به خانواده دادگر بپیوندید


Email/ایمیل
Name/نام

گفتگویی متفاوت با “مهرداد میناوند”

jamnews.ir مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا در استرالیا در حال انجام است. تیم ملی فوتبال کشورمان با تلفیقی از بازیکنان با تجربه و جوانان شایسته، با هدایت کارلوس...

1276
1276
Share
jamnews.ir

مسابقات فوتبال جام ملت‌های آسیا در استرالیا در حال انجام است. تیم ملی فوتبال کشورمان با تلفیقی از بازیکنان با تجربه و جوانان شایسته، با هدایت کارلوس کی‌روش و حمایت پرشور ایرانی‌های مقیم استرالیا این امید را در دل‌ها زنده کرده است تا پس از 39 سال بتواند به چهارمین عنوان قهرمانی خود دست یابد و باعث افتخار همه هموطنان شود. تیم ملی فوتبال کشورمان هنوز از پر افتخارترین تیم‌های این جام محسوب می‌شود و علی رغم کمبود‌ها و کم توجهی‌ها در تدارکات و آماده سازی تیم برای این تورنمنت باشکوه، بازی نخست را خوب اداره کرد و به پیروزی دلچسبی دست یافت. البته، در برخی از جام‌های گذشته، تیم ملی ایران با در اختیار داشتن ستاره‌های متعدد، لیاقت رسیدن به فینال و حتی قهرمانی را داشته است، اما نبود بخت و اقبال و تجربه لازم، مانع از دستیابی به این مهم شده است. یکی از این ستاره‌هایی که می‌توانست جام 1996 را با هم تیمی‌های شایسته خود در امارات بالای سر ببرد، مهرداد میناوند است. به بهانه این بازی‌ها ایشان را به گفتگویی دعوت کردیم که با نهایت صبر، متانت و خوشرویی پرسش‌های ما را پاسخ داد. این گفتگو پس از انجام اولین بازی تیم ملی مقابل بحرین انجام شده است.

