به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

کلنجار با ذهن: حادثه در خیابان پانزدهم!

نزدیک نیمه شب جمعه ساعت یازده و سی‌ و نوه دقیقه شب با تلفن به اداره پلیس، افسر ویژه قتل همراه دستبندان خود و سایر عوامل قانون در...

254
254
Share

نزدیک نیمه شب جمعه ساعت یازده و سی‌ و نوه دقیقه شب با تلفن به اداره پلیس، افسر ویژه قتل همراه دستبندان خود و سایر عوامل قانون در صحنه حضور یافتند.
ظاهراً و به گفته خانم “جولی” که در محل حضور داشت مهندس “جان راک” در ساعت یازده و نیم اقدام به خود‌کشی کرده و این کار در اتاق خواب “جان” انجام شده بود. طبقه شواهدی که در صحنه وجود داشت، افسر ویژه مشاهده کرد که جسد “جان” به روی تخت قرار دارد و در میز کنار تختش اسلحه که هنوز بوی باروت آن به مشام می‌رسید قرار داشت. از زمان شلیک گلوله تا تلفن (۹) دقیقه فاصله بود که پلیس وارد منزل شده بود، در روی اسلحه یادداشتی وجود داشت که “جان” دلیل خودکشی خود را بیان کرده بود و دلیل را بیماری شدید و افسردگی و … توضیح داده بود.
افسر ویژه دوباره نامه را خواند و از همکارانش خواست با دقت نمونه برداری و عکس‌های لازم را از صحنه بردارند، زیرا به این موضوع شک داشت که این کار شاید خودکشی نباشد.
افسر ویژه از ساکنان منزل پرسش‌های پلیسی‌ و تکنیکی‌ خود را آغاز کرد. از تمام ساکنان منزل پرسید آیا کسی‌ دست به وسایل این اتاق زده یا نه.که همگی‌ گفتند خیر.دوباره تکرار کرد آیا در زمان قتل یا پس از شنیدن صدای گلوله کسی‌ وارد اتاق شده یا ناکه همگی‌ گفتند خیر. فقط خانم “جولی” گفت من در حیاط بودم که صدای گلوله را شنیدم و فورا به پلیس زنگ زدم.
و ادامه داد پس از تلفن آمدم داخل در اتاق باز بود، دیدم جسد آقای “جان” غرق در خون روی تخت خواب افتاده از ترس اتاق را ترک کردم.
افسر ویژه فرد دیگری را خواست او کسی‌ نبود جز باغبان باغ که در حیاط مشغول کار بود.
افسر به او گفت شما چه دیدی؟ او گفت من مشغول کار در انتهای باغ بودم فقط صدای شلیک را شنیدیم و متوجه نشدم که این صدا از ساختمان خودمان است یا همسایه‌ها.افسر ویژه به باغبان گفت آیا پنجره اتاق آقای مهندس همیشه باز بوده او گفت من توجهی به این موضوع نداشتم من فقط به کار باغبانی خود توجه داشتم زیرا آقای “جان” مهمان‌های مختلفی‌ داشت که به من مربوط نبود.
افسر ویژه دوباره وارد اتاق شد، نگاهی‌ به پنجره باز اتاق کرد و دست آویزان مهندس را از تخت دید که هنوز قطره خونی روی آن بود. رو به دستیار خود کرد و گفت جسد را به پزشک قانونی‌ منتقل کنید. آمبولانس حاضر بود و جسد “جان” را به سردخانه پزشک قانونی‌ منتقل نمودند.
افسر ویژه رو به یکی‌ از همکاران خود کرد و گفت این صحنه ، صحنه خود کشی نیست آقای مهندس را به قتل رسانده ا‌ند. باید در پی‌ قاتل پرونده باشیم. او سپس دستور داد پرونده را به وکیل ویژه قتل آقای “رابرت،پان وت” بدهند تا قاتل را بیابند.
به نظر شما افسر ویژه از کجا متوجه شد که این قتل هست نه خود کشی؟

اگر پی به موضوع نبردید منتظر شماره آینده باشید تا شرح کار را بدهیم.

In this article

Join the Conversation