به همین خاطر می‌روند سراغ بازیگری که چاق‌تر است، چون بازیگر لاغر برای آن فیلم مناسب نیست. گاهی به خاطر زیبایی شناسی ممکن است بازیگری را قبول نکنند، ممکن است بازیگر خوبی باشد و الان چاق شده و آن نقش به او نمی‌خورد. خیلی بستگی به نقش دارد؛ ولی اصولاً به غیر از فیلم‌هایی که برای نقش‌شان بازیگر را انتخاب می‌کنند، بازیگر اگر چاق می‌شود نقش‌هایی که می‌تواند بازی کند کمتر است و همه جای دنیا همین است.

دادگر: آیا ممکن است کارگردان، شما را برای بازی انتخاب کند ولی به شما بگوید خود را چاق تر کنید یا ورزش کنید و خود را لاغرتر کنید؟ یعنی آیا تا به حال مجبور شدی به خاطر بازی در یک فیلم خود را لاغر کنید یا چاق کنید؟
آهنگرانی: من همیشه لاغر بودم و لازم نبود خودم را لاغر کنم؛ نقش چاق هم تا به حال نداشتم. در حدود سنی ما چند بازیگر هستند، البته همه جور بازیگر داریم، ولی چند بازیگری که از همه بهتر هستیم، می روند سراغ آن که چاق‌تر است او را انتخاب می‌کنند. مثلاً باران کوثری را می دانم برای بازی در یک فیلم حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلو لاغر کرد، حامد بهداد هم همین کار را کرده است. ولی اصولاً اینها کسانی بودند که کمی چاق شده بودند و لاغر کردند ولی کسانی که لاغر بودند، خودشان را چاق نکردند تا جایی که من یادم می‌آید.

دادگر: تاثیر فیلم و تبلیغات برای جوانانی مثل خودت برای انتخاب ظاهرشان چیست؟
آهنگرانی: این موضوع در ایران مصداقی ندارد، چون در ایران چیزی به اسم تیپ بازیگر نداریم. ممکن است یک شکل و شمایلِ کلی باشد، مثل هدیه تهرانی که وقتی آمد یک مدل زن را وارد سینما کرد که همه دوست دارند آن مدلی باشند، ولی از نظر ظاهر و لباس و تیپ لباس پوشیدن، در سینمای ایران همچین چیزی نیست. چون محدودیت وجود دارد؛ مثلاً زن‌ها چقدر می‌توانند تیپ‌های عجیب بپوشند که بخواهند تبدیل به موجی شوند که مردم مثل آن بپوشند؟

دادگر: الان برَندهای زیادی در ایران از طرف جوان‌ها مورد پسند است و خیلی کارها می‌کنند، روپوش‌های مختلف و گوشواره‌های مختلف درست می‌کنند. آیا تا بحال شنیده‌ای که مثلاً چون پگاه آهنگرانی این روپوش را پوشیده یا فلان گوشواره را استفاده کرده که آن در یک فیلم و یا حتی مصاحبه‌اش دیده شده، مردم علاقه داشته باشند دنبال آن برند بروند و آن را بپوشند؟
آهنگرانی: به نظر من این طور نیست و راجع به فرد دیگری هم نشنیده‌ام. مثلاً در سریال شهرزاد گردنبندی معروف شد، اما ربطی به برند خاصی نداشت و مردم فقط یاد فلان کاراکتر می‌افتادند. برای خودم به شخصه چنین اتفاقی نیفتاده؛ بازیگرانی هستند که در فیلم‌هایی که بازی می‌کنند مثل بقیه هستند و کار عجیب نمی‌توانند بکنند، اما در مراسم‌هایی که می‌روند، هر چه می‌توانند رو می‌کنند و لباس‌های عجیب می‌پوشند و هر مدلی می‌خواهند می‌پوشند. ممکن است در آن مراسم ببینند و آن را دنبال کنند. ولی من خودم چون اصولاً خیلی لباس‌هایم عجیب نیست و ساده می‌پوشم، راجع به خودم چیزی نشنیدم؛ و حتی شنیدم که می‌گویند کاش یک دست لباس خوب بپوشد.

دادگر: چگونه می‌توان به جوان‌های ایرانی آموزش داد تحت تاثیر مدهای دنیای غرب مثل هالیوود قرار نگیرند و خودشان برای خودشان ایده جدید داشته باشند و آن مدها را دنبال نکنند؟
آهنگرانی: به نظر من دنبال کردن یک مد، چیز بدی نیست؛ ولی در یک سنی ممکن است افراد تحت تاثیر کاراکترهای قرار بگیرند. خود من گاهی از کاراکتری خوشم می‌آمد و سعی می‌کردم مثل او رفتار کنم؛ بعد آدم یادش می‌رود و کاراکتر خودش را پیدا می‌کند، و گاهی هم همچنان تحت تاثیر می‌ماند. به نظر من ایرادی ندارد.