نظر شما در مورد روند آماده‌سازی تیم ملی فوتبال ایران برای جام ملت‌های آسیا و استرالیا چیست؟ آیا به نظر شما حمایت کافی از سوی فدراسیون، رسانه ملی، وزارت ورزش و سایر دستگاه‌های ذیربط در این زمینه انجام شده است یا خیر؟
اگر بخواهم حقیقت را بگویم، متاسفانه خیر. چند وقتی است که در ورزش هر آن چه در سایر ورزش‌ها از جمله والیبال اتفاق می‌افتد، با فوتبال مقایسه می‌شود. در حالی که اگر بخواهیم واقع ‌بینانه نگاه کنیم تاثیرات ورزش فوتبال بسیار فراتر است. نگاه کنید یک برد در بازی فوتبال چقدر در بین مردم اثر می‌گذارد و آرامش ایجاد می‌کند، حتی در بین ایرانیانی که در خارج از وطن زندگی می‌کنند. هر چند که ورزش‌های دیگر از جمله والیبال و بسکتبال در سال‌های گذشته خیلی خوب کار کرده‌اند، ولی فوتبال جایگاه خاص خودش را دارد.
متاسفانه وضعیت در ایران با سایر نقاط دنیا متفاوت است. وقتی یک وزیر ورزش یا یک رییس فدراسیون عوض می‌شود و فرد دیگری جایگزین می‌شود، مدیر جدید تلاش می‌کند تمام کارهای مفید افراد دیگر را زیر سوال ببرد و کار جدیدتری را در پیش بگیرد. حداقل در مورد فوتبال ما بعد از جام جهانی می‌توان این موضوع را مشاهده کرد. تصور من این است که آقای کی‌روش عملکرد بدی نداشته است ولی متاسفانه خیلی دیر با آقای کی‌روش به توافق رسیدند و ما فرصت‌های زیادی را از دست دادیم. هم من و هم همکاران که پس از سال‌ها بازی در اروپا به جرگه مربی‌ها پیوسته‌ایم، تمایل زیادی داریم تا تجارب خود را انتقال دهیم ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد و هر چه می‌گوییم اتفاقی نمی‌افتد، هر چند این اواخر نسبت به قبل اتفاقات بهتری روی می‌دهد. علی کریمی را به عنوان کمک مربی انتخاب کردیم و حواشی زیادی به وجود آمد. البته تمام حاشیه‌ها برای تیم ملی را ما خودمان ایجاد می‌کنیم، گویی دشمن اول خودمان، خودمان هستیم و شخص دیگری نیست. یعنی ما می‌توانیم با عملکرد خوب خود، تیم ملی خود را آماده کنیم برای یک رویداد به این بزرگی مثل جام ملت‌های آسیا که می‌تواند به خیلی از اتفاقات قشنگ منتهی شود. متاسفانه این اتفاقات برای ما نیافتاد و باید چون دفعات قبل با تکیه به «غیرت» بچه‌های تیم ملی، بتوانیم در روزهای سخت کارهای بزرگی انجام بدهیم. این درست است ولی خوب ما باید یاد بگیریم که دیگر بس است. 30 یا 40 سال است که می‌گوییم تدارک خوب انجام نمی‌شود. به تیم‌های پایه‌ اهمیت نمی‌دهیم. باید در یک جایی این اتفاقات دیگر تمام بشود و ما هم مثل تمام تیم‌های دنیا و تیم‌های دیگری که شاید 10 یا 15 سال قبل از ما عقب‌تر بودند مثل ژاپن که 20 سال پیش وقتی ما با تیم این کشور روبرو می‌شدیم، سعی می‌کردند زیاد از ایران گل نخورند ولی الان به جایی رسیده‌اند که اصلا خود را از فوتبال آسیا کنده‌اند. دلیل این امر برنامه‌ریزی خوب آن‌ها است. ولی با تمام این تفاصیل، من امیدوارم و افتخار می‌کنم که مربی بزرگی مثل کی‌روش به مملکت ما آمده‌است. ما در یک سری از ورزش‌ها مثل کشتی، مربی‌های خیلی خوبی داریم و می‌توانیم صادرهم بکنیم ولی در بخش فوتبال هنوز باید یاد بگیریم. هنوز باید اتفاقاتی بیافتد که ببینیم، یاد بگیریم و تجربه کنیم. به علاوه، تجربه افرادی مثل علی دایی، خداداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا و عزیزان دیگری که در باشگاه‌های خارجی بازی کرده‌اند را به کار بگیریم تا بتوانیم از پایه، تیم‌های خوبی داشته باشیم.
انجام بازی‌های تدارکاتی مناسب از عوامل مهم آماده سازی تیم‌ها برای شرکت در هر تورنمنتی به شمار می‌آید. متاسفانه تیم ما از این منظر و در مقایسه با رقیبان خود عقب است. مصاحبه آقای کی‌روش را هم که حتما شنیدید قبلا که گفتند ما از نظر رنکینگ فیفا در رتبه اول هستیم اما از نظر تدارکات و آمادگی متاسفانه آخرین تیم هستیم. شما اهمیت این موضوع را تا چه اندازه می‌دانید و این که آیا در این فرصت محدود کار خاصی از دست آقای کی‌روش بر می‌آید یا نه؟
بازی‌های تدارکاتی اهمیت بسیار زیادی در روند آمادگی تیم‌ها دارد. به همین دلیل، فیفا روزهای مشخصی را برای بازی‌های تدارکاتی و اردوهای مربوطه درتقویم خود می‌گنجاند. این برای مملکت ما باعث تاسف است که وقتی به لحاظ فرهنگی، مالی و منابع طبیعی ثروتمند هستیم، با ارسال پیامک از عموم مردم بخواهیم به تیم ملی کمک کنند و این در شان و منزلت فوتبال کشور نیست. خدا را شکر، این کشور آن قدر دارای منابع و امکانات است و در کنار دولت، افراد بسیاری هم وجود دارند که می‌توانند از تیم ملی حمایت کنند. امیدوارم روزی برسد که با وزیر فعلی یا هر فردی که دلسوز فوتبال کشور است، به تمام بدسلیقگی‌ها، کج‌سلیقگی‌ها، بدرفتاری‌ها و دشمنی‌ها پایان داده شود چرا که در غیر این صورت، دود تمام آسیب‌ها به چشم فوتبال کشور و مردم ما می‌رود. در رده باشگاهی، وضعیت نامناسب پرسپولیس و استقلال را می‌بینید. ما وقتی می‌توانیم تیم ملی خوبی داشته باشیم که واقعا لیگ خوبی داشته باشیم. اگرچه لیگ ما هم اسم حرفه‌ای را یدک می کشد و در چند سال گذشته، حرکت های رو به جلو داشته‌ایم اما در حد کافی و مطلوب نبوده و بسیار کند عمل شده است.
من فکر می‌کنم با توانمندی که در آقای کی‌روش سراغ داریم، کمبود بازی‌های تدارکاتی ما جبران بشود. بازی‌های مقدماتی برای ما به نوعی جنبه تدارکاتی نیز دارد ولی ما باید می‌رفتیم و با تیم‌های بزرگی مثل آرژانتین بازی می‌کردیم تا از مواجهه و حتی باخت واهمه نداشته باشیم، به نقاط ضعف خود پی ببریم و آنها را برطرف کنیم و آبدیده شویم. متاسفانه این اتفاق نیفتاده است و اکنون باز هم باید به «غیرت» بچه‌ها و به توانمندی و هوش ایرانی بودنمان بسنده کنیم. امیدوارم تیم ملی ما با سربلندی از استرالیا برگردد. وقتی تیم ملی در مسابقات برنده می‌شود، این اتفاق به نفع همه است و بهره‌های زیادی نصیب مردم، تیم ملی، فوتبالیست‌های باشگاهی و کسانی که تازه می‌خواهند فوتبال را شروع کنند، می‌شود.

