به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

گفتگوی دادگر با مرد شوخ طبع سینمای ایران

رضا عطاران هنرمند توانمندی است که شاید به جرأت بتوان گفت یکی از ستون‌های سینمای طنز ایران است. ‏او در جایگاه بازیگر، کارگردان، مشاور و نویسنده، با طیف...

136
136
Share

دادگر: به نظر شما آیا اعتیاد یک بیماری روحی و روانی است؟
عطاران: اعتیاد قطعاً یک بیماری روحی و روانی است. ما تجربه‌های کوچکترش را داریم؛ مثلا خود من سیگاری هستم و زمانی که سیگار نمی‌کشم گویا کمبودی دارم. همین در مقیاس بزرگتر تبدیل به اعتیاد می‌شود . اعتیاد فقط هم به مواد مخدر نیست، خیلی از عادت‌های روزانه ما مثل نحوه سلام کردن متفاوت نیز خودش یک نوع اعتیاد است، و یا تیک‌های عصبی و جسمی که بصورت عادت در افراد وجود دارد و منشاء آنها بیشتر منشاء روانی است. این رفتارها اگر به صورت حاد در آید، مثل شرایطی که برای ترک اعتیاد به مواد مخدر وجود دارد، ترک این اعتیادها هم همینطور است و کنار گذاشتن عادت‌های خوب و بد افراد همان وضعیت را دارد.

دادگر: آیا شما تجربه درگیر شدن با یک بیماری روحی روانی را به هر عنوان داشته‌اید؟
عطاران: من تا پنج شش سال پیش سردردهای عجیبی داشتم. بعد از عکس برداری‌های مختلف دکتر به من گفت چیز خاصی وجود ندارد. بعدها این موضوع بیشتر شد و نقاط مختلف بدن من خود به خود شروع به درد گرفتن می‌کرد و درد از سر من بدون دلیل به بدن من انتقال پیدا کرد. دکتر به من گفت این نوعی افسردگی است و این یکی از نشانه‌های افسردگی است. من یک سال قرص مصرف می‌کردم تا اثرات آن برطرف شد.

دادگر: به نظر شما آیا طنز می‌تواند کمکی به تقویت روحیه جامعه داشته باشد؟
عطاران: خیلی! من در یک مصاحبه تصویری به مخاطبانم گفتم من الان با اجرای طنز، دارم برای درمان خودم اقدام می‌کنم. اگر زمانی برای شاد کردن و خنداندن مردم کاری می‌کردم، اما الان نیاز بدن خودم است که به شکل واقعی بخندم. چون نتیجه آن را کاملاً حس می‌کنم و چیزی در من ایجاد می‌شود که راحت‌تر می‌توانم ادامه زندگی بدهم و کارم را انجام بدهم. در حقیقت نشاطی در آدم به وجود می‌آید، درست مثل همان حسی که در برد تیم ملی فوتبال در جام جهانی احساس کردیم.

دادگر: تا به حال نقشی را بازی کرده‌اید که در آن مشکلات افرادی که با بیماری‌های روحی روانی درگیر هستند نشان داده شود؟
عطاران: نه! تا به حال چنین نقشی نداشته‌ام. اما شخصیت‌هایی را بازی کرده‌ام که تا حدودی می‌‌توان گفت دچار مشکلات روحی روانی هستند مثل ترش و شیرین.

دادگر: کدام نقشی را که تابحال بازی کرده‌اید، بیشتر دوست دارید؟
عطاران: «اسب حیوان نجیبی است»، کاری از آقای کاهانی بود که آن را خیلی دوست دارم همچنین «ورود آقایان ممنوع». کلاً کارهایی که با آقای کاهانی کرده‌ام را بیشتر دوست دارم مثل «طبقه حساس»