دادگر: این درست است که در یک سنی، شخص ممکن است تحت تاثیر قرار گیرد اما به نظر شما اگر زمان بگذرد، آدم خودش را می‌تواند پیدا کنند یا باید چیزی روی او تاثیر بگذارد، یا باید کار خاصی کند تا خودش را پیدا کند؟ و آیا فقط جوانان تحت تاثیر هستند؟ چون می‌بینیم خانم‌های ۴۰ – ۵۰ ساله هم مد دیگران را دنبال می‌کنند.
آهنگرانی: بستگی به کاراکتر افراد دارد. اغلب در بین جوانان و نوجوانان است که تا وقتی شخصیت شکل بگیرد دنبال این و آن است و نتوانسته تصمیم بگیرد که خودش چه مدلی دوست دارد و قرار است که چه کاراکتری داشته باشد. رفتار و کاراکتر فرد وقتی شکل بگیرد بر همان اساس لباس می‌پوشد و رفتار می‌کند. خود من در یک دوره، زیاد آرایش می‌کردم، ولی از یک سنی چون شخصیت‌‌ام آن نبود، ظاهرم هم مثل کاراکتر خودم شد. غالباً بعد از یک سنی درست می‌شود و فرد خودش را پیدا می‌کند؛ اما گاهی ممکن است کاراکتر شخص همان باشد و ایرادی ندارد. گاهی هم ممکن است در پنجاه سالگی هنوز کاراکتر خود را پیدا نکند.

دادگر: فرم بدن هر فرد با دیگری فرق می‌کند؛ یکی چاق است و یکی لاغر است، درست مثل کاراکترها که باهم فرق می‌کنند. در دنیای امروز کمپانی‌های بزرگ از این موضوع پول‌های خوبی می‌سازند، و حتی پزشکان هم در مورد لاغری و رژیم و ظاهر افراد پول خوبی به دست می آورند. آیا درست است که افراد به هر قیمتی شده، خودشان را تحت فشار قرار دهند که لاغر باشند؟
آهنگرانی: به نظر من عوامل ظاهری، چه چاقی چه لاغری چه زیبایی چه زیبا نبودن، هیچ کدام به صورت مطلق یک کاراکتر را جذاب نمی‌کند؛ بلکه چیزهای دیگری وجود دارد که یک کاراکتر را درست می‌کنند. کلیشه‌ای هم نمی‌خواهم حرف بزنم که باید شخص ذاتاً خوب باشد؛ ولی واقعاً به روشنی دیدم که خانم‌ها از بالا رفتن سن می‌ترسند و خانم‌هایی دیدم با سن بالای ۶۰ سال، که واقعا جذاب بودند و این به خاطر کاراکترشان بود. شما وقتی روی کاراکتر خودتان کار می‌کنید این چیزی نیست که از بین برود، به شما اعتماد به نفسی می‌دهد که این مسائل ظاهری برای شما اهمیتی ندارد که از دست برود یا نرود. چاقی و لاغری از مسائل ظاهری است، خوب است که آدم سالم باشد. ولی هیچکدام برای جذابیت کاراکتر مهم نیست.

دادگر: برگردیم به سینما! سخت‌ترین نقشی که تا به حال بازی کردی چه فیلمی بوده است؟
آهنگرانی: نمی توانم بگویم، ولی فیلم «دربند» سخت بود. فیلم آقای کیمیایی برای من خیلی سخت بود. گاهی شما یک شخصیتی را نمی‌فهمید و این خیلی سخت است که آن را بازی کنید. بعضی از فیلم‌ها را چون کاراکترش را می‌شناسید راحت‌تر بازی می‌کنید و زحمت زیادی برای آن نمی‌کشید.

دادگر: وقتی نقشی به شما پیشنهاد می‌شود، چه مقدار در مورد آن تحقیق می‌کنید و آیا آن را قبل از بازی، بررسی می‌کنید؟
آهنگرانی: بستگی به کاراکتر دارد؛ اگر کاراکتر جوری باشد که نشناسم، بله تحقیق می‌کنم. ولی اگر کارکتری باشد که دیده باشم و در اطراف ما آن را بشناسند، کار سختی نیست.

دادگر: آیا تا به حال پیشنهاد شده که در نقش یک وکیل و برای کار حقوقی نقش بازی کنید؟
آهنگرانی: در فیلم «خشکسالی و دروغ» نقش وکیل بود، اما چون خیلی روی وکیل بودن شخصیت تاکید نشده بود و فقط شغلش وکالت بود، کار سختی نبود. گاهی یک کاراکتر واقعاً وکیل است و جنبه وکالت این کاراکتر در فیلم خیلی مهم است؛ اما در این فیلم دانشجوی حقوقی بود که الان شده بود وکیل و کارش این بود.

