به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

کلنجار با ذهن: خرید و فروش طلا

خزانه داری کل کشور برای مبارزه با نوسانات قیمت طلا تصمیم گرفت که در هر روز هر چقدر که متقاضی طلا وجود دارد، طلا بفروشد و از طرفی،...

526
526
Share

خزانه داری کل کشور برای مبارزه با نوسانات قیمت طلا تصمیم گرفت که در هر روز هر چقدر که متقاضی طلا وجود دارد، طلا بفروشد و از طرفی، از آنها طلا خریداری کند و قیمت طلا را در طول روز ثابت نگه دارد. اگردر یک روز مقدار فروش کمترار مقدار خرید باش، قیمت طلا در روز بعد، هر گرم یک دلار افزایش پیدا می کرد و اگر مقدار خرید از مقدار فروش بیشتر باشد، قیمت طلا در روز بعد هر گرم، یک دلار کاهش پیدا می کرد و در صورت تساوی مقدار خرید و فروش طلا ، قیمت طلا ثابت می ماند.
« برای مثال، اگر در یک روز قیمت هر گرم طلا 60 واحد باشد در روز بعد قیمت هر گرم طلا یا همان 60 واحد است، (در صورت مساوی بودن مقدار خرید و فروش) و یا 61 واحد در صورت بیشتر بودن مقدار فروش و یا 59 واحد در صورت بیش تر بودن مقدار خرید.»
ولی با این کار باز هم خزانه داری نتوانست نوسانات طلا را از بین ببرد. این به دلیل عملکرد برخی دلالان بود. این دلالان بر روی قیمت طلا شرط بندی میکردند و دو نوع بلیت به مردم می فروختند:
نوع اول: اگر قیمت طلا در روز بعد افزایش یابد، دلال به صاحب این بلیط یک دلار می دهد، در غیراین صورت، چیزی نمی دهد.
نوع دوم: اگر قیمت طلا در روز بعد کاهش یابد، به صاحب بلیط یک دلار می دهد و در غیر این صورت چیزی نمی دهد.
طبیعی است برای اینکه مردم این بلیطها را بخرند، قیمت بلیطها باید کمتر از یک دلار باشد. اکثر دلالان برای این که سود بیشتری ببرند، با رمز و رازهای خودشان کار
می کنند. مثلا یکی از دلالان بنام A بلیط نوع اول را 60 سنت و بلیط نوع دوم را 30 سنت می فروشد.
پس از مدتی بیشتر دلالان ضرر کردند و دست از این کار کشیدند و فقط A باقی ماند. زیرا مردم اعتقاد داشتند این کمپانی بهتر است و همیشه از او بلیط می خریدند و اکثر مواقع، بلیطی را که گرانتر می فروخت، می خریدند و A هم به هر کس به هر مقدار که بلیط می خواست بلیط می فروخت.
یکی از طلا فروشان برای مبارزه با A، برای بدست آورن سود بیشتر با مشاوران و وکلای خود جلسه ای برگزار کرد و در آن جلسه این صحبت‌ها گفته شد:
«یکی از وکلا پرسید که آیا می توانند هر چقدر که بخواهند طلا بخرند و طلا فروش بفروشند؟»
وکلا چنینی تصمیمی گرفتند:
هر چقدر می توانید بلیط نوع اول را به قیمت 55 سنت بفروشد. طلا فروش گفت: در صورتی که قیمت طلا کاهش یابد او 45 سنت از هر بلیط ضرر می کند. ولی وکیل جواب داد که با کمک A و خرید بلیط از او و خرید طلا از خزانه داری کاری می کنیم که در هر حالت او سود ببرد.
حالا نوبت شماست که از حافظه و هوش خود استفاده کنید و به این پرسشها، پاسخ دهید.
– آیا می دانید استدلال و منطق وکیل چه بوده است؟
– اگر قیمت بلیط نوع اول30 سنت و قیمت بلیط نوع دوم 60 سنت باشد، آیا باز هم طلا فروش سود خواهد کرد؟
– بعد از مدتی طلا فروش مورد نظر سود برد و A ضرر کرد. به همین دلیل A تصمیم گرفت هر دو بلیط را به قیمت 60 سنت بفروشد. در این حالت طلا فروش چه کند تا مردم بلیط های او را بخرند و او باز هم سود ببرد؟
– اگر او هم بلیطهایش را به قیمت A بفروشد و مردم ترجیح دهند ازA بخرند و بعد از مدتی خزانه داری کل، تصمیم بگیرد این کاهش و افزایش قیمت طلا را هر روز دو دلار کند؛
در این صورت بهترین کاری که طلا فروش می تواند انجام دهد تا سود ببرد چیست؟ (فرض کنید که بلیط های A همان 60 سنت هستند و در هر ده روز حداکثر یک روز قیمت طلا ثابت می ماند.)
در شماره آینده به تمام پرسشها پاسخ خواهیم داد، ولی چه بهتر قدری از هوش و استعداد خودتان بهره مند شوید. این نوع مسائل برای تقویت ذهن و حافظه مفید
و سودمند هستند.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation