به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

دیگر نمی خواهم نفس بکشم

اوتانازی به بیان ساده، پایان عامدانه زندگی یک شخص برای رهایی او از درد و رنج ناشی از بیماری است. انواع گوناگونی از اوتانازی وجود دارد که شامل...

853
853
Share
اوتانازی به بیان ساده، پایان عامدانه زندگی یک شخص برای رهایی او از درد و رنج ناشی از بیماری است. انواع گوناگونی از اوتانازی وجود دارد که شامل داوطلبانه، غیرداوطلبانه و بدون رضایت است. اوتانازی زمانی داوطلبانه است که بیمار رضایت رسمی خود را برای پایان زندگی خود به پزشک می‌دهد. این کار در تعدادی از کشورها مانند هلند و بلژیک قانونی است. اوتانازی غیر داوطلبانه زمانی است که بیمار به دلایل گوناگون، رضایت به مرگ خودخواسته نمی‌دهد. مثلا زمانی که بیمار در  اثر بیماری قادر به صحبت کردن نیست و یا در وضعیت هشیاری و آگاهی کامل برای دادن رضایت نیست. در این صورت پایان دادن به زندگی بیمار عملی غیر قانونی محسوب می‌شود. و در آخر نیز اوتانازی بدون رضایت است که نه تنها بیمار رضایت به اوتانازی نداده بلکه این کار حتی برخلاف نظر و اراده او می‌باشد. این کار در همه کشورها غیر قانونی است و قتل محسوب می‌شود.
گونه دیگری که در خصوص پایان دادن به زندگی بیمار به کار می‌رود، اوتانازی منفعل است که همان قطع دستگاه‌های پزشکی از بیمار است. این رایج‌ترین نوع اوتانازی است و زمانی رخ می‌دهد که عملیات درمانی بیمار مبتلا به بیماری لاعلاج، به علت اینکه پزشکان از برگشت دوباره وضعیت بیمار به سلامتی قطع امید کرده‌اند، متوقف می شود. این رفتار فقط زمانی قانونی محسوب می‌شود که بیمار ارتباط خود را با دیگران از دست داده یا دچار مرگ مغزی شده و یا برای مدت طولانی در حالت بیهوشی و کما به سر می‌برد. حتی در این حالت‌ها نیز برخی کشورها اجازه قطع درمان به منظور مرگ بیمار را نمی‌دهند، چون بیمار در هرحال زنده است و قطع درمان و خارج کردن دستگاه‌های حیات بخش از بیمار را، عملی غیر انسانی می‌دانند. اوتانازی غیرداوطلبانه و بدون رضایت، همچنان در کانادا به استناد قانون کیفری کانادا عملی غیرقانونی و ممنوع است.
واژه اوتانازی قبلا به مرگ راحت (بدود درد) و شاد تعبیر می‌شد. در قرن 17 میلادی، پزشک وظیفه داشت به دردهای بیمار پایان دهد. ولی در طی سالیان، مردم توقع دیگری پیدا کردند. از نظر تاریخی اقدام به کشتن بیماری که از درد بیماری در عذاب بود فقط برای کمک به بیمار بود، اما گاهی این عمل علاوه بر بیمار، برای اطرافیان بیمار نیز منافعی داشت. برای مثال اطرافیان بیمار برای رسیدن هرچه زودتر به میراث بیمار، تقاضای قطع درمان او را می‌کردند. به همین جهت، بالاخص در چند دهه گذشته، موضوع اوتانازی بسیار اختلاف برانگیز بوده و مردم نظرات مختلفی درخصوص اصول اخلاقی و معنوی در این زمینه ابراز کرده‌اند.