دادگر: اگر از پگاه آهنگرانی بخواهیم که یک قانون را در دنیا یا ایران تغییر دهد چه قانونی را تغییر می‌دهد؟
آهنگرانی: واقعاً نمی‌توانم به این سوال جواب بدهم، سوال سختی است.

دادگر: در فیلم «جامه دران» شما در نقش زنی بازی کردید که به خاطر داشتن فرزند، حق مادر بودن را از زن دیگری سلب کرد. اگر شما با این داستان به طور واقعی روبه‌رو شوید حق را به کدام می‌دهید؟
آهنگرانی: قطعاً حق را به طرف مقابل می‌دهم؛ به مادر اصلی.

دادگر: بین شغل وکالت و بازیگری چقدر شباهت می‌بینی؟
آهنگرانی: تصویری که من از وکالت دارم تصویر کلیشه‌ای است که در فیلم ها دیده‌ام؛ ولی به هر حال اگر مقایسه کنیم، در بازیگری شما سر صحنه و روی استیج و در آن فضا، شروع به انجام دادن کاری می‌کنی؛ وکیل هم همین کار را می‌کند، یعنی می‌رود در یک صحنه و باید چیزی را بازی کنند؛ و شنیده‌ام که گاهی ممکن است شما عقیده نداشته باشی به کاری که می‌کنی، ممکن است وکالت کسی را به عهده بگیری و با خودت بگویی که او چه کار اشتباهی کرده است؛ ولی خودت باید باور کنی که نه این جور نیست و باید نقش آن آدمی را بازی کنی که اعتقاد دارد این چنین نیست، و باید از او دفاع شود. در بازیگری هم همین است؛ اغلب اوقات به کاری که آن نقش انجام می‌دهد اعتقاد نداریم ولی آن را بازی می‌کنیم و به خودمان می‌قبولانیم که این کار را انجام می‌دهم.

دادگر: اگر همین الان از شما سوال کنم که می‌خواهید بازیگر بشوید یا وکیل، کدام را انتخاب می‌کنید؟
آهنگرانی: بازیگر!

دادگر: تا به حال کار غیرقانونی کرده‌ای؟ البته می‌توانید به این سوال پاسخ ندهید!
آهنگرانی: در ایران خیلی از مسائل، قانون نیست، ولی مثل قانون با آن برخورد می‌شود. در زمینه رانندگی کار غیرقانونی کرده‌ام، ورود ممنوع رفته‌ام، چراغ قرمز رد کرده‌ام، جریمه هم شده‌ام. خیلی وقت‌ها مرا که می‌شناسند به من می گویند برو؛ ولی گاهی هم جریمه می‌کنند و می‌گویند جریمه می‌کنیم تا بازیگران یاد بگیرند چگونه رانندگی کنند.

دادگر: بچه که بودی آیا از پلیس شما را ترسانده‌اند؟
آهنگرانی: بله! البته پلیس الآن در ایران خیلی ترسناک نیست، پلیس اینجا ترسناک‌تر است. رابطه مردم و پلیس قبلاً در ایران ترسناک بوده، اما الان چنین نیست.

دادگر: در مدتی که در کانادا بودی با جامعه ایرانی آشنا شدی. برای جوان‌های هم سن خودت که به کانادا مهاجرت می کنند چه پیغامی داری؟
آهنگرانی: جوانان در ایران به شدت ‌آدم‌های در جریان تری هستند؛ اخبار گوش می‌دهند، کتاب می‌خوانند، و می‌دانند در جهان چه اتفاقی می‌افتد و تمام اتفاقاتی که در ایران می‌افتد را می‌دانند؛ پر از شور هستند و انرژی دارند، منظورم دیدن اطراف و آگاهی از اتفاقات است. ولی در اینجا چه جوانان چه بزرگترها از اخبار جهان بی‌اطلاع هستند؛ در حال زندگیِ کوچک خود هستند، سر کار می‌روند، خرید می‌کنند، و همین! ممکن است رفاه داشته باشند ولی خیلی چیزهای دیگر را از دست داده‌اند تا رفاه را به دست بیاورند، چیزهایی که اگر در ایران بود بسیار پویاتر بود. به نظر من جوان‌های ایران جوان‌های پویاتری هستند.

دادگر: شما به اخباری که در مورد دنیا می‌شنوی، اعتماد داری؟
آهنگرانی: وقتی خبری پخش می‌شود حتماً اتفاق افتاده؛ شما باید خبر داشته باشی که در دنیا چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و فقط در حال رفتن به خانه و سرکار نباید باشد.

دادگر: از شما خیلی تشکر می‌کنم.

In this article

Join the Conversation