شما در سال 1996 در امارات، جزو ستاره‌های تیم ملی ایران بودید. در مقام مقایسه، تدارکات این زمان را نسبت به آن دوران چگونه می‌بینید؟
فوتبال از آن زمان شاهد تغییراتی بوده است. ما در آن زمان اصلا امکانات مناسبی نداشتیم حتی با وجود رشدی که فوتبال در آن دوره کرده بود ولی شاید باور کردنی نباشد، برای گرفتن لباس و کفش هم مشکل داشتیم. اما در این زمان، متاسفانه شاهد افت کیفیت هستیم و آن هم به دلیل این است که مدیریت مالی کارآمدی وجود ندارد. نگاه کنید در طول سال چه میزان پول در سطح لیگ تزریق و خرج می‌شود. در حالی که فوتبال، ورزش پولسازی است به شرط اینکه درست مدیریت شود و مدیریت آن به دست اشخاصی سپرده شود که تخصص داشته باشند. متاسفانه در چند سال اخیر کسانی که پول هنگفتی دارند به عنوان حمایت از فوتبال وارد شدند ولی هدف نهایی آنها مطرح کردن و معروف کردن خودشان در تلویزیون و رسانه‌ها بود. صرف پول داشتن نباید ملاک قرار گیرد بلکه باید دید این گونه افراد با چه انگیزه‌ای وارد می‌شوند و تا چه حد قادرند به پیشرفت این رشته ورزشی کمک کنند.
علاوه بر مدیریت، استعداد نیز نکته مهم دیگری است که در فوتبال ایران حرف اول را می‌زند. امیدوارم بعد از جام ملت‌های آسیا، آقای حاج صفی، آقای پولادی و خیلی از بازیکنان دیگر تیم ملی، فرصت بازی در باشگاه‌های اروپا را هم به دست بیاورند. در پایان بازی‌های سال 96 یا 98 فرانسه، ما 15 یا 16 نفر لژیونر داشتیم. در بهترین تیم‌های اروپایی از جمله بایرن‌مونیخ و در جام باشگاه‌های اروپا نفرات ما بازی می‌کردند. چنین مسئله‌ای خیلی می‌تواند به فوتبال کشور ما کمک کند ولی متاسفانه عدم مدیریت مالی مناسب، موجب آشفتگی و در‌هم ریختگی در فوتبال کشور شده است. مافیاهای مالی فعال شده‌اند. استعدادها از بین رفته‌اند و در نتیجه فوتبال کشور ما خالی از ‌ستاره شده است. در حالی که می‌توان ستاره‌هایی ساخت همچون خداداد عزیزی، کریم باقری، مهدی مهدوی کیا و خیلی دیگر از بازیکنان ما.