دادگر: آیا رضا عطاران فرد قانونمندی است؟
عطاران: خیلی سعی می‌کنم که قانون را در هر جا به روش خودش رعایت کنم، چون قوانین متفاوت هستند و هر کس برداشتی از آن دارد. مثلاً زمانی که در برزیل بودیم، برای من جالب بود که در برزیل قانونی بود که اگر کسی زیر هجده سال سن داشت و قتلی انجام می‌داد او را تا هجده سالگی در زندان نگه می‌داشتند، و برعکس ایران که او را در هجده سالگی اعدام می‌کنند، در برزیل او را آزاد می‌کنند. جالب‌ترآنکه در سرقت‌های مسلحانه در برزیل، اسلحه را به دست افراد زیر هجده سال می‌دادند؛ چون می‌دانستند که او آزاد خواهد شد. این قوانین متفاوت در همه جا وجود دارد، ولی من سعی می کنم هر کجا هستم قانون را رعایت کنم.

دادگر: اگر می‌توانستید به اختیار خودتان یک قانون را تغییر دهید، کدام قانون را انتخاب می‌کردید؟
عطاران: یکی از قوانینی که بسیار دوست دارم تغییر دهم، قوانین ارث و تساوی زن و مرد در ارث است. کلاً آنجایی که قانون بین زن و مرد تفاوت می‌گذارد، من دوست دارم این تفاوت‌ها را بردارم.

دادگر: آیا به نظر شما حق زنان نباید بیشتر از مردان باشد؟ چون بار مسئولیت زنان در جامعه بیشتر است، هم مادر هستند هم کار می‌کنند؟
عطاران: به همین دلایل من به تساوی حقوق زنان و مردان معتقدم. اگر این تساوی از هر طرف برهم بخورد طرف دیگر مدعی می‌شود.

دادگر: آیا تاکنون به یک وکیل مراجعه کرده‌اید؟
عطاران: نه! البته این موضوع خیلی ربطی به وکیل ندارد، اما یکبار پول من را در خیابان به سرقت بردند. بعد از اینکه پول پیدا شد، خانواده سارق به سراغ من آمدند تا رضایت دهم که پسرشان آزاد شود. در آن زمان و درباره این موضوع با یک وکیل در ارتباط بودم اما خودم مستقیماً مراجعه به وکیل نداشتم. البته در آخر هم به آزادی سارق رضایت دادم. اما جای سوال برای من همچنان باقی ماند که مگر آیا این سارق فقط از من سرقت کرده؟ به من گفتند نه. از افراد زیادی سرقت کرده، اما اگر شما رضایت دهید در تصمیم دادگاه خیلی موثر خواهد بود.

دادگر: به نظر شما چرا مردم جامعه، بیماری روانی را مانند بیماری جسمی خیلی جدی نمی‌گیرند و آن را پنهان می‌کنند؟
عطاران: کسانی که دچار بیماری روحی روانی هستند و یا در خانواده آنان برای کسی این اتفاق افتاده، خیلی جالب نمی‌دانند که در باره آن حرف بزنند. من خودم هم دلیل این که چرا این اتفاق رخ می‌دهد را نمی‌دانم. اما افراد فکر می‌کنند که بیماری روانی خیلی بیماری خاصی است و سعی می‌کنند راجع به آن زیاد حرف نزنند. اصطلاحی در بین ما ایرانیان هست که می‌گویند طرف دیوانه است. این خودش خیلی موثر است و افراد دوست ندارند بگویند نزدیکانشان بیماری روانی دارد. چون کسانی که گوش می‌کنند بعداً می‌گویند طرف دیوانه است، نمی‌گویند مشکل روانی دارد. افراد برای فرار از این موضوع است که بیماری‌های روحی و روانی را زیاد عنوان نمی‌کنند. این عرف بدی در جامعه است. در صورتی که واقعاً باید مانند سایر بیماری‌ها با آن برخورد کرد؛ مثل سرماخوردگی.