اوتانازی شامل جنبه‌های مثبت و منفی است، به همین جهت دولت‌ها و مقام‌های بهداشتی و درمانی، برای وضع قوانین در این خصوص، سال‌ها مجادله کرده‌اند. مدافعان اوتانازی معتقدند که حق انتخاب بین مرگ و زندگی، یکی از مصادیق حقوق بشر است. به اعتقاد آنان، کمک به خودکشی یک بیمار، کمک به پایان دادن به دردها و رنج‌های اوست. این کار حتی از نظر مالی هم کمک به خانواده تحت فشارِ فرد بیمار محسوب می‌شود، و آنان را از پرداخت هزینه‌های گزاف درمان نجات می‌دهد. از طرفی مخالفان اوتانازی می‌گویند که این کار تبعات بسیار خطرناکی دارد و به پزشکان اختیارات گسترده‌ای برای حق انتخاب بین مرگ و زندگی بیماران داده می‌شود. حد و مرز پزشکان برای تصمیم در خصوص قطع درمان بیمار لاعلاج مشخص نیست؛ این در حالی است که حتی برای بیماران با شانس زنده ماندن بسیار پایین هم، کوچکترین روزنه امید برای بهبود و بازگشت به زندگی وجود دارد. علاوه بر این، مخالفان اوتانازی معتقدند که فن‌آوری های پزشکی و درمانی برای درمان بیماران لاعلاج، با اجرای اوتانازی و تسلیم شدن پزشکان به مرگ این بیماران، هیچگاه به معنای واقعی پیشرفت نخواهد کرد.
از سال 2016، مرگ خودخواسته بیماران لاعلاج بالغ، در کانادا قانونمند شد. با این حال، شرایط متعددی برای اجرای آن پیش‌بینی شد؛ از جمله اینکه برای بیماران صغیر و با سن کم، بیماران دچار اختلالات مغزی و روانی، بیماران معلول با سابقه معلولیت طولانی، و بیمارانی که امکان معالجه دارند، مرگ خودخواسته اجرا نخواهد شد. ضمناً این امکان فقط برای شهروندان کانادا و افراد دارای اقامت دایم فراهم شده تا از هجوم “توریسم خودکشی” به کانادا جلوگیری شود.
رضایت بیمار برای مرگ خودخواسته دارای شرایطی است. رضایت باید مستقیم و مستمر باشد؛ یعنی بیمار نمی‌تواند رضایت خود به مرگ خودخواسته را، به مراقبین درمانی، پیش از شروع درمان بدهد تا اگر بیماری او شدید شد، زندگی او را پایان دهند. قوانین مرگ خودخواسته در کانادا سختگیرانه است تا از هرگونه سوءاستفاده جلوگیری شود و همیشه این اطمینان باشد که صلاح بیمار رعایت می‌شود؛ چون عمل پایان دادن به زندگی بیمار، غیرقابل برگشت و غیر قابل جبران است. لذا پیش از اقدام، باید همه جوانب بررسی و موضوع قطعی شود، و باید اطمینان حاصل شود که شهود حاضر و همچنین کادر درمانی که درگیر در موضوع هستند، هیچ نفع مادی از مرگ بیمار نمی‌برند. در هر حال بیمار برای درخواست مرگ خودخواسته، باید رضایت‌نامه کتبی امضا کند و قصد صریح و روشن خود را برای پایان دادن به زندگی اعلام کند. این رضایت‌نامه باید در حضور دو نفر شاهد که بتوانند تایید کنند که این رضایت به صورت خودخواسته و بدون هرگونه اجبار و زور داده شده، تنظیم و امضا شود. در مرحله بعد، دو نفر متخصص پزشکی هم باید غیرقابل علاج بودن بیماری شخص بیمار را تایید کنند.
در سال 1991، سو رودریگوئز که از بیماری ALS (تخریب پیش‌رونده سیستم عصبی) در رنج بود درخواست کرد که با کمک یک پزشک و به صورت قانونی به زندگی او پایان داده شود. پرونده او به دادگاه عالی کانادا ارسال شد و درخواست او رد شد. به این ترتیب، مرگ خودخواسته در کانادا همچنان غیرقانونی باقی ماند. در دهه 1990، کمک به خودکشی، در هیچ کشوری جز سوئیس قانونی نبود. مجازات این عمل در کانادا، تا 14 سال حبس بود. در آن زمان، دادگاه معتقد بود که اقدام به خودکشی، عمل مجرمانه نیست، اما کمک به خودکشیِ شخص دیگر، جرم محسوب می‌شود. بیست سال بعد و در فوریه 2015، دادگاه عالی کانادا، ممنوعیت قانون مجازات در این خصوص را لغو کرد و اجازه داد تا پزشکان، به خودکشی بیماران لاعلاج کمک کنند.