استفاده یا عدم استفاده از فوتبالیست‌هایی مثل سروش رفیعی یا مهرداد پولادی موضوع مجادله بین فدراسیون فوتبال و آقای کی‌روش از یک طرف و سازمان نظام وظیفه کشور از طرف دیگر بود. به نظر شما آیا با قانون شکنان صرف نظر از شرایط و پست و مقامی که دارند باید برخورد جدی و عبرت‌آموز صورت گیرد یا خیر این افراد را می‌توان در شرایط خاصی مورد بخشش قرار داد؟
به اعتقاد من، قانون برای تمام مردم ما باید یکسان باشد. در این زمینه فرقی بین رییس جمهور کشور و یک فرد عادی جامعه نباید باشد. من شخصا فرد قانون مداری هستم و بر رعایت قانون تاکید دارم اما وقتی فردی مثل مهرداد پولادی در جام جهانی آنچنان می‌درخشد، در واقع به مملکت خودش خدمت کرده است. قانون باید برای ورزشکاران حرفه‌ای و کسانی که برای کشور افتخار می‌آفرینند، مثل همه دنیا راهکارها و تسهیلاتی را در نظر بگیرد. یکی از روش‌ها می‌تواند این باشد که اینگونه بازیکنان، دوره نظام وظیفه خود را در خدمت تیم ملی کشورشان باشند. تمام این مشکلات به دلیل کمبود قوانین یا عدم مدیریت و برنامه‌ریزی رخ می‌دهد. در این مورد خاص واقعا نمی‌توان گفت چه کسی مقصر است زیرا هر دو طرف سازمان نظام وظیفه و فدراسیون و آقای کی‌روش دلایل خاص خودشان را دارند. در عین حال معتقدم این دو می‌توانند به یک تعاملی برسند و برای بازیکنان ملی امتیازاتی را در نظر بگیرند. آقای پولادی هر چند دیر به تیم ملی اضافه شد ولی از این بابت خوشحالم که وی به عنوان یک ورزشکار حرفه‌ای می‌تواند در جایگاه خود و در چارچوب تخصصی خودش به کشور خدمت کند.

سوال دیگر ما در مورد خطوط سه گانه تیم ملی و معدل سنی بالای خط هافبک است. تحلیل شما راجع به این موضوع چیست و این که از نظر شما، در عرصه تورنمنت‌های نفس‌گیری مثل جام ملت‌های آسیا کاربرد کدام بیشتر است: تجربه یا نیروی جوانی؟
از نظر من که تجربه سال‌ها کار در تیم ملی و باشگاه‌های اروپا را دارم، تلفیق این دو عامل، اهمیت بیش‌تری دارد. البته من شخصا به محدودیت «سن» اعتقاد ندارم. شما ببینید پائولو مالدینی تا چه سالی برای تیم ملی کشورش ایتالیا بازی کرد. یا آندره پیرلو که به چه خوبی در حال بازی در تیم ملی ایتالیا است. بنابر این، من کلا فکر می‌کنم تلفیق دو عامل یاد شده خیلی بهتر است، به ویژه این که شخص بسیار باتجربه‌ای مثل آقای کی‌روش هدایت تیم ملی کشور ما را به عهده دارد و ایشان از هر کسی بهتر می‌داند. برای مثال ببینید وقتی جواد نکونام در خط هافبک نباشد، افرادی را برای جایگزینی دعوت کرده‌اند که دقیقا نیروی جوانی دارند. ولی مطمئنا بعد از جام ملت‌های آسیا، برای سه سال دیگر که مقدماتی جام جهانی بعدی هست، حتما باید نیروی جوانی را اضافه کنیم چون فکر می‌کنم در آن زمان 5 تا 10 نفر از بازیکنان فعلی ما دیگر نمی‌توانند مثمر ثمر باشند. در این دوره از بازی‌های جام ملت‌های آسیا موضوع متفاوت است و ما باید از تمام ظرفیت‌های خود از جمله «با تجربه‌ها» استفاده کنیم تا به نتیجه دلخواه برسیم.

