به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

عدالتخواهی و انقلاب مشروطیت ایران

انقلاب مشروطیت مهم‌ترین رویداد سیاسی و اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم به شمار می‌آید. این انقلاب تاثیرات عمیق و شگرفی از خود در جامعه ایرانی بر جای...

750
750
Share

P_nmashroteh_15انقلاب مشروطیت مهم‌ترین رویداد سیاسی و اجتماعی ایران در آغاز قرن بیستم به شمار می‌آید. این انقلاب تاثیرات عمیق و شگرفی از خود در جامعه ایرانی بر جای گذاشته است به گونه‌ای که امواج حاصل از آن تا به امروز نیز جامعه، سیاست و فرهنگ ایران را تحت تاثیر قرار داده است. کتاب‌ها و مقاله‌های بسیاری در مورد علل وقوع این رخداد اجتماعی به رشته تحریر در آمده و هر یک از زاویه‌ای به تجزیه و تحلیل این جنبش پرداخته‌ اند. اسناد، مدارک و مباحث مرتبط با انقلاب مشروطیت هنوز هم از جذاب‌ترین موضوعات تاریخی، سیاسی و اجتماعی ایران محسوب می‌شوند.

در ورای تمامی علل پیدا و پنهان در انقلاب مشروطیت، بی‌تردید این رویداد در بستری از “آگاهی” شکل گرفته و “بیداری ایرانیان” مهمترین عامل و زمینه ساز انقلاب مشروطیت بوده است. ایرانیانی که به تعبیر علامه میرزای نائینی یکسره در چنبره دو استبداد سیاسی (دولت) و دینی (شریعت) گرفتار آمده بودند، عرصه زندگی خصوصی و اجتماعی آنان صحنه تاخت و تاز حاکمان خودکامه و فاسد از یک سو و سلطه دستگاه دینی از سوی دیگر و گاه تقابل این دو عنصر با یکدیگر قرار گرفته و مجال هرگونه دگرگونی و پیشرفت را از آنان سلب کرده بود. چنین شرایطی نمی‌توانست برای همیشه دوام بیاورد و جامعه به تدریج بذر تحول و تغییر را در خود بارور می‌ساخت. حتی نسیمی از تغییرات به درون دربار قاجار نیز راه یافته بود. ناصرالدین شاه که با تشویق میرزا حسین خان سپهسالار صدر اعظم راهی اروپا شده بود، از مشاهده پیشرفت اروپاییان در آن دوره حیرت زده شد. از زمان قتل میرزا تقی خان امیر کبیر و ناکام ماندن اقدامات اصلاحی وی، این میرزا حسین خان سپهسالار بود که اندیشه پی ریزی وزارتخانه‌هایی نوین به سبک غربی و اداره کشور بر مدار قانون را در سر می‌پروراند. وی حتی تاسیس وزارت عدلیه را در طرح پیشنهادی خود به شاه گنجانیده بود. متاسفانه صدارت او نیز دیری نپایید و با مخالفت بدخواهان و جمعی از روحانیت که تاسیس عدلیه را در تضاد با منافع سنتی خود می‌دیدند، برکنار شد و مسیر اصلاحات همچنان مسدود ماند.

تاسیس مدارس جدید با همت میرزا حسن رشدیه در تبریز و تهران و گسترش آن به سایر شهرها از ده سال پیش از صدور فرمان مشروطیت، چاپ و توزیع نشریات و روزنامه‌های روشنگرایانه، رواج افکار و اندیشه‌های ترقی خواهانه و همچنین به حرکت درآمدن توده مردم در جریان لغو امتیاز انحصاری توتون و تنباکو زمینه‌های اساسی دیگری در بیداری ایرانیان و مشارکت آنان در جنبشی فراگیر بوده است.