در پرونده کارتر علیه دولت کانادا، کی کارتر که از فلج ناشی از تنگی مجرای نخاع در رنج بود، تصمیم گرفت از حق خود برای تعیین سرنوشت خود (ادامه زندگی و یا پایان دادن به آن) دفاع کند. کارتر با محدودیت شدید حرکتی و درد زیاد مواجه بود و معتقد بود کمک به خودکشی، تنها راه رهایی او از این درد و رنج است. او قصد داشت با افتخار و پیش از آنکه بیماری، تمام بدن او را از حرکت بازدارد به زندگی خود خاتمه دهد. او پس از آنکه متوجه شد این عمل، توسط قوانین کانادا منع شده، تصمیم گرفت به دادگاه شکایت کند. او در شکایت خود عنوان کرد که ممنوعیت کمک به خودکشی، در مغایرت با اصل‌های 7 و 15 منشور حقوق و آزادی‌های کانادا است. به استناد اصل 7، هر شخص حق زندگی، آزادی، و امنیت دارد و حق دارد تا از این حقوق محروم و ممنوع نشود. اصل 15 نیز عنوان می‌کند که همه اشخاص، با وجود معلولیت جسمی یا مغزی، در برابر قانون برابر هستند.
دادگاه عالی کانادا در یک تصمیمِ به اتفاق آراء و بدون مخالف، شکایت کارتر را پذیرفت و به نفع مرگ خودخواسته رای داد. هشت قاضی این پرونده، اعتقاد داشتند که قانون جزای کانادا، با ممنوعیت مرگ خودخواسته، باعث نقض حقوق بشر شده است. با وجود مخالفت‌های جدی در این زمینه، قانونی شدن مرگ خودخواسته، به بسیاری از بیماران لاعلاج کمک کرده است. بیمارانی مانند کارتر و سو، از عواقب بیماری خود آگاه بودند و به جای انتظار برای رسیدن به اوج سختی بیماری و از کار افتادگی کامل بدن، تصمیم داشتند که به درد و رنجِ درحال افزایش خود خاتمه داده و با حفظ کرامت و شخصیت، مرگ را انتخاب کنند.
در یکی از پرونده‌های جالب در موضوع مرگ خودخواسته، نیک و تریس الدرهورست، زوج بیمار 91 ساله هلندی، با اینکه بیماری‌شان لاعلاج نبود، تصمیم داشتند با هم بمیرند و هیچکدام از آن ها حاضر نبود پس از مرگ دیگری، زنده باشد. این زوج، 65سال زندگی مشترک داشتند و عمیقاً به یکدیگر وابسته بودند و مرگ همزمان، آرزوی آنان بود. در هلند، مرگ خودخواسته از سال 2002 قانونی شده بود، اما حتی در کشورهایی که این عمل قانونی است، همه افراد دارای شرایط لازم برای اجرای آن نیستند. در هلند نیز، خودکشی به کمک پزشک، تنها در زمانی مجاز است که درخواست بیمار، داوطلبانه و با بررسی کامل ارایه شده باشد، و بیمار در پایان زندگی بوده و تحمل درد و رنج بیماری برای او سخت باشد، و ضمناً هیچ راه حل دیگری هم وجود نداشته باشد. این زوج دارای همه این شرایط بودند.
دلیلی که بسیاری از بیماران، مرگ خودخواسته (خودکشی به کمک پزشک) را انتخاب می‌کنند، آن است که از اقدام به خودکشی، شدیداً هراس دارند و برای این کار، به کمک نیاز دارند. فرانسیس، بیمار 89 ساله بلژیکی می‌گوید، من برای انجام خودکشی، حتی اگر قصد کنم هم، جرئت پریدن از ساختمان بیست طبقه را ندارم و برای حلق‌آویز کردن خودم، توانایی و جرئت لازم را ندارم. اما اگر پزشک من با یک تزریق ساده، کاری کند که من به آرامی به خواب بروم، این کار توانایی و جرئت زیادی لازم ندارد.
گرچه قانون مرگ خودخواسته، به درد و رنج بیماران زیادی خاتمه می‌دهد، اما اجرای آن از زمان تصویب، بسیار سهل و آسان شده و برخی بیم آن دارند که این قانون گرفتار شیب لغزنده و خطرناکی شده باشد؛ به بیان دیگر، بیماران بسیاری هستند که بیماری آنان لاعلاج و سخت نیست و در عین حال درخواست کمک به خودکشی و مرگ خودخواسته دارند، و پزشکان هم تمایل به موافقت با درخواست آنان دارند.

dadgar main author

In this article

Join the Conversation