می‌دانیم که دعوت یا عدم دعوت از بازیکنان، حق هر مربی شمرده می‌شود. ممکن است لطفا نظر خود را در مورد بازیکنان حاضر در مسابقات بیان بفرمایید؟
انتخاب بازیکنان در همه جای دنیا تا حدی سلیقه‌ای است و مربی می‌تواند با توجه به برنامه‌ای که در نظر دارد نسبت به انتخاب بازیکنان تصمیم‌گیری نماید. حتی بعضی از بازیکنانی که من معتقد بودم از آمادگی لازم برخوردارند، مثل محمد نوری از پرسپولیس یا خلعتبری انتخاب نشدند. به هر حال باید قبول کنیم که حرف اول و آخر در انتخاب بازیکنان با مربی است و باید اجازه بدهیم ایشان کار خودشان را انجام بدهند چون مسؤلیت نهایی برد و باخت تیم به عهده مربی است. در کل فکر می‌کنم از پتانسیل‌های موجود استفاده شده است. نکته دیگر این که باید قبول کنیم از این همه فوتبالیست تنها می‌توان اسامی 22 نفر را اعلام کرد و از این تعداد هم فقط 11 نفر در زمین هستند. این کار مربی را مشکل می‌کند، بنابر این باید اجازه بدهیم شخص سرمربی و کادر فنی، خود به تصمیم‌گیری برسند.

به موضوع هافبک بازی‌ساز مثل آقای محمد نوری اشاره کردید. نظر شما در مورد این مسئله چیست که ما یک هافبک خلاق و بازی‌ساز یا به اصطلاح Playmaker نداریم که بتواند سرعت بازی را به موقع کنترل بکند یا به بازی سرعت دهد و نبض حرکت تیم را کنترل کند.
بله، نکته مهمی است. بعد از آنکه جباری نیامد، وقتی شنیدم اسم محمد نوری خط خورده، از این تصمیم آقای کی‌روش خیلی شوکه شدم ولی خوب باید به تصمیم ایشان احترام گذاشت. حتی محمد نوری هم با اینکه خیلی ناراحت بود ولی به تصمیم آقای کی‌روش احترام گذاشت. من تصور می‌کنم حضور محمد نوری می‌توانست خیلی راهگشا باشد و در لحظات حساس با خلاقیتی که در او سراغ داریم می‌توانست کمک موثری باشد. البته من فکر می‌کنم ایشان از وجود حاج صفی یا مسعود شجاعی بعضی وقتها در وسط بازی پشت فوروارد استفاده کند. آقای کی‌روش بازیکنانی را انتخاب کرده که در دو یا سه پست بتوانند به این نحو بازی کنند.

سوال بعدی ما در باره تفاوت آب و هوایی ایران و استرالیا است. هر چند تاکنون نشانی از اینکه این تفاوت بر روی بازیکنان ایرانی تاثیر‌گذار بوده، دیده نمی‌شود اما آیا شما فکر می‌کنید ممکن است این تفاوت آب و هوایی، در ادامه مسابقات اثر خاصی بر روی کیفیت بازی فوتبالیست‌های ما برجای بگذارد؟
من بعید می‌دانم تغییرات آب و هوایی چندان تاثیرگذار باشد. تیم ملی یک هفته زودتر به استرالیا اعزام شد تا با شرایط فصلی آنجا تطبیق پیدا کند. به علاوه امروزه با پیشرفت علم، قرص‌هایی که تولید شده و متدهایی که وجود دارد، انطباق با شرایط آب و هوایی در کوتاه‌ترین زمان قابل جبران است. البته نمی‌توان گفت که اصلا بی‌تاثیر نیست. شرجی شدن یا بارانی شدن هوا در شرایط یا زمانهای خاص ممکن است تاثیرگذار باشد. در عین حال معمول است که از قبل تدارکاتی مثل کمپ‌زدن برای تیم ملی فراهم می‌شود که فکر می‌کنم آقای کی‌روش این کار را کرده‌اند و بازیکنان یک هفته زودتر به آنجا اعزام شده‌اند.