مظفردین

آزادی از یوغ استبداد، برقراری عدالت و حاکمیت قانون مهمترین آرمان‌های انقلاب مشروطیت بود. مردم به‌ستوه آمده از ظلم و ستم، خواهان آن بودند که قانون واحدی که همه در برابر آن مساوی باشند مستقر شود، ستمگری و زورگویی متوقف شود و مرجعی برای رسیدگی به بی‌عدالتی بوجود آید. از این رو تاسیس عدالتخانه در تمامی شهرهای ایران از جمله خواست‌های اولیه مردم و بست نشینان در اوایل شکل گیری جنبش مشروطیت بود. هر چند صدور فرمان اولیه مظفرالدین شاه در سال 1284 شمسی مبنی بر تاسیس عدالتخانه، موفقیتی برای ملت شمرده می‌شد ولی در عین حال برای مردم ایران بنای عدالتخانه صرفا صدور دستخط همایونی یا احداث عمارتی به این نام نبود. عدالتخانه در نظر آنان مفهومی ساده و روشن داشت: جایی که در آن بدون تبعیض بین رعیت و حاکمان حکم شود و به عدل، مساوات و انصاف با همگان رفتار شود.

آزاد گذاشتن دیو استبداد و حاکم خودکامه یا همان “سایه خدا”، مهار نشدن قدرت مطلقه او، عدم دخالت مردم در امر قانونگذاری و عدم مشارکت آنان در تصمیم گیری‌های سیاسی و اجتماعی از طریق مجلسی متشکل از نمایندگان واقعی خود، انتظار برقراری عدالت در یک جامعه را به امری موهوم مبدل می‌سازد. این نکته از دید روشنفکران، رهبران مشروطه و توده مردم نیز پنهان نمانده بود. به ویژه که سیر حوادث بعدی نشان داد چگونه حاکم مستبدی همچون محمد علیشاه همراه با همدست روسی خود ولادیمیر لیاخوف، مجلس را به توپ بست و به کشتار آزادیخواهان دست زد. بنابر این، همزمان با اتحاد مستبدین و مشروعه طلبان و مقاومت و کارشکنی آنان در برابر خواست ملت، جنبش مشروطه نیز وارد مرحله نوینی شد و در نتیجه سطح مطالبات مردم از حکومت افزایش یافت و تاسیس دارالشورای ملی یا مجلس شورای ملی به عمده‌ترین خواست مردم و رهبران مشروطه تبدیل شد. این خواست در دو سند موسوم به فرمان مشروطیت در تاریخ 14 و 16 مرداد 1285 شمسی (5 و 7 آگوست 1906 میلادی) به امضا مظفرالدین شاه رسید.

علی رغم تحلیل‌های مبتنی بر توهم توطئه، مشروطیت یک پدیده وارداتی نبوده و دارای ریشه‌های بومی، فکری و تاریخی در جامعه ایرانی بوده است. تاکید رهبران و رهروان مشروطیت بر تاسیس مجلس شورای ملی، نه تحت تاثیر سیاست‌های استعماری آن دوران صورت گرفته و نه انحرافی از خواست اولیه آنان در ایجاد عدالتخانه بوده است. در واقع این امر گامی بلند در راستای تحقق عدالت بود که در تلاش برای پی ریزی شالوده‌ای محکم به منظور مهار قدرت مطلقه، حاکمیت قانون، مشارکت ملی در تصمیم گیری‌ها و برقراری عدالت در جامعه صورت پذیرفت.

اکنون بیش از یک قرن از انقلاب مشروطیت می‌گذرد و گفتمان سیاسی مسلط در جامعه امروز ایران همچنان برگرفته از آرمان‌های مشروطیت است. در سالروز این رویداد مهم تاریخی،  پرسشی اساسی همچنان باقی است که جامعه ایران در تحقق آرمان‌های خود برای نفی استبداد، حاکمیت قانون، استقرار مردم سالاری، آزادی و عدالت تا چه حد موفق بوده است و اینک در کجای نردبان تاریخ ایستاده است؟

TabrizRevolutionaries

برای مطالعه:

تاریخ مشروطه ایران، نوشته احمد کسروی

تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، نوشته مهدی ملک زاده

تاریخ بیداری ایرانیان، نوشته ناظم الاسلام کرمانی

حیات یحیی، یحیی دولت آبادی

مشروطه ایرانی، ماشالله آجودانی

از مرتضی قانون

In this article