دادگر: چه راهکاری برای کاهش بار منفی بیماری‌های روحی روانی به نظر شما وجود دارد؟
عطاران: من از نوجوانی روی بیماری‌های روحی و روانی حساس بودم و تنها بیماری است که به نظرم نمی‌شود گفت این بیماری قطعی است و فلان دارو قطعاً موجب درمان آن خواهد شد. به نظر من هفتاد درصد از این درمان‌ها، حدس و گمان است. مگر اینکه درد جسمی همراه آن باشد که با دارو بتوان آن را کنترل کرد، اما درخصوص بیماری‌های روانی، هیچگاه نمی‌توان با قطعیت صحبت کرد و همیشه شک وجود دارد. به نظر من مهمترین راه برای کاهش بار منفی، شناساندن بیماری و فرار نکردن از آن است. این موضوع که بپذیریم که یکی از اعضای خانواده دچار این بیماری است، مرحله اول و اصلی آن است.

دادگر: آیا شما تا به حال نقشی را بازی کرده‌اید که روی شما تاثیر روحی و روانی بگذارد؟
عطاران: اثر روانی نه، اما نقش‌های بازی کرده‌ام که اثر جسمی روی من گذاشته است. یکی از کارهایی که با آقای کاهانی کار کرده‌ایم به اسم «بیخود و بی‌جهت» بود. ریتم شخصیت فیلم با ریتم آرام من فرق داشت. من می‌خواستم که به شخصیت فیلم نزدیک شوم و با هر سکانس از فیلم که برداشت می‌کردیم، من تپش قلب می‌گرفتم. این قطعاً اثر روانی بود که بر جسم من تاثیر می‌گذاشت، چون مجبور بودم ریتم آرام خودم را به ریتم تند تبدیل کنم و موضوع داستان را به پیش ببرم و مشکلات را در فیلم حل کنم. هر سکانس که می‌گرفتیم بدو بدو داشت و من مدتی می‌نشستم، پس از آنکه آرام می شدم دوباره شروع می‌کردم.

دادگر: آیا شما قبول دارید که هر کس نگاه متفاوتی به دنیا دارد؟ نگاه شما به دنیا چگونه است؟
عطاران: بله قبول دارم. تنها چیزی که برای من خیلی مهم است و با تمرین و ممارست سعی کردم این اتفاق در من رخ دهد، اخلاقیات است. فکر می‌کنم اگر همه با هم مهربان و خوب باشند و سعی کنند مشکلات همدیگر را حل کنند و حداقل باری به یکدیگر اضافه نکنند، بسیار دنیای بهتری خواهیم داشت. فارغ از مسائل مذهبی، این یک واقعیت است که ما به اینجا آمده‌ایم تا در کنار یکدیگر زندگی کنیم. همین نکته کافی است که به همدیگر، حداقل پشت پا نزنیم و در کنار یکدیگر مسالمت‌آمیز زندگی کنیم. در این بین، بیشتر از همه چیز اخلاقیات مهم است.

دادگر: پیغام شما به افرادی که با مشکلات روحی روانی دست و پنجه نرم می‌کنند چیست؟
عطاران: شاید بهتر باشد که ابتدا بدانیم این افراد به من چه پیغامی دارند. این موضوع به حدی گسترده و پیچیده است که باید برای هر فرد توصیه ای متفاوت ارائه کرد. شاید گاهی دور شدن از یکسری اعتقادات باعث بهبود وضعیت آن فرد شود. هر کس را باید شناخت تا بتوان به او توصیه‌ای کرد.

دادگر: در این مدت که با ایرانی‌های تورنتو در ارتباط بودید، چه پیغامی به عنوان هنرمند محبوب کشورمان به آن‌‌ها دارید؟
عطاران: به نظر من دنیای ما آدم‌ها را، همین افراد دور بر ما می‌سازند. انتخاب این که با چه کسی نشست و برخاست کنید و سعی کنید که طیف بزرگتری از آدم‌ها را در اطراف خودمان داشته باشیم، مهمترین چیزی است که می‌توان به دیگران توصیه کرد. توصیه به اخلاقیات و مهربان بودن، بهترین توصیه‌ای است که می‌توان به دیگران داشت.

In this article

Join the Conversation