خوشبختانه تیم ملی فوتبال ایران در بازی اول موفق شد دو بر هیچ بر بحرین غلبه کند. نظر شما در باره این بازی چیست و آیا فکر می‌کنید این موفقیت می‌تواند تداوم داشته باشد؟
امیدوارم همین طور باشد. من فکر می‌کنم فوتبال و ورزش به طور کلی، برای نزدیک ساختن ملت‌ها و انسان‌ها به یکدیگر است و از این منظر، ورزش امر زیبا و پسندیده‌ای است. من هیچ گاه حرکت چندین سال پیش بحرینی‌ها در مقابل ایران را از یاد نبرده‌ام که در انتهای بازی پرچم یک کشور دیگر را به نشانه شادی بالای سر خود بردند و چرخاندند. هر چند نسل قدیمی‌تر آن‌ها این حرکت را کردند ولی این کار زیبایی نبود و شاید مثل لکه ننگی در فوتبال این کشور ماند. تیم ملی ما در این دوره در مقابل بحرین بسیار خوب بازی کرد. هر چند در یک ربع اول طرف مقابل به لحاظ تاکتیکی بهتر عمل می‌کرد ولی در ادامه، بازیکنان ما هماهنگ‌تر شدند. من خیلی امیدوار شدم و امیدوارم همین روند ادامه پیدا کند.

آقای میناوند، بسیار خوشحال خواهیم شد اگر خاطره‌ای به ویژه از جام ملت‌های آسیا که در سال 96 در امارات برگزار شد و شما خودتان هم به عنوان یکی از بهترین و تاثیرگذارترین بازیکنان آن جام بودید، بیان کنید.
البته، بعد از آن هم من در دو بازی مقدماتی دیگر (منظور دو جام ملت‌ها) شرکت داشتم. در سال 96 آن چه برای من حائز اهمیت بود و در ذهن من همیشه می‌ماند، پاس رو به جلو من به علی دایی بود و او با ضربه سر زد. این حرکت چنان بود که من در آن لحظه تصور کردم علی دایی حتما مهره‌های کمرش شکسته است و دیگر نمی‌تواند بلند شود. اما بر خلاف تصور من ناگهان بلند شد و یک شیرجه دیگر هم زد و من از این مسئله خیلی خوشحال شدم. این یکی از بهترین خاطراتی است که در ذهن من مانده است.

در پایان، نظر شما در مورد ماهنامه دادگر چیست و چه پیامی برای هموطنان ساکن کانادا دارید.
هر بار به کانادا آمده‌ایم با استقبال هموطنان ایرانی خود مواجه شده‌ایم. من برای تمام ایرانی‌ها در هر جای دنیا که زندگی می‌کنند سلامتی آرزو می‌کنم. من هر وقت به کانادا، به ویژه به شهرهای ادمونتون، تورنتو و ونکوور آمده‌ام، چه وقتی که با پرسپولیس آمدم یا با تیم ملی، همیشه با استقبال گرم و گسترده ایرانیان حاضر در ورزشگاه‌ها روبرو بوده‌ایم. برای همه هموطنانم آرزوی سلامتی دارم.
از ماهنامه دادگر نیز که حاوی مطالب ارزنده‌ای است و بر دانش مخاطبان می‌افزاید، تشکر می‌کنم.

دادگر: ما هم از وقتی که برای این گفتگو اختصاص دادید، بی‌نهایت سپاسگزاریم و برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون داریم.

dadgar main author
In this article

به خانواده دادگر بپیوندید

با پیوستن به بزرگترین پرتال حقوقی ایرانیان آمریکای شمالی ،اطلاعات خود را به روز کنید و آخرین اخبار دادگر را هفتگی دریافت کنید. همچنین به قید قرعه برنده یکسال اشتراک رایگان ما شوید.
Email/ایمیل
Name/نام
اطلاعات شما تحت دادگر محفوظ می باشد.